یکشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 50 - 17صفحه
واقعيتي به نام اميدواري اجتماعي
[ مريم صنيعي ]

دكتر عنبري با اشاره به مفاهيم سنت و مدرنيسم  و پست مدرنيسم در نظريه ها و ديدگاه هاي علوم اجتماعي گفتند:شرايط كشور ما با دو مفهوم سنت و مدرنيسم  سازگارتر است همچنين تماشاگري، محور سخنانشان در بيان دو مفهوم بازيگري ديروز و تماشگري امروز بود. در جامعه ي سنتي ايران افراد بيشتربا هم بوده اندو پيوستگي و همكاري و فعاليت آنان بارز بود و به عبارتي بازيگراني بودند كه خود را در معرض عمل قرار مي دادند. يعني اگر فعاليت يا مراسمي برگزار مي شد تلاش اساسي شان اين بود كه در آن مراسم بازيگر باشند نه تماشاگر. انسان در عصر سنتي در هر مراسمي اعم از عزاداري،جشن، عروسي و يا در هر جمعي بازيگر بوده است. مي توان گفت كه مشاركت جمعي سنتي ايرانيان زبانزد خاص و عام بوده است ولي ايرانيان در مشاركت جمعي مدرن دچار مشكل شده اند و بيشترين كارهاي انجام شده در حد ترجمه و يا حداقل پانوشتي بر تأليفي خارجي است. در حال حاضر و در جامعه ي امروزي انسان ها بيشتر در كنار هم هستند يا به عبارتي انسان ها بيش از آنكه بازيگر باشند تماشاگرند.انسان هاي مدرن در يك حوزه تخصص دارند و در آن بازيگرند بنابرين حرفي براي گفتن دارند ولي در هزار حوزه بي تخصص اند و تماشاگرند و فقط شنونده اند و اين از خصوصيات مدرنيسم است.
دكتر عنبري با ارائه ي مقدمه ي بالا و براي ورود به بحث اصلي اين پرسش را مطرح كردند كه: فوتبال در چه شرايطي رشد كرده است؟فوتبال به عنوان يكي از تفريح هاي مدرن در فضايي رشد كرده است كه ما عمدتا در آن تماشاگريم. فوتبال در اين فضاي جديد از دو منظر قابل مطالعه است. 1- فوتبال به مثابه يك ورزش و تفريح. 2- فوتبال به مثابه يك صنعت و حرفه و يك فعاليت. فوتبال از حيث ورزش بودن يك سري تفاوت هايي با ساير ورزش ها دارد يعني  ورزشي است كه با پا انجام مي شود و اقتضائات خاص خود را دارد و همچنين ورزشي است گروهي، كه جدال و رقابت در آن بر سر يك توپ است و نيز اين ورزش غير ابزاري است و حتي نبود وسايلي چون كفش يا لباس مهارت هاي بازيكن را تحت تاثير قرار نمي دهد بر خلاف برخي ورزش ها كه كاملا متكي بر ابزارها هستند. در فوتبال به عنوان يك تفريح بست زماني و مكاني وجود دارد يعني در مكاني مشخص و زماني در حدود 90 دقيقه انجام مي شود كه بر روي تماشاگران تاثير مي گذارد.اين ورزش همچنين در مقايسه با ساير ورزش ها ورزشي كم امتيازي است و با شرايط خاص خود حساسيت ها و هيجانات تماشاگر را بالا مي برد. فوتبال ورزشي پيش بيني ناپذير است و جذابيت فوتبال هم به همين دليل است و بايد توجه داشت كه هيچگاه از اين بازي پيش بيني ناپذير نمي توان علم استخراج كرد. هدف از تماشا يا بازي فوتبال فقط كسب لذت است و اگر فراتر از آن عمل كند نقش خود را به درستي انجام نمي دهد و ما را استثمار خواهد كرد. فوتبال يك ورزش بين رشته اي است بدين معني كه جلوه هايي از ورزش هايي نظير دوميداني،راگبي و... در ان ديده مي شود كه در جذب مخاطب بسيار مفيد است.اما فوتبال از حيث صنعت و حرفه ورزشي است كه در آن دود و آلودگي وجود ندارد و اتفاقا سلامت انسان ها را نيز تضمين مي كند. امروزه ورزش فراتر از يك عمل فرهنگي، هدف يا سرگرمي و تفريح تلقي مي شود. ورزش سياست و مذهب را به دست گرفته و بسيار مناسب است كه از ورزش براي القاي مذهبي استفاده كنيم .وقتي دانشي تبديل به صنعت مي شود تا جايي بر روي آن تاثير مي گذارد اما بعد از مدتي نه تنها تاثير دانشمندان بر آن كاهش مي يابد بلكه مسير اين تاثير معكوس مي شود. ما فوتبال را تا جايي هدايت كرديم ولي از آن پس كه به صنعت تبديل شد فوتبال ما را به جلو مي برد دقيقا مثل پول و مدرنيسم. فوتبال صنعتي و حرفه اي ديگر جدال بين 22 نفر نيست بلكه شعاع آن گاه ميليونها نفر، دو گروه،دو منطقه، دو شهرستان، دو جامعه، دو كشور و حتي دو منطق مثلا تروريسم و ضد تروريسم -از سوي كسانيكه آن را مطرح مي كنند- را در بر مي گيرد. پس فوتبال فراتر از يك حرفه و ورزش وارد زندگي ما شده است. در باب صرفه هاي اقتصادي فوتبال هم بسيار سخن گفته شده است و در مواردي اگر نمي توانند بر صنعت توريزم در ارز آوري تاكيد كنند رشد و توسعه ي فوتبال تجاري را در عوض آن مطرح مي كنند.در تعامل ميان فوتبال و سياست بارها شاهد تبليغات سياستمداران در كنار ورزشكاران و حتي هدايت باشگاه هاي بزرگ ورزشي توسط سياستمداران بوده ايم.
