یکشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 50 - 17صفحه
واقعيتي به نام اميدواري اجتماعي
یکشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۵
از خود بی گانگی در ورزش حرفه ایی
[ دکتر مهدی پیروز نیا ]
 

به نام خدای مهر و خرد

خاموشی و مرگ آیینه ی یک سرودند
نشنیدی این راز دل
                       از زبان مرغ مرده
                                                که درقفس جان سپرده
بودن یعنی سرودن
                       سرودن
                                رنگ سکون را زدودن
تو ناله ی خویش در بیابان  رها  کن !!
                                              *     *     *
 سخنم را با یادی از کفشهای کتانی پاره و شلوارهای وصله بر زانویی  که در کوچه های محله های قدیمی یا حاشیه ای شهرهای این سرزمین همراه با توپهای پلاستیکی ارزان قیمت و پاره آجرهایی که به راحتی در جای دروازه های کوچک بازیهای دوستانه می نشینند و زیباترین صحنه های رقابتهای رفیقانه و رفاقتهای رقیبانه را می آفرینند ، آغاز می کنم  . سخنم را  آغاز می کنم با یاد کردن از کودکان و نوجوانان وطنم که با دیدن یک گل ملی در صحنه های مختلف رقابتهای جهانی در صفحه ی کوچک تلویزیونهای سیاه و سفید ارزان قیمت حاصل رنج پدران خسته و رنج کشیده شان فریاد شوق سرمی دهند و با فریاد عاشقانه ی ایران ایران ، وطن پرستی را شوری و معنایی مافوق تصور می بخشند آنها که بر سر سفره شان نفت نمی خواهند که نانشان را هم برای عزت سرزمینشان می دهند وتاریخ این سرزمین گواه این مدعاست . همان وطن پرستان کوچک سرزمینم که ایتار دستهای کوچکشان و شادیهای بزرگ قلبهای آکنده از مهرانسانیشان ، انگیزه ی اصلی برگزارکننددگان این همایش و حضور همه ی ما پشت این تریبون یا در صندلیهای این سالن است . شاید آنها بسیار بیش از آنکه ما تصور می کنیم ارزش ومعنای فوتبال به عنوان یک ورزش ، ارزش افتخارات واقعی ملی و هدفهای اصلی ورزش ملی را دریافته باشند شاید آنها بسیار آشناتر به اهداف اصلی ورزش از همه ی آنانی باشند که هدف غایی از ورزش را در خود ورزش یا ورزش حرفه ای در قالبهای تحمیلی سرمایه داری جهانی و ورزش حرفه ای تعریف شده در فرهنگ سرمایه داری جستجو می کنند .
اما قرار است در باره ی بیگانگی در ورزش حرفه ای یا در فوتبال حرفه ای صحبت کنیم بیگانگی و از خود بیگانگی هرچند واژه هایی هستند تعریف شده در اندیشه های مارکسیستی اما این مفاهیم اساسا" در فرهنگ سرمایه داری شکل می گیرند و مختص آن هستند . شیئ وارگی ، بیگانگی و ازخودبیگانگی بیماریهای اساسی انسان محصور در جامعه ی سرمایه داری و ساختهای آن می باشند . بیماریهایی که مختص یک یا دو بخش خاص نیست خوره ای است که تمامی ابعاد زندگی انسانی را به تدریج مبتلا می کند .اما شاید در جو فوتبال زده ی امروز این پرسش در ابتدای این بحث در ذهن پیش آید که اساسا" انگیزه ی طرح این بحث چیست ؟ فوتبال به عنوان یک ورزش گروهی ، می تواند بسیار فرح بخش باشد می تواند آموزه ای برای کار گروهی ، همکاری یا رقابت سالم باشد می تواند به سلامت جسم و جان کمک و یاری رساند .
حتی تماشای یک مسابقه ی فوتبال می تواند فراز و فرودهای هیجانی و نوعی نرمش ذهنی روحی روانی باشد اما همینکه همین ورزش و تفریح سالم وارد محدوده ی ورزش حرفه ای شود وقالبهای سرمایه داری و اقتصاد سرمایه از آن یک کالای معطوف به سود و بهره مادی بسازد تمامی ارزشهایش دگرگون شده به پدیده یا معضلی تبدیل میگردد که می تواند منشائ بسیاری از انحرافات و آسیبهای انسانی و اجتماعی شود .
