یکشنبه، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 49 - 19صفحه
شهر و شهرداری
[ دکتر علی گرانمایه پور ]

پیشرفت روزافزون کلی و کیفی مطبوعات در جهان، تعهدات اخلاقی و اجتماعی (صنفی) را برای دو طرف معادله وسایل ارتباط جمعی یعنی مطبوعات و مخاطبان به دنبال داشته است.
به تدریج مطبوعات موظف شده¬اند در محدوده خاص فکری یا قانونی؛ خود را محدود کنند و پا فراتر نگذارند؛ در صف اول مطبوعات؛ تمام این تعهدات اعم نوشته یا نانوشته؛ قانونمند یا ارزشی همگی متوجه روزنامه¬نگاران بوده است؛ زیرا نخستین کسی که در صحنه خبر حاضر می¬شود و واقعه را منعکس می¬کند فرد (خبرنگار) است.
پس از آن گزینش گران و پردازش گران خبر هستند که با ملاک¬ها و معیارهای خاص، حاصل تلاش خبرنگار یا خبرنگاران را با ترفندهای پیچیده به خورد مخاطبان می¬دهند.
در اینجا اگر به کارگیری و اجرای این ترفندها با ظرافت و صراحت همراه نباشد با عوارض و بازخورد منفی روبرو می¬شود؛ از اینرو گهگاهی با هدف بی¬رنگ کردن اخبار، بی¬اهمیت کردن، کوتاه کردن و خلاصه بسیاری از لطایف¬الحیل، گزینش گران و پردازش گران (خبر مطبوعات) سعی می¬کنند خبرسازی کرده یا خبری را بدون هیچ واکنشی منعکس کنند که گاهی محاسبات آنها غلط از آب در می¬آید.
اشتباه در انعکاس یک خبر؛ انعکاسی دو سویه دارد: در یک سو مخاطب یا خواننده به خبر شک می¬کند و در عالم خیال¬بافی به هزار و یک موضوع مرتبط یا غیرمرتبط می¬اندیشد؛ و در سوی دیگر، افکار غیرمرتبط با موضوع حادثه با خیال¬بافی «بذر شایعه» را در اذهان عمومی پراکنده می¬کند.
در این مرحله است که «شایعه» پدید می¬آید؛ قوت می¬گیرد و در مراحل پایانی حتی مانند یک «واقعیت اجتماعی» مورد تأیید و قبول مردم قرار می¬گیرد.
شایعه همیشه هدفمند نیست و همانند گلوله¬ای سرگردان است که به تناسب موقعیت و شرایط یک جامعه گاهی می¬تواند همچون یک بمب عمل کند. اثر اجتماعی این بمب، تخریب و تضعیف افکار و روحیه مخاطبان و مردم است زیرا در این شرایط می¬توان به افکار عمومی سمت و سو داد و از احساسات یا اشتباه و گمراهی آنان سوء استفاده کرد.
گاهی شایعه هدفمند است به این معنی که مخالفان با زیر زره¬بین قرار دادن حوادث و وقایع جاری، اعم از سیاسی و اجتماعی مترصد یافتن فرصتی مناسب برای شایعه¬سازی و تخریب روانی هستند؛ این گونه شایعات معمولاً درشرایط جنگی یا بحران¬های سیاسی داخلی یا خارجی رواج می¬یابد. حال باید دید که (مسئولیت اجتماعی روزنامه¬نگاران در قبال شایعه، شایعه¬سازی و مقابله با آن چیست؟ و نقش روزنامه¬نگار در انجام این وظیفه تا چه حد اهمیت دارد.

شایعه چیست؟
برای درک دقیق مفهوم شایعه لازم است چند تعریف جامع و در برگیرنده         از شایعه ارائه کنیم.
1) شایعه یک گزارش تأیید نشده درباره حادثه¬ای است که اساساً به وسیله کلمات و به طور لطفی و یا سنجی مبهم و نامعلوم منتشر می¬شود.
