
گويد : پس عمربن سعد سوي حسين روان شد و چون پيش وي رسيد حسين بدو گفت :" يكي از سه چيز را بپذير يا مرا بگذاري كه از همانجا كه آ مده ام باز گردم يا بگذاري كه پيش يزيد روم يا سوي مرزها روم."
گويد : عمر اين اما عبيدالله بدو نوشت :" نه و حرمت نيست تا دست در دست من نهد."
حسين گفت :" به خدا هرگز چنين نخواهد شد."
گويد : پس با وي بجنگيد و همه ياران حسين كشته شدند كه از آن جمله ده و چند جوان از خاندان وي بود از خاندان وي بودند تيري به فرزند وي خورد كه در دامنش بود ، خون وي پاك مي كرد و مي گفت :"خدايا ميان ما و قومي كه دعوتمان كردند كه ياريمان كنند اما مي كشندمان داوري كن."
گويد : آنگاه بگفت تا پارچه سياهي بياوردند كه آنرا شكافت و به تن كرد و با شمشير برفت و بجنگيد تا كشته شد.صلوات الله عليه.
گويد : يكي از مردم مذحج اورا كشت و سرش را بريد و پيش عبيد الله و شعري به اين مضمون خواند :
" ركابم را از نقره و طلا سنگين كن
كه شاه پرده دار را كشته ام
كسي را كشته ام كه پدر و مادرش
از همه كسان بهتر بود
و به هنگام انتساب
نسبش از همه والاتر."(تاريخ طبري)
ايران سرزمين فرهنگ ، سرزمين فرهنگ هاي گونه گون ، سرزمين همزيستي فرهنگ ها ، سرزمين كثرت ، سرزمين وحدت.ايران به لحاظ گستردگي قلمرو و قرار گرفتن در موقعيت جغرافيايي خاص دچار گستردگي و پراكندگي فرهنگي و در نتيجه برخورد اين فرهنگ ها داراي فرهنگي پويا ، رو به گسترش ودر مسير تحول بوده است.صرف نظر از تغيراتي كه به دليل ظهور و سقوط حكومت هاي گوناگون و بروز جنگ هاي مختلف در فرهنگ مردم ايران بوجود آمد ، ايران و ايراني همواره داراي جايگاه خاصي در عرصه جهاني بوده است.تعدد عناصر فرهنگي در ايران فرصت مناسبي را در اختيار پژوهشگران مي گذارد تا در اين ميدان تحقيق به وسعت ايران زمين به بررسي ابعاد مختلف اين عناصر و سير تحول و تغييرات آن بپردازند.
يكي از اين عناصر ارزشمند فرهنگي تعزيه و شبيه خواني است.كه طي ساليان جايگاه خود را در فرهنگ ايرانيان حفظ كرده.
همه ما از كودكي خود روز هايي از سال را به خاطر مي آوريم كه در كنار پدرانمان به تماشاي مراسم خاصي ايستاده ايم كه با عزاداري،سينه زني و سياهپوشي همراه بوده است.پس از گذشت چند سال خود را نيز در درون دسته هاي عزاداري ديده ايم، و خود نيز جزو شركت كنندگان يا حداقل همان تماشاگران ساده آن بوده ايم.
اين مراسم ،مراسم سوگواري براي شهادت امام حسين (ع) امام سوم شيعيان است ، كه هر سال به مدت ده روز برگذار ميشود. در اين ميان بحث ما مسئله تعزيه و شبيه خواني است ،كه به ابعاد مختلف آن مي پردازيم.اما در ابتدا به تاريخچه اي كوتاه از پيشينه ي تعزيه:
"در دوره اشكانيان سورنا سپهسالار ايراني كه در بارگاه اشك سيزدهم ميزيست به جنگ كراسوس رفت و پيروز شد و سر او را به ارمغان به بارگاه اشك سيزدهم فرستاد و براي آنكه مژده پيروزي خود را بگوش همگان برساند و بر ملا كند و كراسوس را نيز تحقير نمايد و او را خوار سازد شخصي را با لباس و آرايش جنگي او بياراست و بر اسب نشاند و سپاهي به تمسخر برايش روبراه كرد و چون او را صدا ميزدند مانند زنان با ناز و غمزه خودش را تكان ميداد و با صداي ظريف و زنانه اي صدا را پاسخ ميگفت كه در اين شبيه سازي هزاران تن زن و مرد شركت داشتند و سالها در روز واقعه بصورتي اجرا ميشد كه هم تجليلي باشد از سورنا و هم تحقيري نسبت به يك سردار دشمن."(همايوني1368)
نمونه هاي بسياري همانند نمونه بالا وجود دارد كه نشان مي دهد در ايران نوعي نمايش وجود داشته كه براي نشان دادن بخشي از اتفاقات رخ داده در تاريخ به اجرا در ميامده است، كه به نوعي از ريشه هاي تعزيه وشبيه خواني در ايران محسوب مي شود.
البته نبايد نقش رجز خواني ها و اشعار حماسي كه در جنگهاي تن به تن خوانده ميشد را در پيدايش اين نوع از نمايش ناديده گرفت.در قسمت بعدي اين مقاله به ريشه هاي تاريخي اين موضوع بيشتر خواهيم پرداخت.
ماخذ:
1- تاريخ طبري ترجمه پاينده نشر اساطير چاپ1362
2- تعزيه در ايران،صادف همايوني،نشر نويد،چاپ1368
3- اردبيل در گذرگاه تاريخ،بابا صفري،نشر دانشگاه آزاد اسلامي-واحد اردبيل،چاپ1370

