یکشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 50 - 17صفحه
واقعيتي به نام اميدواري اجتماعي
[ فطمه چراغعلی ، مریم صنیعی ، مرجان غلام رضا ]

زمان : سه شنبه 13/10/1384  مکان : انجمن جامعه شناسی دانشگاه تهران

اشاره:
دکتر علی پایا استاد پژوهشی مرکز تحقیقات و پژوهش آموزش عالی دارای دکترای فلسفه علم از دانشگاه ucl است که تز دکترای خود را دربارۀ رئالیزم در علم ارائه داده است.شماری از تألیفات و ترجمه های ایشان برای دوستداران علم بدین شرح است:
تألیفات شامل: فلسفۀ تحلیلی ( کتاب برتر سال83)،گفتگو در جهان واقعی ، فلسفۀ تحلیلی2( در دست چاپ) و فلسفۀ علم.
ترجمه ها : درس این قرن( نویسنده پوپر)، اسطورۀ چارچوب(نویسنده پوپر)، کانت             ( اسکروتن).

دکتر علی پایا در بحث مدرنیته ابتدا با تأکید بر این نکته که سخنرانی ایشان تمام زوایای مدرنیته در ایران را پوشش نمی دهد و تنها تاباندن اندک پرتوی به برخی از زوایای تازۀ این مسئله است و جلب نظر مخاطبان به شماری از جنبه هایی است که کمتر به آن توجه شده وهدف این است که از این رهگذر زمینه برای تأمل از منظرهای نو دربارۀ این مسئله فراهم شود. سپس ایشان بیانات خود را بدین مضمون آغاز کردند:
در بحث مدرنیته به تفاوت های جنبه های هستی شناسانه و معرفت شناسانه و روش شناسانه باید توجه کرد و از دیدگاه هستی شناسانه آنچه مدرنیته نامیده می شود یک هستار پیچیدۀ اجتماعی است.نویسندگان مختلف شروع این پدیدار را به گونه ای متفاوت بیان داشته اند. نکتۀ مشترک در بین همۀ نویسندگان این است که  معتقدند حدود  500 سال از مدرنیته می گذرد و خاستگاه آن اروپا بوده است و از حیث معرفت شناسانه مفهوم مدرنیته یک برساختۀ نظری است برای روشن شدن تفسیر تودۀ پیچیده ای از رویدادها و حوادث که محدودۀ گسترده ای را در بر    می گیرد.این رویدادها محصول تعامل کنشگران با هم و محیط و اجزاء مادی ونهاد های برساختۀ موجود در آن زیستبوم هستند . مدرنیته در معنای اخیر مدلی است که به وسیلۀ تحلیلگر به نیت فهم و تصویرگری و تبیین واقعیت اجتماعی ارائه می شود.
ایشان تصریح کردند که در بحث معرفت شناسی قصد ارائۀ یک مدل در فهم مدرنیته را دارند که البته هر مدل دارای محدودیت هایی است که قدم به قدم سعی می کند به واقعیت نزدیک شود. یک سلسله مفهوم از مدرنیته ساخته شده است اعم از مدرنیزه، مدرنیزاسیون ، مدرنیته که باید به اشتراکات و تفاوتهای آن توجه کرد.مفهوم مدرنیسم به دوره ای از تاریخ هنر اطلاق می شود   ( هنر آوانگارد) که در1880 آغاز شده که در کنار آن شرایط اجتماعی و رویکردهای مرتیط با آن در نظر گرفته  می شود از جمله  ویژگی های آن خودآگاهی شدید، گرایش به ایجاد شوک فرهنگی  با طرد و کنار گذاری اعتبارات وقراردادهای سنتی مربوط به رفتار اجتماعی و قراردادهای مربوط به نحوۀ ارائۀ نمایش و امور زیباشناسانه و تأکید برنوعی زیباشناسی نخبه گرایانه یا انقلابی وهنجارشکنی اخلاقی و تغییر فرض یک واقعیت مستقل از فاعل شناسایی وتلاش برای جایگزین کردن آن با برساخته های انسانی به نحو آگاهانه خصلتی گذرا ودلخواهانه دارند .