شاید به جرئت بتوان ادعا کرد که ازخودبیگانگی در ورزش حرفه ای علت العلل قریب به اتفاق   انحرافات و تخلفات در ورزش است . یک نمونه ی آن دوپینگ و استفاده ی نابجا از داروها یا  drug abuse برای بالا بردن توان لحظه ای جسم یا ساخت کاذب عضله و بدن سازی که سوای بر هم زدن تعادل و عدالت و برابری شرایط مسابقات ورزشی ، خطرات جسمی و روحی فراوانی برای استفاده کننده وجامعه دارد . خطرات و آثاری که از اعتیاد به مواد روانگردان چندان کمتر نیست . ورزش اگرچه همواره به عنوان راهی برای مبارزه و پیشگیری از  اعتیاد مطرح شده نباید از خاطر برد که آلودگیهای روزافزون کنونی دارویی در ورزش حرفه ای یا به عبارت بهتر ورزش تحت تاثیر ورزش حرفه ای معضل و خطری کمتر از اعتیاد و افیون زدگی نیست
علاوه بر آن بیگانگی با روح ورزش و اهداف اصلیی که ورزش به دلیل آن ارزش می یابد در ورزش حرفه ای که با چاشنی فرهنگ سرمایه داری و نگرش کالاوار به ورزش و ورزشکار حرفه ای زمینه ساز بسیاری از سرخوردگی ها و بیماریهای روحی و روانی و افسردگیهاست  و ورزش که اساسا" برای ایجاد نشاط و سلامت روان به و جود آمده است به عاملی برای افسردگی تبدیل می شود و همه ی این آثار حاصل بیگانگی ، از خودبیگانگی و شیئ وارگی یا کالاانگاری است که فرهنگ سرمایه داری در ورزش حرفه ای ایجاد می کند . اما اساسا" از خودبیگانگی چیست و چگونه ایجاد می شود و چگونه می توان با آن مبارزه کرد یا مانع ایجاد آن شد .
ازخودبیگانگی گذشتن از مرز بیگانگی است و برای شناختن آن نخست باید بیگانگی را تعریف کرد . انسان موجودی است آفریده شده توسط خالق بی همتا یی که بارزترین توصیف او بخشنده بودن اوست خالقی که انسان را قدرت خلق کردن و آفریدن بخشیده است قدرت زندگی بخشی
و اینچنین است که انسان می آفریند خلق می کند و پدیده ها را حیات می بخشد اوست که می سازد خراب می کند و در تجربه های نو به نو ، ساخته های اندیشه و دست خود را تکامل می بخشد و در این تجربه های خود هردم به آگاهی خود می افزاید و با انباشت آگاهی در فرایندی دیالکتیکی - کوانتیک به معرفتی بالاتر و بالاتر دست می یابد . این اوست که می سازد و بی وجود او هیچ واقعیتی هیچ مفهومی و هیچ پدیده ی اجتماعی را معنایی نیست همچون آفریدگاری که با دمیدن حیات در وجود انسان به او حیات می بخشد و بی وجود او انسان را معنایی و حیاتی نیست بدون هنر و فن به کلام بهتر بی اندیشه ی انسانی هیچ مصنوع ساخته ی انسان اعم از مصنوع مادی یا مفهوم مجردِ ساخت اندیشه انسانی را وجودی نیست و تمامی تجربه ی آفرینش هنری فنی ذهنی و اندیشه ای انسان یا حتی آنچه درتجربه و پراکسیس اجتماعی حاصل می شود را وجودی و دوامی نیست .
 خلاقیت ، هنر انسان سالم است انسانی خودآگاه یا انسانی که در طی مسیر کسب آگاهی به مرز خودآگاهی رسیده است اما آیا ساختهای جامعه ی بشری همواره این اجازه را به انسان می دهند که کسب آگاهی و رسیدن به خودآگاهی میسر شود . گاه انسان چنان تحت تسلط خودساخته هایش قرار می گیرد که خودساخته هایش را بر خود مسلط می یابد و چنان با آن بیگانه می شود که قدرت آفرینش خود را از یاد می برد و این آغاز مرز بیگانگی و بدتر از آن ازخود بیگانگی است
اما  چگونه است که مفهومی که خود تنها یک وسیله یک ابزار برای ایجاد سلامت فیزیولوژیک و رسیدن انسان به معرفت و شناخت است خود سبب توقف و فرو ماندن و در جازدن در خود ابزار می شود هر مفهومی می تواند ابزاری برای رسیدن به تکامل باشد اما هرگز نمی تواند خود هدف غایی تلقی شود هدف شدن ابزارها خود نوعی بیگانگی است و این اتفاقی است که دقیقا" در ورزش حرفه ای می افتد تبدیل ابزار به هدف !!