2) یک موضوع خاص، گمانی بدون وجود ملاک¬های اطمینان بخش و قابل رسیدگی، که معمولاً به صورت شفاهی از فردی به فرد دیگر انتقال می¬یابد بدان «شایعه» می¬گویند
3) انتقال دهان به دهان حکایت¬ها و اخبار غیرموثق را که با هدفی خاص و یا بدون هدف می¬باشد؛ «شایعه» می¬نامند.

مسئولیت اجتماعی روزنامه¬نگار در قبال شایعه
دو نظام نامه سندیکا یا انجمن¬های صنفی روزنامه¬نگاران و حتی قوانین مطبوعاتی به طور صریح «یا ضمنی» و یا در تبصره¬های الحاقی آن، به جلوگیری از اشاعه اکاذیب، وارد نکردن افتراء و القاب غیراخلاقی، رعایت صدق گفتار و احترام به اخلاق روزنامه¬نگاری – و هر چیز که در قالب رعایت اصول اخلاقی خبر می¬گنجد – توصیه شده است.
در این نظام¬نامه¬ها (اصول اخلاق حرفه¬ای) صریحاً تأکید شده که وظیفه مهم یک خبرنگار در برابر (خبر) جلوگیری از شایعه و شایعه¬سازی است: بدین نحو که خبرنگار نباید خبر را دگرگونه جلوه دهد: عقاید شخصی خود را در آن دخیل سازد: نباید به احساسات مذهبی یا فرقه¬ای دامن بزند و...
واضح است که این قوانین به نحوی غیرمستقیم بر سالم¬سازی خبر و انعکاس مطلوب حوادث و رویدادها تأکید می¬کنند: البته شاید از خود بپرسید سیل اخباری که سه روزه از سوی خبرگزاری¬های خارجی به سوی ما روانه می¬شود (و گهگاهی نیز خمیرمایه شایعه است) پس چطور موضوع شایعه¬سازی آن در کتمان می¬ماند؟
در پاسخ باید گفت: اینگونه بنگاههای سخن¬پراکنی با استفاده از شیوه¬های مختلف خبرسازی از جمله «نیمی از خبر واقعی و نیمی دیگر دروغ» و یا «به نقل از فلان خبرگزاری یا روزنامه» یا «به نقل از منابع آگاه یا منبعی که نخواست نامش فاش شود» همیشه به نحوی سنجیده خود را از انگ و برچسب «شایعه¬سازی» یا دروغ پراکنی خلاص می¬کنند.
در این شرایط است که مسئولیت یک روزنامه¬نگار در برابر قبال جلوگیری از شایعه و شایعه¬سازی مشخص می¬شود که متأسفانه مسئولیت اجتماعی روزنامه¬نگاران در برابر مقابله با شایعه در جوامع مختلف بدلیل تفاوت «خط قرمز مطبوعات» با یکدیگر متفاوت است.
در جوامع «دموکراتیک» سعی می¬شود با استفاده از قوانین صنفی کیفیت و چگونگی مسئولیت اجتماعی روزنامه¬نگاران در برابر شایعه تبیین شود و مسیر صنفی آن مشخص است. اغلب دیده می¬شود که در این کشورها مسأله مقابله روزنامه¬نگاران با شایعه و شایعه¬پراکنی همچون اصول اصل دموکراسی رعایت شده و جدی گرفته می¬شود و به آن مانند «امنیت ملی» و «تمامیت ارضی» یک کشور ارزش قائلند.   
اما در کشورهای غیردموکراتیک و عمدتاً نظامی و دیکتاتوری، اصل شایعه و شایعه¬پراکنی از اصول اساسی دوام و بقای این گونه حکومت¬هاست و اگر گاهی روزنامه¬نگاران برحسب وجدان کاری و اخلاق حرفه¬ای درصدد خنثی¬سازی و افشای اصل خبر باشند با مشکل روبرو هستند.
با عنایت به مسائلی که عنوان شد به موضوع شایعه و مسئولیت¬های اجتماعی روزنامه¬نگار از دیدگاه کاربردی و عملی می¬پردازیم.