ایشان اذعان داشتند :مدرنیزاسیون فرایندی اجتماعی است که در آن کوشش می شود  کار در حوزۀ اقتصادی، سیاسی،فرهنگی به گونه ای برنامه ریزی شده متحول شود تا با مقتضیات جهان مدرن انطباق پیدا کند این فرایند در اغلب تحولات اجتماعی و در بسیاری موارد با یک سری نتایج نا خواسته همراه می شود.
ایشان در بحث روش شناسی از مدل منطق موقعیت برای تحلیل نظری پدیدار مدرنیته کمک می گیرد که از طریق آن به کنشگران یک سری اهداف نسبت داده می شود و کار تحلیلگر وقتی شروع می شود که بتواند غیر عقلانی ترین کارها را تفسیر عقلانی کند.
در تفسیر پدیدار مدرنیته در حیات آدمیان این نکته را نباید از نظر دور کرد که همۀ رویدادهای اجتماعی که تأثیر خود را در محیط آشکار می کنند خواه حوادث طبیعی مثل سونامی و خواه ازنوع برساخته های بشری مثل جنگ در نهایت این کنشگران انسانی هستند که با خود و زیستبومشان در تعامل مستمرهستند.
هر کنشگری در آن واحد با سه جهان مواجه است: جهان یک جهان واقعیت فیزیکی ، جهان دو جهان ذهنیت شخصی و جهان سوم تعامل بین جهان یک و دواست.
ایشان با بازگشتی دوباره به جنبۀ هستی شناسی مدرنیته گفتند: مدرنیته یک سیستم پیچیده است. محصول رسیدن جامعۀ اروپایی به طراز خاصی از پیچیدگی است.در سیتم پیچیده وقتی روابط اجزاء به یک طراز خاص برسد ظرفیت تازه ظهور می کند که این خواسته ها تا قبل از رسیدن سیتم به آن طراز پیچیدگی امکان ظهور ندارند، مدرنیته هم، چنین هستاری است.
در تاریخ اندیشه در بحث علل رشد مدرنیته میتوان به عواملی از جمله شکل گیری بورژوازی شهری، رو به ضعف نهادن نظام فئودالی، کشف سرزمین تازه، نواندیشی دینی ،جنبش اصلاح دینی و رنسانس هنری و ادبی و تأثیر گذارترین این عوامل علم مدرن اشاره کرد .
دربحث مدرنیته هیچ پدیداری را تک عاملی نمی توان بررسی کرد بنابراین در حد امکان همۀ علل و عواملی را که زمینه ساز این پدیدار شده باید مد نظر قرار دهیم . تجلیات گوناگونی که در مدرنیته ظهور کرد محصول تجربیات نو و متنوع و پرشمار میلیون ها زن و مردی است که به برکت مدرنیته از ظرفیت ها و امکانات بی سابقه ای برخوردار شده بودند که  در تعامل با هم و زیستبوم اجتماعی و طبیعی شان با انبوهی از چالش ها مواجه بودند و در تلاش برای یافتن پاسخ به این چالش ها به راه های مختلفی کشیده شدند.
به این اعتبارجهان مدرن  جهان فوران انرژی هنری ،فکری،اجتماعی،معنوی است خود این فوران و جوشش رفتارهای اجتما عی کاملا متنوعی را دامن زده است که در این حال سرعت و شتاب تحولات را در جهان مدرن افزایش داده است. این افزایش سرعت تحولات در جهان مدرن منجر به این شده است که جنبه های متضاد ومتعارض رفتاری ،جمعی ،اجتماعی با سرعت بیشتری ظاهرشود . این تعارضات انواع چالش هایی را سبب شده که به طور مثال    می توان گفت که  جهان مدرن جهان هم آغوش با خطر نامیده میشود جهانی که سیر تحولاتش آن چنان پر سرعت است که انواع خطرات را حاصل می کند.
