
جهاني شدن با مفهوم امروزي خود محصول انقلات ارتباطات است .
ارتباطات اگر چه فرصت بسيار مناسبي را به خصوص براي كشور هاي در حال توسعه براي طرح خود به وجود اورده است اما با از ميان بردن مرزها و فضاها و زمان ها چالش هاي زيادي هم با اين حكومت ها و ملت ها و مخصوصا انسان ها كه محور اصلي اين جريان هستند پديد اورده است .
حال با عنايت به مسئله فوق سوال مطرح شده اين است كه چگونه تكنولوژي ها ي نوين ارتباطي و تشكيل جامعه اطلاعاتي به عنوان يكي از ابزار هاي اصلي جهاني شدن مي تواند بر روي هويت و فرهنگ كه منبع هويت است تاثير بگذارد و باعث چه تغييراتي خواهد شد ؟
تعريف جهاني شدن
جهاني شد ن تعاريف متعددي دارد . يكي از معاني ان يكسان شدن و مشابه كردن دنيا است .
دورويكرد نسبت به جهاني شدن وجود دارد : 1- پروسه جهاني شدن 2- پروژه جهاني سازي
عده اي معتقدند كه جهاني شدن يك پروسه است . جريان و روندي طبيعي كه به علت پيشرفت تكنيكي و علمي شكل گرفته است و هيچ كس دخالتي در ان نداشته است و برخي ديگر بر اين عقيده اند كه اين مسئله پروژه اي
هدايت شده از سوي غرب با هدف مشروعيت بخشيدن به سلطه و هژموني غرب است كه به ان جهاني سازي اطلاق مي شو د .اما در نهايت هردو انها يكسان سازي در جهان است .
و ديدگاهي كه ما در اين مقاله پي گرفته ايم رويكرد دوم است . زيرا امروزه برخي كشور هاي قدرتمند به علت در اختيار داشتن ابزار ها و لوازم قدرت جهاني دست يابي به تكنولوژي برتر ارتباطي خود را سردمدار جهاني سازي ميدانند واز ميان لايه هاي اتصال ات گسترده و پيچيده شبكه اي انبوهي از اطلاعات الگو هاي ساخته شده خود را منتقل كرده و اين امر عاملي براي تسلط انها مي شود .
جهاني شدن ارتباطات
انقلاب ارتباطاب نوع جديدي از ارتباطات مجازي كه خالي از روح حاكم بر روابط واقعي اجتماعي است را به وجود مي اورد . زماني كه از طريق ماهواره و اينترنت و ... جهان جديدي به موازات جهان واقعي به وجود مي ايد . كه داراي دو ويژگي اصلي است .
فرهنگ واقعيت مجازي
رسانه هاي الكتروني مخاطبان وسيع و متكثري دارند كه مجموعه هايي از حيث محتواي نمادين به اين افراد عرضه مي كند . فضاي مجازي شكل مي گيرد و فرهنگ ها همه از طريق واسطه هاي الكتروني منتقل مي شود .
زمان بي زمان و فضاي جريان ها
مفاهيم زمان و مكان معاني تازه اي پيدا مي كند . فواصل زماني و مكاني عملا از ميان برداشته مي شود و انتقال اين اطلاعات و داده هاي و سرمايه ها وامكان ارتباط همزمان ميان افراد در نقاط مختلف به وجود مي ايد .
ارتباطات جهاني شده و تهديدات فرهنگي
با توجه به پروژه جهاني سازي جهاني شدن فرهنگ يعني تز همگون شدن فرهنگي از طريق غربي شدن . اما به طور كلي استدلال جهاني شدن فرهنگي نوعي به هم پيوستگي فرهنگي در سراسر جهان است .
اما ظهور انقلاب ارتباطاتي فضاي امن فرهنگ را از ميان مي برد و هر فرهنگي در فضايي قرار مي گيرد كه امكان ظهور فرهنگ هاي ديگر هم مي رود .
انتشار سريع ايده ها از طريق فن اوري بر گوناگوني اجزاي فرهنگي افزوده است . تنوع و تكثر امكان تجلي و بروزپاره فرهنگ ها را به وجود مي اورد و زمينه ظهور محصولات فرهنگي در عرصه بين المللي فراهم مي كند .