ضرورت پرداختن به شایعه و مسئولیت اجتماعی روزنامه¬نگار
ضرورت اصلی بررسی و تجزیه و تحلیل شایعه و مسئولیت اجتماعی روزنامه¬نگار، در تغییرات اجتماعی و حوادث غیرقابل پیش¬بینی نهفته که از «اثرات منفی شایعه» می¬باشد: لذا اگر روزنامه¬نگار نسبت به جریان¬های فکری مخالف و موافق وضع موجود جامعه آگاه و هوشیار نباشد در انعکاس اخباری که هدفمند و مغرضانه به سوی او ارسال می¬شود؛ دچار قضاوت اشتباه شده وناخواسته وسیله¬ای برای رسیدن شایعه¬سازان به اهدافشان می¬شود. در این مقاله بر جنبه «هدفمند بودن شایعه» تأکید شده و هر گاه صحبت از «شایعه» می¬شود: منظور شایعه¬سازی با «اهداف از پیش تعیین شده» است.
اصولاً در کار خبری «هوشیاری» و به اصطلاح «حس ششم» روزنامه¬نگار برای جلوگیری از دامن زدن به شایعه بسیار مهم است؛ به این معنی که لازم نیست یک شایعه به طور صریح و آشکار در اخبار و حوادث باشد، بلکه گاهی مکمل خبرها و در قسمتی از یک خبر وجود دارد. گاهی به این گونه شایعه¬ها (بار فرهنگی، علمی، اقتصادی، سیاسی و...) می¬دهند تا با توجه به اهمیت آن، مجالی برای فکر کردن مخاطب وجود نداشته باشد و به اصطلاح فکر کنند: این خبر کاملاً واقعی است.
ضرورت بررسی و تجزیه و تحلیل شایعه و مسئولیت اجتماعی روزنامه¬نگار ایجاب می¬کند که روزنامه¬ها، سردبیران خبر و خبرنگاران به دنبال راهکارهایی برای مقابله با این جریان هدفمند باشند.
اغلب دیده شده که شایعه در بلندمدت اثرات شدید و مخربی را به دنبال داشته ولی به دلیل «تزریق تدریجی» اخبار و مطالب در سطح جامعه، اثر آن گاهی نامحسوس است اما به یکباره ویروس آن پس از مدت زمان طولانی همچون یک ویروس همه افکار عمومی جامعه را آلوده و تحت تأثیر قرار می¬دهد.
معمولاً در هر جامعه¬ای با 3 نوع افکار عمومی و قشر فکری روبرو می¬شویم: 1- اقلیت هوشیار 2- اکثریت خاموش 3- افراد بی¬تفاوت یا دیرپذیر که تأثیر «شایعه¬های هدفمند» بر این سه گروه مختلف است.
هنگامی که شایعه به اقلیت هوشیار می¬رسد؛ این عده چون شامل «رهبران فکری» و «روشنفکران» هستند از موضوع شایعه همچون سلاحی خطرناک بر علیه حکومت¬ها استفاده می¬کنند و به نحوی اعتراض خود را نسبت به وضع موجود اعلام می¬کنند. تاریخ حوادث اجتماعی کشورها گویای این واقعیت است که همیشه حرکت فکری اقلیت هوشیار زمینه¬ساز «تحولات سیاسی و اجتماعی» و ظهور انقلاب بوده است.
اما هنگامی که شایعه به «اکثریت خاموش» یا مردم عادی می¬رسد؛ این عده بدون تأمل و تفکر اغلب به نفع جریان شایعه¬ساز، به راه می¬افتند و به آن رنگ لعاب احساس و حیثیتی می¬دهند.
این عده از جمعیت جامعه همان مردم کوچه و بازار هستند که گهگاه عامل انتقال و انتشار شایعه می¬شوند، شایعه در برخی شرایط به نحوی در افکار و عقاید مردم مؤثر می¬افتد که گاهی به طور ناخودآگاه به شکل «انبوه خلق» از هر سو که جریان شایعه می¬بردشان، به راه می¬افتند.
