یکشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 50 - 17صفحه
واقعيتي به نام اميدواري اجتماعي
شنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۸۵
عصري كه در آن زندگي مي كنيم
[ زهرا شيـرازي ]

عصري كه در آن زندگي مي كنيم ،عصر ارتباطات،عصر تكنولوژي،عصر فلز و سيمان و سنگ است

.در حالي كه مسير پيشرفت ها و حركت هاي سريع بشري در اين عصر به سمت راحت تر كردن زندگي انسانهاست ،امّا پيچيدگي هايي را نيز با خود به همراه دارد و در كنار واژه هاي جديدي كه بيانگر رشد،پيشرفت و گسترش علوم مختلف است واژه هاي ديگري نيز همچون اليناسيون سر برآوردند كه نشان دهنده بعد منفي اين حركت سريع هستند،در نهايت مي توان اين گونه نتيجه گرفت كه مسير حركتانسان به سمت آسايش تن و ويران كردن روح است .از تبعات اين عصر دور افتادن انسان ها از يكديگر ،انزاوا،افزايش تك زيستي،طلاق،قتل،....و بيماري هاي رواني كه خاص اين دوران است .

 
انسان اين عصر احساس نوعي خلاء در وجود خود دارد ،انگار چيزي كم است،براي چيزي نگران و ناراحت است،براي نبودش امّـآ نمي داند چيست؟به سرابي در دور دست ها مي ماند
 
جـك كانفيـلد و مارك ويكتورهنسن مانند بسياري از نويسندگان و مؤلفين به اين موضو و ابعاد و ريشه هاي آن پي بردند و به دنبال راهي براي براي رفع اين خلاء

در زندگي هم نوعان خويش برآمدند و در نهايت نتيجه تلاش هايشان در

6 جلد كتاب تبلور يافت- اما اين پايان كار و تلاش آنها نبود – كه صفحه صفحه آن داراي ارزشي بالاتر از صدها جلسه روان درماني دارد و ده ها كيلو قرص هاي آرامش بخش،هر صفحه اين كتاب دوستي مي شود براي لحظات تنهايي شما .اين كتاب همچون سوپي است كه به هنگام بيماري مي خوريد،از هر دارويي بهتر و آرامش بخش تر اين كتاب غذاي روح شماست،جسمي سالم و شاداب است كه روحي سالم داشته باشد پـس سعي كنيد غذاي روحتان را به موقع ميل نماييد .

 
لغات در بيان معنا و مفهوم اين كتاب قاصرند،بنابراين ديگر حاشيه نمي روم

:در زير قسمت هايي از سخنان نويسندگان و مقدمه كتاب را مطالعه خواهيد كرد و در آخر يكي از داستان هاي اين كتاب را –كه همچون قطرهاي از درياست-به عنوان نمونه برايتان آوردهام اميد است كه مورد پسندتان قرار گيرد .


 
يادداشت مترجم
 
"سوپ جوجه"اي كه در پيش رو داريد از آن سوپ هاي جوجه اي كه مادر بزرگ هايمان به هنگام بيماري برايمان مي پختند تا جسممان جاني دوباره بگيرد و تقويت شود،نيست .اين سوپ، مجموعه اي از داستان هاي كوتاه دل انگيزي است كه درباره عشقومحبت؛وظايف پدر و مادري،غلبه بر مشكلات و موانع،زندگي و مرگ و.... نگاشته شده و تاثير هر يك از آن ها به مثابه سوپي است براي روح كه مي تواند در تلطيف و تقويت روحيه ما نقش مؤثري ايفاء كند .گردآورندگان و نويسندگان آن اكيدا توصيه مي كنند كه همه سوپ،و به عبارتي،مجموعه داستان ها،در يك وعده خورده(!)يا خوانده نشود .مقدار تجويز شده از طرف نويسندگان و گردآورندگان آن،يك داستان در روز است،به گونهاي كه زمان لازم براي تجزيه و تحليل هر داستان و هضم كامل آن را داشته باشيم.


بخشي از سري كتاب هاي "سوپ جوجه براي روح" توسط جك كنفيلد * و ويكتور هنسن** نگاشته شده و بخشي ديگر توسط اين دو بزرگوار گردآوري و بازنويسي شده اند .


ع.ا.راستكار محمودزاده


*Jack Canfield

**Mark Victor Hansen

مقدمه گردآورندگان و نويسندگان

ما بر همه چيزهايي كه براي پايان دادن به دردهاي عاطفي بسياري از مردم ضروري است،واقف هستيم

.احترام به نفس و قدرت نفوذپذيري شخصي براي هر آن كس كه مايل به صرف وقت و پيگيري آن باشد .قابل حصول است.