دكتر عنبري پيكان انتقادي خود را به سمت فضاي تضادگونه ي رشد فوتبال نشانه گرفتند و گفتند ما به فوتبال با عقل منفعت طلبانه نگاه مي كنيم و مي خواهيم در پرتو آن ارزآوري،رشد فرهنگ سلامت و... داشته باشيم و براي دستيابي به اين مسائل ، فوتبال را با توجيهات ارزشي ،مثبت جلوه مي دهيم ولي مي بينيم گاهي تاثيرات منفي و تعارض بين دو منطق خوبي و بدي در فوتبال باعث بروز خشونت در اين ورزش مي شود. روزنامه ها دعواها و حرفهاي ردو بدل شده بين بازيكنان را منعكس مي كنند كه از شنيدن آنها ناراحت مي شويم. البته رعايت بي چون و چراي  اخلاق ورزشي يا ارزشي و مذهبي از سوي يك بازيكن معمولي و الگو قرار دادن وي توقع بزرگي است . ما مفاهيم ارزشي و مذهبي را در بستر فوتبال انداخته ايم في المثل واژه سنگر بعد از جنگ تحميلي و دفاع مقدس در فوتبال به عاريه گرفته شد و واژه سنگربان شكل گرفت و حتي از بازيكن متوقعيم كه اخلاق ورزشي رابيش از اخلاق مذهبي حفظ كند. اينكه چرا تا اين حد واژگان و اصطلاحات مذهبي و ارزشي در فوتبال رشد مي كند به اين دليل است كه فوتبال امروزه خود به عنوان يك مذهب رشد كرده و آن چيزي كه نامش مذهب مدني است را ايجاد كرده و انتقاد اينجاست اين مذهب مدهب نه تنها خلوص ايجاد نمي كند بلكه مشكلات و رقابت ما را بيشتر مي كند. لذا منطقي كه در آن تضاد وجود دارد الزاما نمي تواند براي ما موفقيت هايي را ايجاد كند؛ ولي در حدي كه به آن توجه كنيم و فوتبال را در كنترل خود نگه داريم ارزشمند خواهد بود .اما در جامعه ي جهاني كه ما هم در آن قرار داريم فوتبال قابل كنترل نيست. فوتبال دنياي خاص خود را ايجاد مي كند و اخلاق هاي خاص خود را در جامعه ترويج مي دهد. فوتبال از كنترل انسان ها و حتي بازيكناني كه ما آنان را ستاره مي دانيم نيز خارج شده و علت آن تبديل شدن فوتبال به صنعت است و خود دنياي خود را مي سازد و اين دنيا بيش از آنكه دنياي روشني باشد دنياي تاريكي است. دكتر عنبري توجه مخاطبان را به بحث تماشاگران در ورزش فوتبال جلب كردند و گفتند: در ورزش فوتبال بازيگري و تماشاگري لازم و ملزوم يكديگرند هر بازي كه تماشاگر كمتري داشته باشد ارزش كمتري دارد. از منظر علوم اجتماعي قوام فوتبال به تماشاگر است تا بازيگر. در فضاي تماشاگري بايد به ويژگي هاي جماعت تماشاگر توجه شود. با ادبيات انبوهه هاي خلق ويژگي هاي اين جماعت تماشاگر  اينگونه است: خوشگذران و خواهان لذت اما آنقدر گرفتار اين لذت شده اند كه لذت هدف شان شده است و به خاطر كسب لذت غوغا هم مي كنند پس جماعتي غوغا سالارند. نكته ي مهم ديگر در خصوص تماشاگران كنش متقابل عاطفي آنان است به حدي كه با هر جمله اي تحت تاثير قرار مي گيرند. گمنامي از ديگر خصوصيات تماشاگران است؛ هيچ كس هويت مشخصي ندارد و اين جرأت را به آنان مي دهد تا هيجان و خشونت خود را به هر شكل ممكن بروز دهند مثلا پرتاب نارنجك هاي صوتي. برخلاف فضاي بازيگري كه انسان ها داراي هويت مشخصي بوده اند و هر حرفي را نمي توانستند بگويند.
