یکشنبه، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 49 - 19صفحه
شهر و شهرداری
[ فاطمه چراغعلی، مریم صنیعی ]

ایشان در آغاز بحث میتولوژی یا علم الساطیر را شاخه ای علمی و یا به تعبیر بعضی هنری دانستند که برای پیدا کردن وجه اشتراک بین آنچه هر کدام ما در ذهن داریم این فرض را مطرح کردند که انسانهایی که در طول تاریخ وجود داشته اند در برخورد با واقعیتهای که در آن زمان و مکان حادث شده است واکنش های از خود نشان داده اند که به شدت متناسب بوده است با ظرفیت انسانهای آن زمان وآن مکان ، بعد از آن واکنش ها، در روند تاریخ چیز هایی به ما رسیده که ما می توانیم با فنونی که تحلیل میتولوژی  در اختیار ما قرار  داده واقعیت آنها را درک کنیم .
تاریخی که ما مطالعه می کنیم انباشتی از روایت هایی است که زمان و مکان حدوثی داشته است و ما امروزه ناچاریم شرایط آن واقعیت را در آن زمان کشف کنیم. میتولوژی ظاهرا امکاناتی در اختیار ما قرار می دهد تا  بتوانیم حدس بزنیم در آن شرایط زمانی و مکانی چه اتفاقی افتاده است. روایت های زیادی به انسان امروز رسیده است که آن ها را افسانه، اسطوره، تاریخ نامیده است .روایت هایی که به ما رسیده است وجه معقول آن برای تحلیل گر، وجهی بوده که به زبان انسان امروزی قابل فهم بوده است. به عنوان مثال زمانی بیماری ایدز قابل شناسایی نبود و روایتی وجود دارد از قوم لوط که خداوند قوم لوط را تنبیه کرد به خاطر همجنس گرایی. خداوند همه را تنبیه کرد به جز یک نفر که آلوده به این رفتار زشت نبود . این یک تحلیل میتولوژیک است که چه بسا قوم لوط بر اثر بیماری ایدز از بین رفته است.
و یک نمونه از اسطوره، اسطوره داگل است که در نزد ما دجال نام دارد . در آخرالزمان موجودی ظهور می کند که برای افرادی که منتظر ظهور ناجی هستند یک علامت به شمار می رود؛همه افراد با دو چشم به آن نگاه می کنند ولی او با یک چشم به همه نگاه می کند و یک مرکوب خاکستری رنگ هم دارد که با هرمویش یک ساز می زند. می توان گفت ماهواره که در مدار خود قرار می گیرد همه را با یک چشم می بیند و ما آن را با دو چشم، و صفحه خاکستری تلویزیون که خر خاکستری رنگ دجال را به یاد می آورد. حال به نظر شما دجال ظهور نکرده است.
میتولوژی ضمن آنکه معنایی معقول برایروایت های رسیده از انسانی که در چندین هزار سال پیش زندگی می کرده در اختیار ما می گذارد ؛ تاریخ انسان را معنادار و معقول می کند و هویت فرهنگی را قوام می بخشد و به این خاطر است که در آداب و سنن نمادهایی دیده      می شود که بیانگر واقعیتی تاریخی- اسطوره ای هستند که مستقیما به زندگی افراد آن زمان بر می گردد واین بستگی به بلوغ و قدرت ما دارد که تا چه حد بتوانیم با تحلیلی صحیح  و دقیق از آن رمزگشایی کنیم.
 تمام آن چیزی که امروزه به نام آئین چهارشنبه سوری در اختیار ما قرار گرفته مجموعه ای از نمادهای میتولوژی است . چهارشنبه سوری مفهومی گسترده است که به دلیل گستردگی یک بخش آن را مورد تحلیل قرار می دهیم و آن آتش است.
دکتر الستی در ادامه افزودند: انسان اولیه چه برداشتی می توانست از آتش ، حرارت و گرما داشته باشد؟ اولین برداشت تمایزی است که بین مرده سرد و زنده گرم قائل می شد. گویی آتشی در وجود زنده است که سبب گرما می شود و در مرده خاموش و سرد است. در تولید ادبی و در این چند هزار سال هر چیزی که از آدم سر زده با آتش بیان شده: آتش خشم، آتش عشق، آتش طمع و... . هرچه معلول، عارضه، نتیجه زندگی و زنده بودن بوده با آتش بیان شده است.  رد پای این آتش را در انسان آریایی می توان جستجو کرد. آتش برای آن ها چه کاربردی دارد؟