 
روي كاغذ آوردن جان كلام شفاهي مردم كاري است بس دشوار

.به همين خاطر،داستان هاي كتاب هاي " سوپ جوجه براي روح" پنج بار دز روز بازنويسي شده اند تا به صورت مكتوب نيز همان تاثير كلام شفاهي مردم را داشته باشند .هنگامي كه به خواندن دتستان هاي اين كتاب مي پردازيد،خواهشمنديم هر آنچه درباره تندخواني خوانده ايد،به فراموشي بسپاريد و از سرعت خود بكاهيد. در اعماق قلبتان و در ژرفاي ذهنتان به صداي واژه ها گوش فرا دهيد.تك به تك داستان هرا مزه مزه كنيد. بگذاريد روي شما تاثير بگذارند.از خودتان سؤال كنيد:اين داستان چه حسي از وجود مرا بيدار مي كند؟چه چيزي براي زندگي من پيشنهاد مي كند؟چه حسي و يا عملي از درون مرا صدا مي زند؟بگذاريد وجودتان با هر يك از داستان ها در آميزد .

 
تاثير برخي از اين داستان ها بيش از تاثير خواهد بود كه ديگران روي شما مي گذارند

.برخي معاني عميق تري دارند .برخي شما را به گريستن و برخي شما را به خنده وا مي دارند.برخي،روي هم رفته،احساس بخوصوصي در شما ايجاد خواهند كرد و برخ سراپاي وجودتان را تسخير خواهند نمود .هيچ عكس العمل مشخصي در ميان نيست.تنها، عكس العمل خود شماست .بگذاريد تا عمل كند و تاثير خودش را بر جابگذارد.

 
به هنگام خواندن داستان ها هيچ عجله نكنيد

.صبور و بردبار باشيد.از خواندن آن ها لذت ببريد .مزهمزه شان كنيد.با تمام وجودتان با آنها درآميزيد .اين داستان ها حاصل هزاران ساعت تلاش در جهت گلچين"بهترين از بهترين ها" ي چهل سال تجربه ماست....

 
اگر تحت تاثير داستاني قرار گرفتيد و مايل به سهيم شدن آن با ديگران شديد،حتما اين كار را بكنيد

.اگر داستاني شما را بياد شخص ديگري انداخت،از همان شخص دعوت كنيد تا با هم به خواندن آن بپردازيد .بگذاريد داستان ها كار خودشان را بكنند و هر كدام از احساس شما را كه ميتوانند در حد اعلاي خود تحريك كنند. هدف از نگارش آنها درست به همين منظور بوده.

 
ما براي گردآوري بسياري از داستان هابه دفعات به منابع اصلي مراجعه و از آنهاتقاضاكرده ايم تا داستان را دوباره در قالب واژه هاي خود بازگو كنند و يا به رشته تحرير در آورند

.بسياري از داستان ها از زبان خود آن ها،و ما نويسندگان ، نقل شده است.ما هر يك از داستان ها را به نام خود آنهابه چاپ رسانده ايم .

 
در خاتمه اميدواريم كه خوانندگان اين كتاب به همان اندازه از خواندن داستان هاي آن لذت ببرند كه ما از نوشتن آنها لذت برده ايم

.

Jack Canfield

Mark Victor Hansen
 
لازم به ذكر است كه كتاب

" سوپ جوجه براي روح"تا كنون در 3 جلد با كمك اتشارات فروزش منتشر شده.

:::::::::::::::::::::::::::::*

داستان*::::::::::::::::::::::::::::::

دختر پرسيد


پس شما فكر مي كنيد من آدم شجاعي هستم؟

 
بله،اين طور فكر مي كنم.
-

شايد باشم،براي اينكه معلم هاي خوبي داشته ام.با يكي از آنها سالها پيش موقعي كه داوطلبانه در بيمارستان استنفورد كار مي كردم،آشنا شدم .مريض كوچكي داشتيم به اسم ليزا كه بيماري عجيبي داشت.برادر پنج ساله اش هم گرفتار همين بيماري شده بود،ولي برادرش به شكل معجزه آسايي توانسته بود پادزهر اين بيماري را بسازد و حالا در خون او اين ماده وجود داشت .

 
پزشك،وضعيت خواهر كوچولو را براي پسرك پنج ساله توضيح داد و گفت تنها راه نجات خواهرش ايت است كه خون بدن او را بگيرند و بدن خواهرش بزنند

 
پسرك لحضه اي فكر كرد و سپس نفس عميفقي كشيد و گفت


باشد!اگر ليزا نجات پيدا مي كند مسئله اي نيست.

 
در فاصله اي كه كار انتقال خون انجام مي شد،رنگ به گونه هاي ليزا برگشت و رنگ صورت پسر و لبخند زيباي روي لبش پريد

. پسرك لبهاي لرزان از دكتر پرسيد :
-

همين حالا مي ميرم يا بعد؟
طفلك پسرك كه خيلي كوچك بود خيال كرده بود قرار است همه خون بدنش را به بدن خواهرش منتقل كنند

.بله،من شجاعت را از چنين معلم هاي نازنيني ياد گرفتم .
"

دان ميل من"

 
از كتاب

"سوپ جوجه براي روح"




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
گزارش تحولات اجتماعی سال 2005
عاملین مدرنیته در ایران
ایران و مدرنیته
ما و مدرنیزم
جامعه شناسي و کنترل اجتماعي
زهرا شیرازی






مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۸۵
موضوع مرتبط :توسعه و برنامه ریزی اجتماعی
تعداد بازدید :929
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)