گروه سوم افراد بی¬تفاوت یا دیرپذیر هستند؛ این گونه افراد شامل (مهاجران خارجی، افراد ولگرد و بزهکاران جامعه و کسانی می¬شوند که هیچگونه احساس تعلق یا مسئولیتی نسبت به اوضاع و احوال محیط اجتماعی خود ندارند و اغلب در جریان تغییر و تحولات جامعه قرار نمی¬گیرند.
با توجه به مطالبی که ذکر شد یک «روزنامه¬نگار» بایستی با تسلط بر ویژگیها و خصوصیات این سه قشر فکری (که هر کدام دارای زیر مجموعه و از نظر میزان تأثیرگذاری دارای شدت و ضعف هستند) به نحوی باید با اخبار کار کند که جریان خاص فکری را به وجود نیاورد.
ضرورت بررسی مسئولیت اجتماعی یک روزنامه¬نگار در مقابله با شایعه هنگامی برجسته و ممتاز می¬شود که جامعه با بحران خاصی همچون (بحران فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و غیره) روبرو باشد.
در این وضعیت؛ اخبار یا حوادث داخلی و اخبار ارسالی از سوی رسانه¬های بیگانه به سمت یک جامعه یا کشور خاص دارای سمت و سو و جهت¬داری و هدفمندی خاصی است که اغلب مرتبط با «بحران موجود» است. در این شرایط گزینش¬گران و پردازشگران اخبار بایستی در وهله اول و «خبرنگاران» در مرحله بعد از هوشیاری و درایت کافی برخوردار باشند تا به محض دریافت اخبار، با حضور در صحنه حادثه، به نحو سنجیده¬ای مطالب را تجزیه و تحلیل و آماده کنند؛ البته مهمترین نکته در انعکاس اخبار توسط رسانه¬ها و به ویژه مطبوعات، انتخاب (== ، لید و سبک خبری) مناسب است.
فرایندی که به آن اشاره شد، گوشه¬ای از یک دریای عظیم است که در عمل روزنامه¬نگاران سهم بسزایی در آن دارند، البته سطح درک و شعور اجتماعی مخاطبان نیز در روند شکل¬گیری حس مسئولیت اجتماعی روزنامه¬نگاران در مقابل شایعه بسیار مهم است. زیرا بالا بودن فهم اجتماعی مردم فرایند بیان واقعیت¬ها را برای روزنامه¬نگاران ساده¬تر می¬کند.


اهداف مسئولیت اجتماعی روزنامه¬نگار
مسئولیت اجتماعی یک روزنامه¬نگار در قبال شایعه و شایعه¬سازی در کوتاه مدت و بلندمدت، اهداف بسیاری را داراست که شرح مفصل آن نیازمند طبقه¬بندی هر یک از اهداف به همراه بازتاب آن است، اما به طور کلی مهمترین وظیفه اصلی یک روزنامه¬نگار در مقابله با شایعه، جلوگیری از «سم¬پاشی خبری» و «آفت¬زدایی خبری» است.
به مفهوم روشنتر حس مسئولیت اجتماعی و انسانی یک روزنامه¬نگار او را موظف می¬کند که با آگاهی و اطلاع از نتایج مخرب این حرکت، حداکثر توان خود را در مبارزه با شایعه به کار گیرد.
در هنگام انتشار شایعه، معمولاً دو نوع خبر با هم رقابت می¬کنند: در یک سو اخباری که مورد تأیید «مقامات دولتی» است و در رسانه¬ها منتشر می¬شود و در سوی دیگر اخبار «غیر موثق» و مشکوک که معلوم نیست ساخته و پرداخته چه ذهن یا قشری است.
با این مقدمه¬ای که عنوان شد، اهداف اصلی یک روزنامه¬نگار مشخص می¬شود؛ یعنی: «تقویت و انتشار به موقع و مداوم اخبار مورد تأیید «مقامات رسمی» یا دولتی به منظور بی¬رنگ کردن شایعه.
