یکشنبه، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 49 - 19صفحه
شهر و شهرداری
شنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۸۴
روانشناسي اجتماعي
[ میترا نیک آمال ]
در تمام طول تاريخ آدمي اشتياق وافري به جهنم و شناخت رفتار اجتماعي خويش را داشته است، با اين وجود كمتر  از يك قرن است كه روش هاي علمي و تجربي در تجزيه و تحليل مناسبات بين اضداد و نظام هاي اجتماعي معمول و متداول گشته اند.بدين سان روانشناسي اجتماعي از جهت محتوا، بسيار كهن و سالمند و از لحاظ روش نسبتاً پويا و جوان است.
روانشانسي اجتماعي معاصر نه تنها بسياري از مباحث و موضوعات مربوط گذشته را به بوته آزمايش تجربي گذاشته و مزاياي تيره و مبهم آنها را روشن و آشكار كرده است،بلكه مسائل و مطالب متعدد و متنوع ديگر را هم ناشي از پيچيدگي زندگي اجتماعي كنوني است،با تلاش هاي مجدانه پويندگان اين راه ،مورد كاوش و پژوهش قرار داده است.افزون بر آن روانشناسان اجتماعي سعي بليغ مبذول داشته اند ، تا مشكلات اجتماعي را تجزيه و تحليل كرده و براي رفع آنها راه حل هاي مناسب بيابند. در نتيجه مجموعه بزرگ و ارزنده اي از دانش و معرفت در خصوص رفتار اجتماعي انسان فراهم آمده است.با جزئي استثنائات ،روانشانسان اجتماعي رشته خود را كوششي مي دانند ،براي فهم و تبيين اين مطلب كه افكار،احساسات يا رفتار افراد چگونه تحت تاثير حضور واقعي >تصوري يا تلويحي ديگران قرار مي گيرد.
به بيان ساده تر روانشناسي اجتماعي ،اثرات حضور ديگران را بر رفتار فرد يا رفتار خود را تحت تاثير گروه مورد بررسي و مطالعه قرار مي دهد.روشن است كه تاثير ديگران بر فرد مستلزم وجود روابط متقابل بين خود با ديگران است ،بنا بر اين به يك تعريف ديگر روان شناسي اجتماعي به عنوان علم مطالعه رفتار متقابل بين انسانها يا علم مطالعه تعامل انسانها شناخته مي شود .
روان شناسي ، خود علمي جوان است و روانشناسي اجتماعي از آن هم جوانتر و مدتها پس از آغاز روانشناسي علمي ،روانشناسي اجتماعي به عنوان بخشي از جامعه شناسي شناخته مي شد و هنوز هم در بعضي از دانشگاهها علم روانشناسي اجتماعي بصورت درسي در رديف درسهاي جامعه شناسي عرضه مي شود علاوه بر اين روانشناسي اجتماعي بصورت درسي در رديف درسهاي جامعه شناسي عرضه مي شود.علاوه بر اين روانشناسي اجتماعي آميختگيهايي با علوم ديگري چون مردم شناسي داشته است .در سالهاي اخير صاحبنظران كوشيده اند تا تمايزهاي آشكار و تكنيك هاي روشني بين روانشناسي اجتماعي با جامعه شناسي، مردم شناسي و روانشناسي عمومي قايل شده و آن را تا حد ممكن از اين آميختگيها رها سازند.گفته شده است كه جامعه شناسي اساساً به گروه ها نظر دارد و روانشاسي اجتماعي به افراد ميان گروهها توجه دارد .اما از آنجاييكه گروهها مركب از افراد هستند ،آميختگي اين دو حوزه تا حدود زيادي ،اجتناب ناپذير خواهد بود.با وجود اين همان گونه كه اشاره شد علم جامعه شناسي به عوامل اجتماعي رفتار گروهي معطوف است ،حال آنكه روانشناسي اجتماعي به اثرات گروه بر روي فرد توجه خاص دارد .
اگر به گفته ربد (1995) مردم شناسي را مطالعه نوع انسان تعريف كنيم ،كه باستانشناسي،زبانشناسي،روانشناسي ،جامعه شناسي و مقدار كمي زيست شناسي ،كالبد شناسي و ژنتيك را شامل مي شود. در آن صورت جدا كردن روانشناسي اجتماعي از مردم شناسي ،بسيار دشوار مي شود،چراكه بخش عمده اي از شواهد و مدارك مربوط به اثر گروهها ،بر رفتار فردي از مردم شناسي اقتباس مي شود. روانشناسان اجتماعي براي تبيين و تحليل يك رفتار خاص به كرات از مدارك جمع آوري شده از قبايل ابتدايي و جوامع دورافتاده و سادة نقاط مختلف جهان استفاده مي كنند .شايد بتوان وجه تفاوت اين دو رشته دانش بشري را در آن دانست ،كه روانشناسي اجتماعي علمي تر از مردم شناسي است ،چراكه در آن از روش علمي و تحقيقات كنترل شده آزمايشگاهي ،بيشتر استفاده مي شود ،حال آنكه مردم شناسي بيشتر جنبه توصيفي دارد .



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
تاریخچه روان شناسی اجتماعی
چهارشنبه سوری از منظر روانشناسی هیجانات (دکتر غلام رضا محمودی )
چاپلوسي، ناپسند اما پرطرفدار
شخصيت سالم: افسانه يا واقعيّت؟
قدرت تصمیم گیری و موفقیت
گروه علوم اجتماعی
http://www.fasleno.com





مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۸۴
موضوع مرتبط :روان شناسی اجتماعی
تعداد بازدید :4902
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)