ایشان همچنین در ادامۀ سخنرانی خود  به برخی جنبه های پدیدار مدرنیته اشاره کردند:
انسانی که به مرحلۀ روشنگری و دورۀ بلوغ پا گذاشته بود در حقیقت از یک آستانۀ تازه از پیچیدگی سیستمی عبور کرده بود واز رهگذر عبور از این آستانه به امکاناتی تازه مجهز شده
که نزد ساکنان جهان کهن موجود نبود. یکی از ظرفیتهای تازه، بهرمند شدن انسان مدرن ازعقل نقاد است . با استفاده از عقل نقاد همانطور که کانت خیلی زیبا توضیح داده است به خصوص در مقالۀ  زیبای(( روشنگری چیست ؟)) ، انسان مدرن امکان نگاه مرتبۀ دومی را پیدا کرد رشد معرفت های مرتبۀ دومی  پدیداری کاملا مدرن است. برای اولین بار در تاریخ بشر این اتفاق افتاد که آدمی توانست نه فقط در طراز مرتبۀ اولی به کاوش پیرامون خود بپردازد بلکه در یک طراز مرتبۀ دومی یا بالاتر نظر کند به آنچه فراهم آمده است و به موقعیت خود در جهان. انسانی که به جهان مدرن پا گذاشته است به تدربج فهمید آنچه به عنوان معرفت است چیزی نیست جز محصول حدس ها، فرض های مستمر خودش برای فهم و درک تبیین واقعیتی که انواع جلوه های مادی و معنوی و اجتماعی را داشته است . این معرفت هرچند که در بن جزء روایت ها و افسانه ها و داستان هایی نیست که خود ما برمی سازیم برای شکار واقعیت ، اما خصلتشان به گونه ای است که ما را می توانند به شرط رعایت جنبه هایی به فهم واقعیت از هر سنخی که می خواهد باشد نزدیک کند. انسان مدرن از یک طرف جهلش       بی پایان است و آموخت که اگر گام به گام  به یک شیوۀ نظام مند تحقیقاتش را ادامه دهد امکان بسط معرفت برای او مقدور است و یکی از پیش فرض های پروژۀ روشنگری این است که انسان ها هر جا باشند جنبه های مشترک دارند و بر مبنای این جنبه های مشترک می توانند به آرمان ها و ایده آلهای  مشترک نظر کنند وبه سمت اهداف مشترکی حرکت کنند.
یکی از برجسته ترین محصولات عقل مدرن متکی به پروژۀ روشنگری دموکراسی بوده است دموکراسی به عنوان یک نظام کارآمد برای ادارۀ امور سیاسی جامعه خودش نیازمند مراقبت است ولی در مقایسه با دیگر نظام های مدیریتی جامعه کارآمدی بیشتری دارد.بین دموکراسی و عقل نقاد یک رابطۀ هم افزا وجود دارد. در یک فضای دموکراتیک است که عقل نقاد رشد می کند، عقل نقاد است که می تواند ظرفیت های تازه در دموکراسی را کشف کند. دموکراسی با تأکید بر برابری میان انسان ها در حقوق اساسی و در دستیابی به امکانات در تحقق استعدادها شرایط مساعدی را برای مشارکت همۀ افراد در فرآیند بالا بردن و شانس و بقا       و رشد زیستبوم فراهم می آورد ولی تجربۀ عقل نقاد و پروژۀ روشنگری تنها تجربۀ دوران مدرن نبود. انواع مدرن ها در 500 سال گذشته به وجود آمدند و همچنان در حال پدید آمدن هستند کسانی بر خلاف آموزه های روشنگری می گفتند عقل را باید کنار گذاشت مشکل افزا خود عقل است. آنچه بشر مدرن نیاز دارد آزاد کردن عواطف و احساساتش است. غرائز     می بایست رها شوند. برخی نگاهشان به آینده بود مثل نیجه که ابرمرد را فرا می خواند که عالم را بر اساس نیروی اراده اش شکل دهد.کسانی مثل هایدگر به گذشته توجه داشتند : ارتباط با وجود از بین رفته و آن ارتباط را دوباره باید احیاء کرد و دیگر نظریاتی که به انحاء مختلف تجربه هایی از جامعۀ مدرن هستند.