به همین منظور روزنامه¬نگار بایستی با آگاهی یافتن از یک فیت و چند و چون «شایعه» در جامعه خودش؛ دریابد چه کسانی از آن بهره¬مند یا متضرر می¬شوند.
بدین ترتیب با یافتن یکی از مجهولات معادله؛ === دیگر آن خود به خود حل می¬شود.
انتشار به موقع اخبار «ضد شایعه»، نیازمند سرعت عمل و بنگاه¬های خبرپراکنی متعدد در داخل و خارج یک کشور است که متأسفانه اغلب کشورهای جهان سوم بدلیل ضعف ساختار علمی و ابزاری غالباً در فرایند این مبارزه بازنده هستند، زیرا گروه مقابل همیشه از امکاناتی بهتر از آنها برخوردار است.
پس در مبحث مقابله با شایعه و اهداف آن، یک روزنامه¬نگار هنگامی می¬تواند موفق عمل کند که سازمان خبری مربوطه از لحاظ کمی و کیفی به پیشرفته¬ترین وسایل ارسال و دریافت اخبار در داخل و خارج کشور مجهز باشند زیرا در این صورت می¬توان گفت: «با شایعه مقابله شده است».
در بحث اهداف شایعه و مسئولیت اجتماعی روزنامه¬نگار، سنجش سطح فرهنگ یک جامعه بسیار مهم است، زیرا کارکرد شایعه اغلب در جوامعی با «فرهنگ شفاهی» متفاوت¬تر از جامعه¬ای با «فرهنگ کتبی» است و لذا اهداف و شیوه¬های به کارگیری و اجرای آن نیز گوناگون است.
شهروندان جامعه¬ای با «فرهنگ کتبی» اصولاً منطقی¬تر و ریزبینانه حوادث را تحلیل می¬کنند و شایعات ساده و پیش پا افتاده را به راحتی نمی¬پذیرند و به همین اندازه در قبول «ضد شایعه» نیز مقاوم هستند.
در مقابل: شهروندان جامعه¬ای با «فرهنگ شفاهی» احساساتی¬تر، زودباور و ساده¬پذیرتر بوده و با شیوه¬های ساده¬تری می¬توان «شایعه» را به آنان تلقین کرد.
«اهداف شایعه» غالباً در فرهنگ کتبی؛ پیچیده¬تر و دقیق¬تر است در حالی که در فرهنگ شفاهی؛ ساده¬تر و با امکانات کمتری می¬توان به هدف دست یافت و عمل کرد.
روزنامه¬نگار با تشخیص این تفاوت¬ها می¬تواند اهداف و شیوه¬های انتشار شایعه را در یابد و با مطالعه بیشتری با آن به مقابله بپردازد.
اما آنچه که مسئولیت اجتماعی روزنامه¬نگار را در مقابله با شایعه حساس¬تر نشان می¬دهد این است که: «حس مسئولیت¬پذیری» در یک روزنامه¬نگار تا چه میزانی برانگیخته شده باشد به این معنی که او حس کند در برابر هر واقعه و رخداد و انعکاس صادقانه آن به افکار عمومی مسئول است. بدین ترتیب می¬توان شاهد بود که به بهترین نحو، فرایند اطلاع¬رسانی به صورت سالم شکل گرفته و روزنامه¬نگار نسبت به وقایع به صورت مقطعی یا مصلحتی برخورد نمی¬کند

عملکردهای شایعه در جامعه و وظیفه روزنامه¬نگار
در خصوص کارکرد و نتایج شایعه در جامعه و مسئولیت اجتماعی روزنامه¬نگار، شاخص¬های مهمی را می¬توان برشمرد. هر یک از این شاخص¬ها نتیجه برخورد و تعامل چندین عامل اجتماعی، فرهنگی یا اقتصادی است که سرانجام نتایجی را به دنبال دارد.