اختلاط ميان فرهنگ ها ممكن است باعث ايجاد فرهنگي شبيه سازي شده شود كه در عمق هيچ گونه رابطه اي با نياز هاي يك جامعه نداشته باشد و به دنبال ان ثبات فرهنگي از ميان مي رود و ناپايداري فرهنگي ايجاد مي شود .
زماني كه افراد با گزينه هاي مختلف فرهنگي برخورد مي كنند به يك مبادله نمادين دست مي زنند . انها تصميم مي گيرند فرهنگ خود را مبادله كنند چون فكر مي كنند فرهنگ هاي سنتي توان اجابت كليه نيازمندي هاي بشر امروزي را ندارد و لذا بشر امروزي دست به گزينش فرهنگي مي زند .
در پروژه عظيم جهاني شدن رسانه هاي جمعي باقدرت ارسال ايده هاي متفاوت روند نهادينه شدن ارزشهاي اجتماعي را تضعيف مي كند و انتقال انگاره هاي از هم گسيخته غير بومي و فراملي را فراهم مي كند .
جهاني شدن رسانه ها و ايجاد هويت هاي مجازي
در ابتدا به رابطه ميان فرهنگ و هوبيت مي پردازيم .
فرهنگ منبع هويت است . افراد با توسل به اجزا و عناصر فرهنگي گوناگون هويت مي يابند . در جوامع سنتي فرهنگ به علت ايجاد تفاوت افريني و معنا بخشي بسيار بالا هويت سازي خوبي را انجام مي داد .
هويت يك سيستم كنترل است كه مجموعه اي از هنجار هاي و ضد هنجار ها در فرد و جامعه به وجود اورده است . مجموعه معنايي است كه چگونه بودن را در خصوص نقش هاي اجتماعي به افراد القا مي كند و يا وضعيتي است كه به فرد مي گويد او كيست و مجموعه معاني را براي فرد توليد مي كند كه مرجع كيستي و چيستي او را تشكيل مي دهد .
مارسل مرل از سومين رويداد بزرگ تاريخ جهان به عنوان فروپاشي فضا و نفوذ پذيري مرزها ياد مي كند و جان هرتز معتقد است كه فرد ديگر در قلمرو خود احساس هويت و امنيت نمي كند . ( ژاك هونتزينگر . درامدي بر روابط بين الملل . ترجمه عباس اگاهي . صص 211-213
با ايجاد و تحول در مفاهيم مكان وز مان و فراهم امدن منابع و مراجع متعدد و جديدهويت و ذهنيت و هويت انسان در جهان جديد ناپايدار و سيال مي شود و تعلقات به مكان و زمان كمرنگ مي شود .
هويت سازان در پرتو ابزار هاي فني نوين فرايند هاي فرهنگي و اجتماعي و ارزشي اثرگذار بوده و هويت هاي جمعي نوين را مي سازند . زماني كه فواصل كم مي شود و اذهان به يكديگر نزديك مي شوند سيال شدن هويت ها صورت مي گيرد . همان چيزي كه رابرتسون نسبت گرايي هويت مي نامد . ما به دوراني قدم خواهيم نهاد كه هويت ها ثابت نخواهد بود و نسبت ميا ن افراد با گروههاي مرجع خواه شخص و گروههاي اجتماعي يا مليت ها دائما دستخوش دگر گوني است .
بر اساس نظريه ناهمسازي ادراكي لئو فستينگر وقتي فرد در موقعيت تعارض اميز قرار گرفت و ارزش ها و هويت هاي موجود ناسازگار را مشاهده كرد نوعي تعارض شخصيتي و هويتي در او ايجاد مي شود .
به طور كلي محيطي كه رسانه ها ايجاد مي كنند ثابت نيست بلكه پويااست و وارد ذهن آدمي مي شود . تصاويري را باقي مي گذارد كه فرد هيچ گاه فراموش نمي كند .
در نتيجه در جريان الفا بودن مغز هاي افراد و اين اموزش همگاني تكثر و لايه اي و چند بعدي و سطحي شدن هويت ها در جهان اينده را خواهيم داشت .

