یکشنبه، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 49 - 19صفحه
شهر و شهرداری
شنبه، ۲ اردیبهشت ۱۳۸۵
هرگز از مرگ نهراسیده ام
[ قطعه ادبی ]

                                         

                                      برای سومین بار! سنگ مزار احمد شاملو از جا کنده و شکسته شده...
هرگز از مرگ نهراسیده ام.
اگر چه دستانش ، از ابتذال، شکننده تر بود.
هراس من – باری – همه از مردن در سرزمینی است
که مزد گور کن
از آزادی آدمی
افزون باشد.
جستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتن خویش
باروئی پی افکندن ...
عکس اول مربوط به پاییز دو سال گذشته است...
...
عکس دوم مربوط به زمستان سال گذشته...
و عکس آخر
امروز
بهار امسال!
سین هفتم
سیب سرخی ست ،
حسرتا
که مرا
نصیب
از این سفره ی سنت
سروری نیست .
شرابی مرد افکن در جام هواست ،
شگفتا
که مرا
بدین مستی
شوری نیست .
سبوی سبزه پوش
در قاب پنجره
آه
چنان دورم
چنان دورم
که گویی جز نقش بی جانی نیست .
و کلامی مهربان
در نخستین دیدار بامدادی
فغان
که در پس پاسخ و لبخند
دل خندانی نیست.
بهاری دیگر آمده است
آری
اما برای آن زمستان ها که گذشت
نامی نیست
نامی نیست .
احمد شاملو





اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
به مناسبت هشتادمين ساگرد تولد احمد شاملو
باز باران بی ترانه (قطعه ادبی)
به یاد م.آزاد(محمود مشرف تهرانی)
یاد نامه سهراب سپهری
عشق و ...
گروه علوم اجتماعی
http://www.fasleno.com





مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۲ اردیبهشت ۱۳۸۵
موضوع مرتبط :قطعه ادبی
تعداد بازدید :1300
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)