در این بخش بحث بر سر این است که آیا در نهایت، عملکرد شایعه مثبت است یا منفی؟ آیا دارای بار فرهنگی – اجتماعی مثبت است یا منفی؟ آیا آثار مخرب شایعه بیشتر است یا آثار سازنده آن؟
البته پاسخگویی دقیق به این سؤالها نیازمند تحقیق و نظرسنجی و سنجش آثار شایعه است؛ ولی به طور کلی به دو موضوع مهم می¬توان اشاره کرد:
اول: این که شایعه اگر در قالب «اساطیر، افسانه¬ها، قصه یا حکایات گنجانده شود و سعی داشته باشد باورهای فرهنگی همچون (وطن¬پرستی، خودباوری، غرور مذهبی، شجاعت و جوانمردی، مبارزه با دشمن اشغال¬گر سرزمین و...) را در شنونده تقویت و به او تلقین کند و جزو باورهای او درآورد، در این حالت دیگر «شایعه» مضر نیست بلکه عامل ثبات، دوام و قوام فرهنگ و آثار آن چه در بلندمدت و چه در کوتاه¬مدت مثبت و سازنده است. در اغلب جوامع سنتی این فرایند خودش به نوعی وسیله¬ای برای گذران اوقات فراغت در جمع جوانان و نوجوانان بوده و دیگر فضایی برای شایعه¬سازی و شایعه¬پراکنی مسموم به وجود نمی¬آمده است.
دوم: اگر شایعه در مقوله (سیاسی – تبلیغاتی) گنجانده و آماده شود و هدف آن (دلسرد کردن مردم، ایجاد بی¬اعتمادی، ایجاد رعب و وحشت و شکل دادن به بی¬ثباتی) باشد عامل تخریب افکار عمومی و تضعیف حکومت¬ها و دولتهاست.
این گونه اخبار کذب، هدفش بی¬اعتبار کردن واقعیت¬ها و در نهایت از دست رفتن کنترل اوضاع است. این گونه شایعه¬ها همیشه با اهداف از قبل طراحی شده انتشار می¬یابد و در پشت پرده، بسیاری از افراد و گروهها منتظر وقوع حوادث و تغییر شرایط به نفع خودشان هستند.
عوارض منفی این گونه حرکتهای «ضد خبری» به مرور سبب بی¬اعتباری وجهه مسئولان دولتی و رسانه¬ها شده و کم¬کم برچسب «دروغگویی» بر آنان زده می¬شود که البته این امر از «عوارض اولیه شایعه» است.

کارکردهای منفی و مخرب شایعه
1) شکل¬گیری بحرانهای اقتصادی، فرهنگی و... در جامعه
2) بی¬اعتبار کردن گفته¬ها و عملکرد مسئولان دولتی و در نتیجه بدبین شدن مردم نسبت به آنها و حتی رهبران و اشخاص مهم یک کشور
3) بی¬اعتبار شدن اخبار و گزارش¬های رسانه¬ها بویژه مطبوعات و منابع و مراکز خبری و اطلاع¬رسانی مهم یک کشور و در نتیجه بدبین شدن مردم به اخبار آنها و الصاق برچسب «دروغگویی»
4) بی¬هویت و بی¬اعتبار شدن فرهنگ عمومی جامعه در نزد خود مردم که نشان از سطح پائین فرهنگ یک جامعه دارد
5) ایجاد بدبینی و شک و تردید در میان مردم نسبت به یکدیگر و در نتیجه ظهور بدبینی به آینده و سردرگمی
6) ظهور ناآرامی¬ای پراکنده و کوچک در گوشه¬گوشه یک کشور و اعتراض عمومی و اختشاشات گوناگون که از «نتایج ثانویه» شایعه است
این موارد فقط گوشه¬ای از عملکرد منفی «شایعه» در هر جامعه است، زیرا در بررسی تحلیلی و تشریحی هر یک از 6 بند فوق، به سلسله عواملی می¬رسیم که همگی به نحوی با هم ارتباط دارند و آن چه بسیار مهم به نظر می¬رسد راههای مقابله با آن است که به عمده¬ترین آنها اشاره می¬نمود.


