یکشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 50 - 17صفحه
واقعيتي به نام اميدواري اجتماعي
[ معرفی کتاب - مهدی علاقبند ]

نظریه رفاه  ( سیاست اجتماعی چیست ؟ )

تونی فیتز پتریک در کتاب نظریه رفاه  در واقع می خواهد بگوید که دولتها چگونه باید آن بخشی از وظایف اجتماعی خود را که _ یعنی تماین رفاه و بهرورزی وآسایش خود و آرامش برای کلیه مردم جامعه . روشن است که در اینجا , قبل هر چیز , مفهوم رفاه مطرح می شود . در اهمیت رفاه و تامین اجتماعی گفته شده است که اینها هدف توسعه نیستند بلکه خود توسعه محسوب می شوند . یعنی دولت و جامعه ای را می توانیم توسعه یافته بدانیم که سطح حداقل ( یا متناسب ) زندگی را از جهات مسکن , آموزش , تغذیه و بهداشت و درمان برای یکایک آحاد و ساکنانش فراهم کرده باشد . بحث اصلی در واقع از همین پرسش شروع می شود . روشن است که هیچ کس با این که مردم جامعه مرفه باشند مخالف نیستند . لکن چگونه باید به این مهم دست یافت ؟ مفاهیمی چون عدالت یا برابری که خود به خود در این بحث مطرح می شوند چه معنایی دارند ؟ آیا عدالت اجتماعی به این معناست که کلیه آحاد جامعه از نظر درآمد و سطح زندگی وضعیتی همانند داشته باشند ؛ یا انکه همه باید از فرصتهای برابر برخوردار باشند و بعد هرکسی به تناسب استعداد و کوشایی خود , به مراتب بهتر و برتری دست یاند ؟   رژیم های سوسیالیستی و کمونیستی ( یا مدعی داشتن اینگونه نظامها ) راه اول را آزمودند و به بن بست رسیده اند . منتقدمان می گفتند که , در این رژیم ها افراد انگیزه کار و فعالیت بیشتر و عرضه خلاقیتهای خود را از دست  می دهند . وقتی قرار باشد , صرف نظر از تلاش و جهدی که کرده ای یا نکرده ای , در اخر ماه حقوق یا دستمزدی یکسان دریافت کنی , چه دلیل دارد که وقتت را صرف کار بیشتر و فعالانه تر کنی . از طرف دیگر چون اینگونه نظامها می خواهند شرایط و ضوابطی یکسان را بر جامعه تحمیل کنند , الزاما به راه استبداد و سرکوبگری گام می کذارند . تاب هیچ نوع مخالفت یا دگر اندیشی را نمی آورند . همه را "خودی " می خواهند و از هر نوع " ناخودی " به وحشت می افتند .
در عین حال , اگر بی کفایتی اینگونه رژیم ها و مقلدان آنها کمک کرد تا درستی سخن و منطق منتقدان فوق به  ترتیبی ثابت شود . درباره خود این منتقدان و انچه به عنوان  " برابری فرصت " مطرح می کنند چه باید گفت ؟ به فرض که به همگان برابری فرصت داده شده , آیا آن کسی که مثلا به خاطر موقعیت طبقاتی , ثروت موروثی ,  با امکانات آموزشی بهتری که به سبب این عوامل نصیب او شده است . و آن کسی که فاقد این امکانات بوده است , دارای وضع یا فرصت برابر خواهند بود ؟ روشن است که پاسخ منفی است .
راهی که مخالفان نظامهای استبدادی و خودکامه برای پاسخگویی به این مسائل و مشکلات اندیشیدند , و به تدریج تحول و تکامل یافت , ایجاد دولت رفاه بود . گفته می شود که این دولت , ضمن آنکه دست محرومان و مطرودان را می گیرید و آنها را به حیات اجتماعی باز می گرداند , با دموکراسی و مشارکت عمومی نیز سازگار است . هم سطحی حداقل  ( وبه تدریج , سطحی متناسب ) برای درماندگان تامین می کند و عواملی چون فقر , نیاز , جهل و فقدان مسکن و بهداشت را از میان بر میدارد  , و هم به افراد فرصت می دهد تا به تناسب هوش و آمادگی و استعداد و تلاش و کوشش خود به مراتب رفاهی و اجتماعی بالاتری دست یابند .
در دوران پس از جنگ جهانی دوم , دولت رفاه در کشورهای اروپایی غربی به اوج شکوفایی خود رسید و حتی به نظر می رسد که به اغلب هدفهای خود دست یافته یا به تححق آنها نزدیک شده است . کامیابی بزرگ بود و آثار خود را به سراسر دنیا پراکند و دولتهای سایر مناطق جهان را به الگو برداری از خود واداشت. حتی بسیاری از صاحبنظران تا به آنجا پیش رفته اند که وجود دولت رفاه را در جوامعه سرمایه داری غرب از مهمترین عوامل شکست و فروپاشی اردوگاه کمونیسم بر می شمرند .  وقتی الگویی فراهم باشد که به جای  فقر عمومی  اما " برابر " و به جای سرکوبگری و فشار دولت و اختناق مطلق حاکم بر جامعه , امکان نسبی رفاه و آزادی نیز شکوفایی فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی را فراهم کند , معلوم است که دیر یا زود راه خود را باز خواهد کرد و الگوهای ناکارآمد معارض را فرو خواهد پاشید .
در کتاب حاضر , سیاست اجتماعی , یعنی تامین رفاه و بهزیستی اعضای جامعه و مقولات پیوسته و وابسته به آن _ نظیر عدالت اجتماعی , آزادی , برابری , و نقش و رسالت دولت و گرئهها و طبقات اجتماعی _ به تفصیل مورد بحث قرار می گیرد و نشان میدهد که فیلسوفان باستان , نظیر افلاطون و ارسطو چه نظری در باب اینگونه موضوعها داشته اند .
خط سیر فکری و اجتماعی چه تحولاتی داشته است و فیلسوفان و صاحبنظران ادوار بعد , افرادی چون   آدام اسمیت , کانت , هگل و مارکس دارای چه مواضعی بوده اند و در نهایت صاحبنظران معاصر نظیر شومپیتر , کینز , هایک , نازیک , فوکو , بودریار , راولز و آمارتیاسن درباره عدالت اجتماعی و نظامهای رفاهی چه گفته اند .
مباحث ناظر بر مدرنیسم و پست مدرنیسم در وجوه سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خود , چه ارتباطی با سیاست اجتماعی دارد و چگونه بر شکل گیری درست  یا نادرست سیاست اجتماعی تاثیر کرده است . کتاب نظریه رفاه ( سیاست اجتمکاعی چیست ؟ ) نوشته فیتز پتریک  ترجمه هرمز همایون پور که با همکاری موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی و توسط انتشارات گام نو منتشر شده است می تواند احتمالا بیشتر از سایر کتابهای مربوط به تئوری های رفاه و تامین اجتماعی به عمق نظریه ها و تحول افکار نظریه پردازان ورود کند .