دكتر عنبري در پايان سخنراني خود با اشاره به مطالعات انجام گرفته با حمايت معاونت اجتماعي ناجا در خصوص تماشاگران فوتبال گفتند: مهمترين قشري كه در فوتبال به عنوان تماشاگر حضور دارد قشر جوان و نوجوان 21-19 ساله است يعني افرادي كه به اصطلاح روز ناپخته و خام هستند. تماشاگران امروز با تماشاگران ديروز اختلاف دارند و بين اينان شكاف نسلي عميقي ديده مي شود. پدران و مادران تعقيب يك توپ در يك فاصله ي زماني را كاري عبث و خنده دار تلقي مي كنند در حاليكه نسل جوان از انديشه ي اينچنيني پدران و مادران خود متعجبند. نسل جوان هيجان طلب و تنوع طلبند سرشار از انرژي جسماني اند كه بايد تخليه شود. نسل جوان به دنبال استقلال و رهايي از قيد و بند خانه هستند و احساس مي كنند در فضاي تماشاگري مي توانند اين قيد و بندها را بگسلند و از تابو ها عبور كنند هرچند با بيان كلمات نامناسب و ركيك. ويژگي ديگر در خصوص تماشاگران اين است كه براي اجراي اعمالشان در فضاي تماشاگري به دنبال مطالبه ي مال نيستند و خصلت اين تماشاگران اين است كه رفتارشان غير سودجويانه است و تنها در پي كسب شهرت اند مثلا سردسته هاي مشهور در خنداندن يا هدايت سايرين نقش فعالي دارند.همچنين اين تماشاگران لذت گرايي مبتني بر كينه توزي را دنبال مي كنند. فضاي جماعتي فوتبال امكان عقده گشايي و نقض انظباط اجتماعي را به صورت حركات ونداليستي( تخريب امكانات عمومي) به تماشاگران مي دهد. ويژگي ديگر اين افراد لذت يابي در كوتاه ترين مدت است و بيش از توجه به فوتبال به كسب اين لذت در داخل استاديوم ها و يا در بيرون و در مقابل ساير افراد و جنس مخالف فكر مي كنند يعني لذتي كه پس از بازيگري يك سري اعمال حاصل مي شود بنابراين در ايران عقده ي بازيگري و نه تماشاگري سبب بروز اين حركات مي شود و اين نشان دهنده ي حاكميت تضاد منطق مدرن يعني تضاد بين تماشاگري و بازيگري بر ايرانيان است. به عبارتي بهتر تخصصي شدن مدرن ما را آنقدر كوچك كرده كه لذت مان هم از زندگي كمتر شده. افراد از يك تخصص بهره مندند و در آن بازيگرند و در ساير رشته ها بايد تماشاگر باشند . تك تخصصي بودن، بازيگري در يك نقش و لذتي يگانه را براي افراد دارد درحاليكه بازيگري در رشته هاي مختلف لذت چندگانه را به همراه دارد و هنگامي كه افرد مي دانند در فضاي بازيگري تك تخصصي خود محصور شده اند و از لذت چندگانه محرومند تضاد و ناكامي در آنان ايجاد مي شود.از ديگر خصوصيات عمده ي جوانان تماشاگر هيجان طلب و حداقل خشونت گرا به لحاظ عاطفي تحصيلات پائين ( زير ديپلم) است. اين افراد همچنين متعلق به طبقات پائين اجتماع هستند و بخش زيادي از خشونت طبقات پائين حاصل خشونت لطيف طبقات بالاي اجتماع است كه به طبقات پائين منتقل مي شود. همچنين اين تماشاگران تجربه ي دستگيري دارند و علي رغم اينكه از سوي نيروي انتظامي به عنوان عنصري خشونت طلب معرفي و دستگير مي شوند ولي نيروي انتظامي را كه تنها نهاد حاضر در صحنه و پيش روي آنان است را به عنوان عامل خشونت معرفي مي كنند.دكتر عنبري با بيان اينكه مديريت نيروي انتظامي سهم قابل توجهي در كنترل و هدايت نظم تماشاگران دارد گفتند: شايد ساير نهادها در زمينه سازي خشونت در فوتبال تاثير بسزايي داشته باشند كه بار سنگين كنترل آن بر دوش نيروي محترم انتظامي است.  




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
فوتبال، روانشناسي، حوزه هاي كاربردي ، سخنرانی دکتر غلام رضا محمودی
ورزش (فوتبال) ، فرهنگ و جامعه پذیری
جامعه پذیری ورزش و رابطه آن با امور بین الملل
فوتبال و رسانه - سخنراني دکتر حميد قاسمي
فوتبال و هنر - سخنراني مهندس جهانگير كوثري
گروه علوم اجتماعی
http://www.fasleno.com





مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۸۵
موضوع مرتبط :مطالب برگزیده, جامعه شناسی ورزش
تعداد بازدید :1462
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)