 انسان سالم چگونه انسانی است ؟ انسانی قرار گرفته در مسیر تکامل ،واجد قدرت خلاقیت ، توانای فاعلیت و دارای توان عاشق شدن و ورزش می تواند ابزاری باشد در جهت سلامت جسم به جهت بخشیدن توانایی تفکر و اندیشه سالم ؛ یک ابزار در راه رسیدن به هدف تکامل و تکامل انسان با تکامل اندیشه ی انسان و با مفهوم یافتن نمادها و توانایی شناخت و کسب معرفت انسانی در کنش های متقابل روزمره در جامعه ی انسانی در مسیر تجربه های  اجتماعی هر لحظه مفهومی نو می یابد . تکامل معرفت انسانی خود نمادی است که در مسیر تجربه های اجتماعی و شناختی و کسب آگاهی هرلحظه به مفهوم غایی خود نزدیکتر می شود و ورزش ابزاری است که با بخشیدن سلامتی فیزیولوژیک به تفکر ِدرست یاری می رساند ابزاری همچون خود اندیشه که هرگز هدف نیست تنها یک ابزار است و بس ابزاری است که اگر درجایگاه هدف قرار گیرد خود آفتی است برای سلامتی انسان و بازدارنده برای تکامل و شدن انسان . افیونی است نامرئی
اما جامعه ی سرمایه داری با این ابزار چه کرده است . در فرهنگ سرمایه داری حتی در مارکسیسم محدود به مفاهیم سرمایه داری همه چیز تنها در قالب سرمایه مفهوم می یابد
نمادواژه ی تولید در فرهنگ سرمایه داری مفهوم جدیدی می یابد نخست هر چیزی نه بر اساس نیازانسان بلکه بر اساس مفاهیم عرضه و تقاضا ارزشگذاری می شود یک فکر چقدر می ارزد چند واحد پولی و سپس  مولد چند واحد پولی دیگرمی تواند  باشد همه چیز به شیئ  تبدیل می شود و شیئ خود تبدیل به سرمایه اینچنین است که نماد- واژه ها دگرگون می شوند کار موثر در ساخت انسان و تکامل بخش تواناییهای انسان به شغل یعنی فعالیتی که مولد پول برای گذران زندگی و تداوم حضور و ادامه ی حیات در جامعه ی سرمایه داری است، تبدیل می شود و بسیاری از فعالیتهای کاذب بر کارهای سازنده ی انسان و جامعه ارجحیت می یابد تلاش برای ارتقای دانش و معرفت به واژه ی تولید علم تغییر شکل می دهد  و لابد تا چندی دیگر واژه هایی همچون زایمان به تولید بچه و ورزش به تولید بازوتبدیل خواهد شد  و در تمامی حالات تنها یک چیز مهم است یک مفهوم یک مقوله به عنوان یک کالای سرمایه ای چقدر ارزش افزوده  چقدر بازده ی ارزشی کاذب با ارزشگذاریهای جامعه ی سرمایه داری دارد .
و اینچنین در قاموس فرهنگ سرمایه داری  ورزش حرفه ای متولد می شود ورزشی که دیگر ابزاری برای سلامتی انسان و افزایش توان اندیشه و کسب شناخت و معرفت در مسیر تکامل انسان یا رسیدن به مفهوم انسان سالم با قدرت خلاقیت نیست ورزشی که خود هدف است و انسان را در خود متوقف می کند . ورزشکار محبوب در جامعه ی سرمایه داری و در قاموس ورزش حرفه ای ورزشکار پیروز است و این چنین در بستر ورزش حرفه ای فرزند خلفی به نام تقلب متولد می شود و ورزش حرفه ای آلوده به انواع زدوبندها و آلودگیها می شود دوپینگ متولد می شود و صدها هزار نفر برای فوتبالیستی که دور از چشم داور با دست گل می زند یا ساق پای حریف را با هدف محروم کردن او از بازی هدف می گیرد هورا می کشند و از حرفه ای بازیهای دیگر لذت می برند تیم های با توان مالی بالاتر داروهای آنابولیزان جدیدتر به کار می برند و بردن در ورزش هدف قرار می گیرد و فوتبالیست چون برده ای خریدو فروش می شود و جامعه چشم بر تمام حرفه ای بازیها و زدوبندها فرومی بندد فوتبالیست حرفه ای به نمایش گذارده می شود و ورزشکار حرفه ای کعبه ی آمال هزاران نفر می شود که ورزش را هدف قرار می دهند و ورزشکار از مرز بیگانگی با ورزش عبور می کند و خود را تحت انقیاد و تسلط ورزش حرفه ای قرار می دهد به از خود بیگانگی می رسد و با خود هزاران طرفدار را نیز به مرز بیگانگی و از خود بیگانگی می کشاند .