مبانی معرفت شناختی نظریه عدالت اجتماعی


عدالت مقوله ای است نظری و علمی که اگر بصورت کم وعینی اجرا شود همه آن بستگی به دستگاه نظری و قوام اجرایی آن که در دستگاه علم ساخته و آبدیده می شود . عدالت واژه ایی چالش پذیری است که بشر هموز نتوانسته است درباره ان به یک تعریف واحد برسند . با این تفاسیر  مسئله عدالت اجتماعی یکی  از دلایلی بود که مردان انقلاب آنرا در حکومت پهلوی نمی دیده و بهانه ساخته و دست به انقلاب عظیم  جاودانه ای زدند . امروز نیز باز هم حرف  از عدالت اجتماعی می زنند . ولی خارج از معضلات گریبانگیر جامه بحث نکرده ایم . عدالت با زندگی روزمره ما سروکار دارد . البته ما امروز تمام خطابه ها و سخنرانی ها و نشریات درباره این موضوع زیاد بحث می شود . اما به نظر می رسد صورت مساله هنوز 
نا شناخته مانده باشد , افزون به اینکه باید توجه داشت که در کشورهای دیگر دنیا و همچنین محافل آکادمیک غرب , مباحث نظری فراوانی درباره عدالت اجتماعی صورت گرفته و ما نخستین کسانی نیستیم که به دنبال ایجاد جامعه ای مبتنی بر عدالت هستیم , حتی اگر خواست ما این نباشد که تجارب آنها را عینا در ایران پیاده کنیم . باز هم بررسی نظریات آنها برای ما فواید بسیار در بر خواهد داشت .
در این کتاب که در دو بخش تنظیم شده است بخش اول به بررسی صورت مساله عدالت که جامعه مبتنی بر عدالت را چگونه تعریف می توان کرد و بصورت چکیده به ببرسی اعتدال و برابری حقوق افراد و همچنین برابری فرصتها و امکانات پرداخته شده است و به تعریف فلسفه  عدالت از نگاه افلاطون و جان راولز و
 مایکل ولوز پرداخته شده است .
و این بخش زمینه را برای بخش دوم که معطوف به مبانی معرفت شناختی عدالت اجتماعی است فراهم می سازد و پس از آن است که به بررسی نظریات مطرح در میان نحله ها و فلاسفه سیاسی غرب درباره عدالت اجتماعی اشاره می کند .
  در قسمت پایانی نویسنده به نتیجه گیری و تعریف عدالت اجتماعی از نگاه اسلام پرداخته است .
کتاب  " مبانی معرفت شناختی نظریه عدالت اجتماعی " نوشته دکتر سید علیرضا حسینی بهشتی در سال 1378 توسط انتشارات بقعه منتشر شده است در معرفی دکتر بهشتی می توان به اختصار گفت که وی دانش اموخته فلسفه سیاسی از دانشگاه هال ( Hall  )انگلستان و عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس است .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
پيامدهاي مدرنيته-تمدن و تجدد ( گفتگو )-موج چهارم
اسطوره هاي آزتكي و مايايي
درآمدی بر خانواده و نظام خویشاوندی
تاریخ اندیشه و نظریه های انسان شناسی
نقدی بر مشروطه ایرانی
مهدی علاقبند






مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۲ اردیبهشت ۱۳۸۵
موضوع مرتبط :معرفی کتاب
تعداد بازدید :1940
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)