استاد هاشمی طاری با رجوع به آرشیو روزنامه های بعد از انقلاب به بررسی چهارشنبه سوری بعد از این مقطع زمانی
پرداختند. در سال 57 تنها در یک روزنامه ، متن کوتاهی در حدود یک ستون نیم صفحه ای به چاپ رسید که از زبان یک دختر و پسر دبستانی علت برگزاری چهارشنبه سوری شادی و شادمانی کردن عنوان شده بود. سال 58 هیچ روزنامه ای راجع به چهارشنبه سوری مطلبی چاپ نکرده است. سال 58 به درگیری های گروهی، سازمانی و گروهک ها اختصاص داشته است. سال 59 تمام نگاه ها معطوف به جنگ بوده است. در سال 60 حتی برای کسانی که مواد محترقه به همراه داشتند جریمه در نظر گرفته شد و در نتیجه این فعالیت ها به صورت زیرزمینی درآمد.در این سال به جای اینکه سرمایه اجتماعی در جهت فرهنگ و دوستی صرف شود به یافتن دشمنان در داخل و خارج اختصاص یافت. تمام سرمایه های اجتماعی در اهداف کوتاه مدت یکساله و سرمایه نظامی بسیج شدند . لغت های فرهنگی جامعه ما واژه های جنگ، اسارت ، شهادت، پیروزی و... بودند.
از سال 61 با طولانی شدن جنگ درگیر یک نوع جنگ فرسایشی شدیم که جدا شدن افراد جامعه از فرهنگ تاریخی خودشان نتیجه آن بود . بیشتر مراسم ها در خانه هاانجام می شد و این باعث تفکیک اجتماعی- فرهنگی شد. نسل جوان از نسل گذشته جدا شد و امکان ایجاد ارتباط مستقیم از بین رفت و جای خود را به ارتباط تاریخی و اسمی داد. در مراسم چهارشنبه سوری مثل سیزده به در علاوه بر خود مراسم و آجیل خوری یک رقص و پایکوبی هم داشتیم که در نظام جمهوری اسلامی حذف شده است . سوال مهم این است که نظام جمهوری اسلامی چقدر می خواهد هزینه ریالی، انسانی، روانی و روحی بپردازد تا این جشن را به یک جشن سالم ملی تبدیل کند و فاصله نسل ها را کم کند؟
استاد هاشمی در خاتمه سخنان خود این سوال را مطرح کردند در عصری که ماهواره و کانالهای مختلف آن به مناسبت چهارشنبه سوری برنامه پخش می کنند چگونه می توان به جنگ اطلاعاتی با آن ها برویم به نحوی که بتوانیم با جذابیت و خلاقیت آن ها در جذب مشتری با آن ها مقابله کنیم؟