پشت پرده ی ورزش حرفه ای بنگاههای اقتصادی به سودهای کلان دست می یابند و همچون بولدوزری بسیاری از ورزشکاران و تماشاچیان خودباخته ی بازیهای حرفه ای را له می کنند
بنگاههای سرمایه داری و دولتهای استثمارگر نگاههای مردم را از مسائل اصلی جامعه منحرف می کنند ابزار ورزش برای بسیاری از مردم ناآگاه هدف می شود و برای بازیگردانهای پشت صحنه ی سیاست و اقتصاد  ابزاری برای تحت انقیاد قرار دادن مردم .
ورزش حرفه ای ملی که می تواند گاه اسباب انسجام ملی شود ، بسیاری از صحنه ها ی زشت و نژادپرستانه می آفریند و بسیاری به جای ورزش کردن به تماشاچیان حرفه ای متعصب و متعارض تبدیل می شوند میلیونها سرمایه ی ملی که می تواند در جهت عمومی کردن ورزش و سلامت تن و روان هزینه شود در جهت سرگرم کردن و بازداشتن مردم از تفکر و اندیشه سالم هدر می رود در یک کلام ورزش هدف می شود و کسی نمی اندیشد که ورزش تنها ابزاری برای سلامت فیزیولوژیک برای درست اندیشیدن و به کارانداختن تفکر و اندیشه است راه است نه هدف
ازخاطر نبریم  اینکه انسان متفکر زاده شده است پس وظیفه دارد بیاندیشد و تسلیم مفاهیم القایی نشود انسان آگاه رفتارهای القایی از سوی ساختهای جامعه و سناریونویسهای پشت صحنه را نمی پذیرد انسان ، تنها در تلاش برای دستیابی به آگاهی درحرکت بر اساس تفکر و اندیشه به کلام دیگر در کنش آگاهانه و خودآگاه است که به مفهوم انسان بودن دست می یابد او برای هر قدم و هر حرکتی ناگزیر از تفکر است . اما ورزش حرفه ای تفکر را از انسان می گیرد برای رسیدن به شهرت بیشتر و به سرمایه های کلانتر انسان خود به کالا تبدیل می شود و به تمامی خود را به راههای پیروزی به هر قیمتی وامی گذارد و مقهور چیزی می شود که خود آن را آفریده به جای آنکه ورزش ابزاری در دست ورزشکار باشد این ورزشکار است که به ابزاری تحت تسلط ورزش حرفه ای در می یابد .