آریاییها در اصل از سرزمین های سرد سیر اسکاندیناوی  با هوای سرد و شب های شش ماهه مهاجرت کردند و آتش به آن ها گرما و نور می داد و همچنین قدرت دفاع در مقابل حیوانات وحشی و طبخ غذا را به آن ها می داد.
مدیر پژوهشکده مطالعات انسانی همچنین به این موضوع پرداختند که : آریاییها آتش را الهی محسوب می کردند چون نشانه مهر اهورا مزدایی است انسان اولیه با آتش برخورد داشته و آتش پرست بوده اند و پرستیدن به معنای مراقبت است . تعبیر دیگر در مورد آتش این است که آتش وسیله ای برای پاک کردن و امتحان است .به عنوان مثال وسایل پزشکی را با آتش گندزدایی می کردند و این تعبیر پاک کنندگی آتش برای بشر یک معرفتی را ایجاد کرد و    می بینیم که این آتش وسیله امتحان هم می شود. یعنی اگر کسی وجودی کاملا پاک داشته باشد از درون آتش سالم بیرون خواهد آمد و اگر ناپاکی دروجود کسی باشد پس از عبور از آتش پاک خواهد شد و اگر وجود کسی کاملا آلوده باشد دیگر از آتش بیرون نخواهد آمد. اسطوره هایی  همچون حضرت ابراهیم که آتش در نزد او گلستان شد و سیاوش که متهم به نگاه آلوده به سودابه  می شود و او برای اینکه پاکی خود را ثابت کند از درون آتش می گذرد و سالم بیرون می آید.
در نزد ایرانیان شنبه مقدس بوده است و ما ردپای این قضیه را در بین یهودیان هم می بینیم که در روز شنبه خرید و فروش نمی کنند ، آتش نمی افروزند و... . چر در زبان آذری به معنی نیمه است و چهارشنبه در اصل چرشنبه بوده است. یعنی چر شنبه شباهتی به آن شنبه مقدس دارد. چهارشنبه سوری یک ترکیب ترکی است یعنی جشن چهار شنبه وایرانیان از روی آتش می پریدند تا نا پاکی ها را در آن بگذارند و پاک شوند. ( توبه آخر سال ) . دکتر الستی در پایان ضمن افسوس از کمی وقت به طور اجمال به بحث دگرگشت ها پرداختند. در کشورهایی که دارای نسبت بالای رفاه اجتماعی هستند آمار خودکشی بالا است مثل کشور سوئد و این بخاطر بیماری امنیت است . درصد بالای امنیت در تمام سطوح خود تبدیل به یک معضل شده است. در مغرب زمین به خاطر امنیت شدید مکانیزم هایی پیش بینی شده تا هیجان  به صورت مصنوعی ایجاد و تخلیه شود مانند فیلم های ترسناک و شهربازی ها. فلسفه جشن آخر اکتبر    ( هالویین) هم همین است.در هالویین ترقه بازی و انفجار به خاطر این است که هیجان ایجاد شود. ولی در کشورهایی که امنیت پائین است شاهد این هستیم که درصد خودکشی پایین است مثل افغانستان. درصد پایین امنیت برای افراد جامعه ایجاد انگیزه می کند.
در کشور ایران که افراد به اندازه کافی دلهره دارند ما دگرگشت چهارشنبه سوری به هالویین را داریم و این مناسب نیست. در آئین چهارشنبه سوری اصلا چیزی به نام ترساندن وجود نداشته است اما هالویین در چهارشنبه سوری بازتولید شده است. همانطور که آئین مهرورزی ما در valentineباز تولید شده است . 




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
نوروز این ماندگارترین
نوروز و آیين‌هاى نوروزى
زبان شناسی و جنسیت
زبان و جامعه شناسي
گزارشی از " قهوه خانه آذری"
گروه علوم اجتماعی
http://www.fasleno.com





مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۸۴
موضوع مرتبط :انسان شناسی
تعداد بازدید :960
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)