شیوه¬ها و ابزار مقابله با شایعه
1) تقویت سطح فرهنگ عمومی افراد جامعه، به خصوص تقویت فرهنگ کتبی و عمومی کردن آن (تقویت فرهنگ اجتماعی)
2) رفع ابهام از اخبار ارسالی به سوی مخاطبان و بیان حقیقت به همراه شفاف¬سازی حوادث
3) جلوگیری از سانسور دولتی کور و بی¬هدف و توجه به خود سانسوری و افراط و تفریط توسط خبرنگاران و سردبیران
4) ایجاد مشغولیت¬های ذهنی و فکری برای اکثریت اقشار جامعه که گاهی ناخواسته عامل انتشار شایعه هستند از طریق پخش برنامه¬های سفید سرگرمی در رادیو و تلویزیون و مطبوعات (مشغول کردن افکار عمومی)
5) انتشار سریع و سنجیده «اخبار ضد شایعه» که این کار نیازمند سازمانهای خبری و تبلیغاتی قوی از نظر کمیت و کیفیت و مجهز به پیشرفته¬ترین وسایل ارتباطی می¬باشد تا در کمترین زمان، بیشترین تأثیر را در خنثی¬سازی شایعه داشته باشند
6) اگر منظور از انتشار شایعه، سنجش میزان تأثیر عوامل اجتماعی بر رفتار یا اندیشه افکار عمومی جامعه است، توصیه می¬شود یا غیرمحسوس اجرا شود و یا در مورد پدیده¬ها و عوامل زیربنایی جامعه نباشد و یا اینکه «گروه هدف» مشخص و بر روی آن کار شود
7) تشکیل «ستادهای دائمی» یا «سرویس شایعه» در رسانه¬ها به منظور کنترل و بررسی مستمر و سنجیده شایعات به همراه علت¬یابی و ریشه¬یابی آن؛ البته این گونه سرویس¬ها در سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی اغلب کشورها دایر است ولی عمدتاً به همه گونه شایعه¬ای نمی¬پردازند
8) آگاه ساختن مردم از عوارض منفی شایعه از طریق آموزشهای رسانه¬ای، کتب، مقالات و برنامه¬های تلویزیونی
9) آموزش مدیران و مسئولان پست¬های کلیدی و مهم دولتی و به ویژه سخنگویان هیأت دولت، مجلس و سایر قوای اجرایی یک کشور به منظور رعایت بی¬طرفی و بیان حقایق به هنگام سخنرانی¬ها و مصاحبه¬ها (سنجیده سخن گفتن)
10) آموزش روزنامه¬نگاران، خبرنگاران، سردبیران رسانه¬ها و مطبوعات در خصوص رعایت اصلی بی¬طرفی در انعکاس مطلوب اخبار و آموزش شیوه¬های مقابله و تشخیص شایعه و شایعه¬سازان به ویژه سازمانهای خبری شایعه¬ساز
در پایان باید گفت: برای مبارزه با شایعه بایستی از شیوه¬ها و ابزارهای غیرمستقیم همچون (تحریک حس مذهبی و میهن¬پرستی، القای احساس شرم از طریق چاپ پوستر، پخش فیلم¬های سینمایی، آموزش در مدارس، تعلیم مسائل روان¬شناسی و...) استفاده کرد.
البته مبحث شایعه از هر زاویه¬ای قابل بحث است زیرا شایعه همچون «سلاحی نامرئی» می¬تواند وحشتناکترین حوادث را به وجود آورد و ارکان بسیاری از حکومت¬ها را سست و لرزان سازد.




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
رسانه‬هاي نوين ارتباطي و جهاني شدن
بررسي رابطه ميان خصوصيات فردي مخاطبان و ویژگیهای خبری سیما
مطالعه موردي عرضه موسیقی در وبلاگ ها
شبکه های تلويزيونی ماهواره ای فرصت يا تهدید
رسانه در رسانه
گروه علوم اجتماعی
http://www.fasleno.com





مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۵
موضوع مرتبط :رسانه
تعداد بازدید :2066
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)