فشارهای روانی حاصل از خواست تماشاچیانی   که اهداف اصلی ورزش را گم کرده اند و هدف ورزش را در خود ورزش و پیروزی جستجو می کنند بر ورزشکار، او را به سوی هدف بردن به هر قیمتی رهنمون می کنند و اینچنین شاهد آن هستیم که هر روز آمارهای دوپینگ و زدوبندها و تقلبها در ورزش حرفه ای بالاتر و بالاتر  می رود . فشارهای روانی و تاثیرات منفی حاصل از باخت دریک بازی ، سبب ایجاد افسردگیهای فلج کننده و گاه ماندگار در ورزشکار و تماشاچیان و طرفداران می شود و لذت و نشاط ورزش به کسالتهای روحی و ضربات روانیی تبدیل می شود که گاه ماهها در یک جامعه باقی می ماند و اثرات مخرب خود را به جا می گذارد . قهرمان پروری که از ابتدایی ترین محصولات ورزش حرفه ای است منجر به ایجاد الگوهای کاذب برای افراد جامعه می شود و توان بسیاری از جوانان را هرز می برد وبسیاری هدف غایی ورزش که بالارفتن توان تفکر از طریق سلامت جسم است را از یاد می برند و  ورزش سازنده ی جسم و روان به عاملی برای رسیدن به شهرت و مقام وپول می شود ابزار در جای هدف می نشیند و بیگانه شدگان با ورزش تنها  رسیدن به ظاهر یک ورزشکار را هدف قرار می دهند آمار روزافزون استفاده از داروهای آنابولیزان در سالنهای ورزشی که متاسفانه گاه از سوی مربیان ورزشی باشگاهها توصیه می شود در جامعه ی ما خود حاکی از به انحراف کشیده شدن ورزش است بسیاری این بیراهه را راه میانبر تلقی می کنند و تاثیرات مخرب این روش بر سلامت جسمی و روحی  را به جان می خرند تا هر چه زودتر به رویاهایی دست پیدا کنند که در واقع خوابهای القایی از سوی سناریو نویسان و سودجویان اقتصادی و سیاسی پشت صحنه ی نظام جهانی سرمایه  و فرزند خلف آن یعنی ورزش حرفه ای همانند فوتبال حرفه ای است  .

   برای  همه ی آنها که دراسارت بیگانگی و جذبه های سناریستهای حرفه ای ورزش حرفه ای ،ورزش را به جای ابزار، هدف می بینند این جمله ی نیما شاعر بزرگ ایرانی مصداق پیدا می کند که  : ای نی زن که تو را آوای نی برده است دور از ره کجایی ؟
هنگامی که از پدیده بودن فوتبال صحبت می کنیم به این پرسش فکر کنیم که آیا همچنانکه بسیاری از پدیده های احتماعی مثل هنرهای گوناگون حتی مثل رقص که  متاسفانه پشت چراغ قرمز های متعدد جامعه ی ما متوقف مانده یک پدیده ی تکوینی و همراه جامعه ی بشری است به عبارت دیگر یک پروسه ی طبیعی و واقعی است یا آنکه یک پروژه است . پروژه ای ساخته ی همان تفکر سناریو نویسی که در دنیای سرمایه داری عقلانیت ابزاری را در جای عقلانیت جامعه نشانده است و با همان منطق ابزاری همه ی جوامع باید فوتبال حرفه ای را بپذیرند .
اما چه باید کرد ؟
 اگر مفاهیم و فدرتهای موجود ومُبلغ ورزش حرفه ای و ساختهای آن را در قالب بردارهای دارای نیرو و جهت مطرح کنیم ،نگاهی به بردارهای نیروی سوق دهنده به سوی ارزشهای کاذب ورزش حرفه ای درجوامع اسیریا تحت تاثیر  نظام سرمایه ، به خوبی حاکی از شرایطی است که تعادل مفاهیم در جامعه را برهم زده ، توان تفکر را از انسان گرفته و با تحت تاثیر قراردادن احساسات انسان اورا از کنش آگاهانه باز داشته و در جهت رفتار های معطوف به قهرمان پروری و گریز از آزادی و معرفت قرار می دهند . برخی از بردارهای معطوف به قهرمان پروری و هدف شدن ارزشهای کاذب ورزش حرفه ای در جوامع سرمایه داری را می توان چنین فهرست کرد :
1- تبلیغات رسانه ای در جهت تشویق و الگو کردن قهرمانهای ورزش حرفه ای
2 - پاداشهای کلان مادی حاصل از پیروزی در ورزش حرفه ای در مقایسه  با پاداشهای اختصاص داده شده به زحمتکشان واقعی جامعه ، اندیشمندان هنرمندان و دیگر تلاشگرانی که خدماتشان برای جامعه اساسا" حتی قابل مقایسه با قهرمانهای ورزشی هم نیست .
