یکشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 50 - 17صفحه
واقعيتي به نام اميدواري اجتماعي
شنبه، ۱۷ دی ۱۳۸۴
فریب (داستان کوتاه)
[ مریم آقازاده ]
از همان اول همه چیز مشکوک بود. وقتی بعد از چهار سال زنگ زد تا به قول خودش حالم را بپرسد باید می فهمیدم. اما خب کف دستم را که بو نکرده بودم، آدمیزاد هم که شیرخام خورده، وقتی گفت موقع عوض کردن دفترچه تلفن قدیمی اش اسم مرا دیده و یاد دوران قدیم کرده و دلش تنگ شده و زنگ زده حالم را بپرسد باور کردم.
ـ یادت می آد اون روز رفتیم کافی شاپ و بچه ها قالمون گذاشتن، بعد مجبور شدی ساعتت رو گرو بذاری؟
یاد ساعت بیچاره ام افتادم که احتمالا هنوز گوشه میز صاحب کافی شاپ خاک می خورد، و من هیچ وقت سراغش نرفتم. چند دقیقه ای را با همین یادت می آیدها گذراندیم، از حالم پرسید و روزگارم و اینکه چه می کنم و چه کرده ام. خانه و زندگی و خانواده ای به هم زده ام یا نه. منهم خب برایش از این چهار سال تعریف کردم و اینکه بعد از جدایی امان هیچ کس توی زندگی ام نبوده است، وقتش را نداشته ام که بخواهم به این مسائل بپردازم.
خواست همدیگر را به یاد دوران قدیم توی همان کافی شاپ همیشگی ببینیم. منهم که از خدا خواسته منتظر فرصتی برای فرار از این همه کار بودم قبول کردم.
ای کاش هیچ وقت دوباره پایم را توی آن کافی شاپ نمی گذاشتم، هیچ وقت. . .
آن روز به دوره خاطرات دانشجویی گذشت و تعریف ماجراهای زندگی جدید و سپری شد. انتظار نداشتم دیگر خبری ازش بشنوم. بنابراین وقتی آخر هفته زنگ زد واقعا تعجب کردم. دعوتم کرد برای آشنایی با چند از تن از دوستانش به منزل یکی از آنها بروم. گفت از آنها خوشم می آید. اصرار کرد حتما سر وقت آنجا باشم. شاید واقعا دلش می خواست دوستی قدیم را از سر بگیرد. چقدر خام بودم، چقدر زود فریب زبان چرب و نرمش را خوردم. چطور بعد از این همه سال توانست اینکار را با من بکند؟
وقتی وارد خانه شدم، چند نفری را دیدم که روی مبل ها و کاناپه نشسته بودند. با استقبالی گرمی روبرو شدم و همه اشان را معرفی کرد. وقتی روی مبل نشستم تازه چشمش به آن خورد و آه از نهادم بلند شد.
دفتر سیاه رنگ مستطیلی شکلی با عکس چند الماس روی میز بود . . .



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
پرده اول: پیش از جلسه تحریریه یک نشریه مذکور
مسافر(داستان کوتاه)
دیوار(داستان کوتاه)
کجای دنيا وايسادی!!!!!!!
سایکی و کیوپید ـ قسمت سوم
مريم آقازاده






مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۱۷ دی ۱۳۸۴
موضوع مرتبط :داستان کوتاه
تعداد بازدید :1319
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)