3- نظامهای سرمایه داری که اساس آن بر سلطه بر انسانها استوار است انسانهای تحت انقیاد را بیش از انسانهای منتقد می پسندند چنین نظامهایی همواره انسانها را تشویق می کنند تا با پذیرش ساختهای جامعه و پرهیز از هرگونه نقد ، زندگی بی دغدغه و راحت تری برای خود فراهم کنند آنها که بیش از پرورش اندیشه و ذهن تنها به پرورش جسم می پردازند را آسانتر می توان تحت انقیاد درآورد چنین نظامهایی از ورزش برای کنترل و سلطه بر انسانها استفاده می کنند وهمواره با سعی در افزایش روحیه ی خودبزرگ بینی در میان قهرمانان ورزشی و استفاده ی ابزاری از آنها و الگو قرار دادن آنها برای جامعه در واقع با تبلیغات پرهیاهو و نشان دادن زندگی راحت و بی دغدغه ی الگوهای اینچنینی ، سعی در گسترش سلطه بر انسانهای جامعه دارند در جامعه ی جهانی نیز نظامهای سلطه گر راهکار مشابهی را با هدف گسترش سلطه بر مردم سایر جوامع در پیش می گیرند .
اما چگونه می توان از فشارهای بردارهای نیرویی که در جامعه و خصوصا" در ورزش ، قصد حاکم کردن ارزشهای کاذب ورزش حرفه ای و تبدیل مقوله ی ورزش و رقابتهای ورزشی  از شکل یک ابزار به هدف را دارند  و سبب پدیدآمدن بیگانگی و نهایتا" ازخودبیگانگی انسانها می شوند کاست ؟
برای نیل به این هدف در دو بخش می توان راهکارهایی را به کاربست بخش اول در درون جامعه و بخش دوم در تعامل با جامعه ی جهانی .
در درون جامعه :
از دیدگاه فیزیک اجتماعی برای هدایت جامعه به سوی اهداف و ارزشهای واقعی می توان از یکی از این راهها استفاده کرد :
1 - برای ایجاد تعادل یا هدایت بردار برایند نیروهای ایجاد کننده ی ارزشها برای جامعه می توان با ایجاد بردارهایی معطوف به هدفهاو ارزشهای واقعی انسانی ، بردار برآیند مولفه های  نیروی موجود در جامعه را به سوی هدف تکامل و تعالی انسان و جامعه هدایت کرد . به عنوان مثال در ورزش می توان با عام کردن ورزش و معرفی ضررهای جسمی ورزش های حرفه ای و تفهیم تاثیرات مطلوب ورزش موجد سلامتی جسم و نقش آن در بالابردن توان مغز و ذهن در کسب آگاهی و شناخت می توان بردار برایند مولفه های نیروی مُبلغ ورزش را به سوی گذر از فرورفتن و ماندن در باتلاق ورزش به عنوان هدف به سوی ورزش به عنوان ابزاری برای کسب سلامت فیزیولوژیک برای بالابردن توان تفکر و کسب آگاهی و تعالی جامعه هدایت کرد .
2- می توان   بردارها و مولفه های موجود را تغییر داد و با ایجاد تغییر در قدرت و سویه های بردارهای موجود از آنها در جهت اهداف حقیقی تر وارزشی تر استفاده کرد که نتیجه ی این کار طبیعتا" قرار گرفتن جامعه و انسانها  درمسیر   تکامل و تعالی خواهد بود . در این بخش نیز با وضع قوانین خاص و حذف بسیاری از روشهای رایج در ورزش حرفه ای همانند خرید و فروش بازیکنان و دلالهای حرفه ای تجارت بازیکنان همچنین ارزش گذاردن و معرفی  ورزشکاران با اخلاق تر و ساعی در پرورش قوای ذهنی و معرفتی  می توان قدمهای موثری برداشت .
3 بردارهای موجود در خلاف بردارهای قدرت معطوف به ارزشهای ایجاد شده از سوی ورزش حرفه ای را قدرت بیشتری بخشید تا توان آن بر بردارهای ارزشهای کاذب ، غالب شده و بردار برایند درجهت مطلوب قرار گیرد در این بخش نیز با معرفی و تشویق اندیشمندان و فراهم آوردن شرایطی که پاداشهای مادی و معنوی درخوری به اندیشمندان و عالمانی که تاثیرات مطلوبی برای رشد و ارتقای کیفیت جامعه دارند اعطاشود الگوهای واقعی تر و بهتری برای همگان ایجاد کرد و نیز بر نقش کسب آگاهی در ایجاد زندگی بهترتاکید کرد ـــــــــــــــ
شناسایی معرفی و و بها دادن به قهرمانان و خدمتگذاران واقعی جامعه آنها که حضورشان در کنار مردم و فعالیتهایشان برای جامعه حتی بسیار مهمتر از نفتی شدن سفره های مردم است همچنین هزینه کردن برای ایجاد زمینه ها و بستر راحت تر تحصیل و کار به جای هزینه های هنگفت خرید بازیهای لیگ اروپایی در یک کلام ایجاد رضایت و لذتهای واقعی زندگی به جای هیجانها و لذتهای کاذب  تسکین بخش های موقتی
به این سوال بیاندیشیم که چه چیزهایی باید در حامعه تحرک عمودی را در نظام قشربندی میسر کند و اکنون در وضعیت فعلی جامعه ی ما چه چیزهایی قادربه ارتقا سطح رفاهی آدمهاست ؟


اما در بخش دوم یعنی تعامل با جامعه ی جهانی و تقابل فرهنگی با فرهنگ جوامع دیگر خصوصا" جوامع سلطه طلب که قصد القا و تحت تاثیرقرار دادن جوامع دیگر را دارند و هم اکنون استفاده ی ابزاری آنها از ورزش حرفه ای کاملا" مشهود است ،  باید گفت  جامعه ی ایرانی همواره و در طول تاریخ نشان داده که گرایش به سوی کسب معرفت و شناخت دارد ارزشهای کاذب موجود در ورزش حرفه ای که عمدتا" حاصل نظام سرمایه داری و محصول اندیشه ی سناریونویسان نظام سرمایه داری جهانی و مرحله ی امپریالیستی نظام کاپیتالیستی است و با هدف گسترش سلطه بر حوامع دیگر طراحی شده ناگزیر است که در تقابل فرهنگی با فرهنگ این جوامع قرار گیرد . آنچه امروز به غلط با واژه ی تهاجم فرهنگی مطرح می شود در نگرش دقیق تر چیزی نیست جز تلاش فرهنگ نظامهای سلطه در قدرت بخشیدن به مولفه ها و بردارهای فرهنگی که در تقابل فرهنگی با فرهنگ تمدنهای دیگر قرار می گیرد ناگفته پیداست که فرهنگ هر جامعه نیز در همین تقابلهای فرهنگی است که  رشد می کند و مولفه های خود را پررنگتر و شاخص تر نشان می دهد .گریز از تقابل فرهنگی حاصلی جز مهجور ماندن و انزوا و توقف رشد فرهنگی جامعه  ندارد باید در این تقابل با قدرت ظاهر شد تقویت مولفه ها و بردارهای فرهنگی  جامعه و تکیه بر مولفه هایی که می تواند در این تقابل فرهنگی ارزشهای جامعه را تعالی بخشد می تواند نه تنها به رشد فرهنگی جامعه و قرار گرفتن در مسیر تکامل جامعه یاری رساند که می تواند فرهنگ جهانی را نیز تحت تاثیر قرارداده و به رشد ارزشهای انسانی و اخلاقی در جامعه ی جهانی و تصحیح و تغییر مولفه های فرهنگی جامعه ی جهانی یاری رساند غنای فرهنگی و معرفتی تمدن تاریخی ایرانی و تکیه و معرفی آن نحست در درون جامعه ایران و سپس در تعاملات و تقابلهای جهانی می تواند در این مسیر نقش بسزایی ایفا کند .
به این سوال بیاندیشید آیا در برابر جامعه ی جهانی باید دچار خودباختگی شویم و مقهور گردانندگان اقتصادی پروژه ی جهانی کردن گردیم آیا باید تنها تاثیر بپذیریم و ارزشهای برنامه ریزی شده از سوی آنان را در جامعه ی خود نهادینه کنیم یا آنکه همچنانکه در سراسر تاریخ تمدن ایرانی در تکامل هنر و فلسفه و تفکر و شناخت و فرهنگ جهانی تاثیر گذارده اکنون نیز آنچه در تقابل با معرفت انسانی است را  نفی کنیم  آیا ما باید تمامی ارزشهای ورزش حرفه ای و فوتبال حرفه ای را پذیرا باشیم آیا ما امکانات و ابزارهای کنش فعال در صحنه ی جهانی را در اختیار نداریم ؟


اما پیش از به پایان بردن این گفتار چند کلمه ای از ورزش ملی یا فوتبال ملی بگوییم . گردهماییهای ورزشی که شاخص ترین آنها را می توان در بازیهای المپیک و اکنون شاید پررنگتر از آن دربازیهای فوتبال به عنوان مهمترین پدیده ی قرن حاضر و جام جهانی فوتبال دید فارغ از ارزشهای القا شده از سوی برنامه ریزان ورزش حرفه ای مانند رده بندیهای کاذب ملتها و جوامع و تحلیل آنها براساس شاخص پیروزی در زمین فوتبال و مکانشان در جدول رده بندی مسابقات ، صحنه ی پرشوری است از تعامل جهانی . صحنه ی زیبایی از صلح و دوستی و گفتگو میان ملتها  صحنه ای که دیدگان میلیونها انسان در سراسر جهان به آن معطوف است و جایگاهی است برای معرفی تمدنها و تعاملات و تقابل فرهنگهای مختلف جهان . این صحنه می تواند آموزه ای باشد برای تمام انسانها ، تجربه ای که در آن توان انسان در ایجاد عدالت و برخورداری همه ی انسانها از شرایط برابر محک زده شود فارغ از هرگونه برد و باخت در این گردهمایی است که فرهنگ ملل مختلف اخلاقیات و شناخت و معرفت ملل مختلف زیر ذره بین نگاه میلیونها انسان قرار می گیرد و بی شک برنده ی واقعی در این صحنه نمایندگان ملتهایی هستند که فارغ از هرگونه ناجوانمردی ، نژاد پرستی و رفتارهای نادرست پرده ای از تمدن و فرهنگ خود را به نمایش بگذارند .
فوتبال ملی می تواند در عین انسجام بخشی در درون کشورها و جامعه به یگانگی و انسجام و رشد معرفت انسانی در جامعه ی جهانی کمک شایانی کند . بازیهای جام حهانی گفتگوی نمادینی است میان تمدنها رقابتی است سازنده و رفیقانه میان انسانهایی که در عین به نمایش گذاردن روحیه ی میهن پرستی به تلاش برای نیل به جامعه ای جهانی فارغ از جنگ و سلطه طلبی می اندیشند به وطن بزرگی به نام کره ی زمین که متعلق به تمام انسانهاست جام جهانی فوتبال اثبات گر این حقیقت است که انسانها می توانند در فضایی آکنده از مهر و دوستی در کنار یکدیگربه تکامل و تعالی مفاهیم انسانی بیاندیشند و در کنار یکدیگر در عین رقابت به تلاش برای ساختن جهانی متحد و فارغ از جنگ بپردازند حضور در این صحنه فرصتی است مغتنم تا ملتها یکدیگر را بشناسند و بر آنچه سودجویان نظام سلطه ی جهانی می خواهند بر مردم دنیا تحمیل کنند و با تبلیغات سوء انسانها و تمدنها را در تعارض با یکدیگر نشان دهند فائق آیند بی شک آینده ی جهان متعلق به تمامی انسانهای مهرورز اندیشمند آزاد عدالتجو و خودآگاه خواهد بود انسانهایی که دریافته اند تحقق دستیابی به مفهوم انسان کامل در تعامل میان تمامی انسانها به دست خواهد آمد
انسان کامل و کمال انسانی  میسر نیست جزبا مفهوم یافتن جامعه ای جهانی متشکل از تمام انسانهای کره ی خاکی در کنار هم ودر صلحی پایدار و عادلانه که توان اندیشه ی سالم آزادی و خودآگاهی را ایجاد خواهد کرد امروز و در قرن جدید  رشد آگاهی در میان جوامع و ملتها  فارغ از تعارض میان دولتها چشم انداز امیدوارکننده ای از اتحاد ملتها و انسانها را به نمایش می گذارد مایلم سخنم را با ابراز امید به تحولات جامعه ی انسانی در قرن حاضر به پایان ببرم قرنی که حاکی از تلاش و مبارزه ی هرروزه ی انسانها ، برای رسیدن به آزادی آگاهی  شناخت و معرفت است
قرن ما صدف نیست ماسه است                        غزل نیست حماسه است  




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
ورزش (فوتبال) ، فرهنگ و جامعه پذیری
جامعه پذیری ورزش و رابطه آن با امور بین الملل
از بازيگري ديروز تا تماشاگري امروز - سخنراني دكتر عنبري
فوتبال و رسانه - سخنراني دکتر حميد قاسمي
فوتبال و هنر - سخنراني مهندس جهانگير كوثري
دکتر مهدی پیروز نیا
pirooznia@fasleno.com





مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :یکشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۵
موضوع مرتبط :جامعه شناسی ورزش
تعداد بازدید :2042
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)