دکتر پایا در ادامۀ بحث مدرنیته پرسش های اساسی را مطرح کردندکه آیا بین جهان مدرن و کهن گسست تاریخی- معرفتی برقرار است یا یک نوع تداوم؟ مدرنیته خاستگاهش غرب است اما امروزه انواع مدرنیته را در جهان مشاهده می کنیم اما پرسش اساسی دیگر این است که  ارتباط بین مدرنیتۀ شرق و غرب چیست؟ آیا شباهت خانوادگی( ظاهری) دارند ویا همه از یک بن مایۀ مشترک نشأت می گیرند؟ اهمیت این پرسش در این است که اگر این مدرنیته ها  فقط اشتراک در لفظ داشته باشند واز هیچ گونه وحدتی برخوردار نباشند و از هم متفاوت باشند پس در این صورت تجربۀ مدرنیتۀ ما کمکی به دیگران نمی کند و تجربۀ آنها هم به درد ما نمی خورد اما به عکس اگر نشان داده شود که مدرنیته ها از بن مایۀ یکسان برخوردارند در آن صورت تجربه های دیگران برای ما ارزشمند خواهد بود.در باب دو پرسش مطرح شده انواع پاسخ ها را می توان ارائه داد . بعضی به گسست جهان کهن و مدرن و بعضی به پیوستگی. در باب پرسش دوم بعضی می گویند تجربۀ مدرنیته اساسا غربی است و غیر   غربی ها نمی توانند در آن وارد شوند . پاسخ ایرانیان به این دو پرسش در باب مدرنیتۀ ایرانی حائز اهمیت است . از 150 سال گذشته اولین تجربۀ مواجه با جهان مدرن، ایرانیان انواع  پاسخ ها را به این سؤالات داده اند: عده ای معتقدند در صورتی مدرن می شویم که همۀ هستی را به کنار بگذاریم و یکسره غربی شویم در برابر کسانی هم معتقدند که باید سنتی باقی بمانیم کسانی هم معتقدند که امکان آشتی و تعریف تازه از جهان ایران و جهان مدرن وجود دارد اولین کتاب در جهان اسلام برای سازگاری بین قرآن و مدرنیته کتاب یک کلمه اثر یوسف خان مستشار الدوله می باشد باید توجه داشت ایرانیان در ایجاد تحول  معرفتی نقش بسزایی داشتند در جهان اسلام اما به آن توجه نکردند.
وی در ادامۀ سخنانشان به نوع دیگری از واکنش ایرانیان( سیمولاکرامی) اشاره کردند. مقصود از واکنش سیمولاکرامی آشنایی با ظواهر و ارتباطات سطحی و غفلت از ارتباطات گسترده در میان اجزای شبکه های معرفتی معنایی است. مثل تجربۀ مدرنیزاسیون در زمان شاه . برخی از تجربه های گروه های سیاسی مثل حزب توده و مجاهدین نیز اینچنین بوده است که ایدوئولوژی ها را به شکل سیمولاکرامی فهمیده بودند.
باید توجه داشت که هیچ محصول تکنولوژیکی نیست که خالی از جنبۀ ارزشی باشد به همین اعتبار مصرف کنندگان آگاه هم می توانند دنیای ارزشی خود را به برساخته تحمیل کنند ولی اگر اقتباس از نوع سیمولاکرامی باشد باعث تخریب زیستبوم می شود. ولی اگر اخذ، آگاهانه باشد باعث ایجاد ظرفیت ها و بالا رفتن آن می شود. ما برخلاف اروپائیان با تجربۀ مدرنیته   - که در آنجا از نوع خود جوش بوده است- مواجه شده ایم و در معرض انتخاب قرار گرفتیم .
در 150 سال گذشته انواع تلاشها برای تحلیل تجربۀ مدرنیته صورت گرفته است که یکی از آنها رهیافت های ذات گرایانه است . دکتر پایا در ادامه به مقالۀ خواندنی ایمان و تکنیک آقای محمد رضا نیک فر اشاره کردند و البته اعتقاد داشتند نوعی نگاه ذات گرایانۀ خفیف تارو پود مقاله ایشان را در بر گرفته است . در این مقاله آمده است :(( اسلام به طور ذاتی نگاهش معطوف به قدرت است و به همین جهت به آنچه که تکنیک به معنای عقل ابزاری نامیده     می شود به راحتی می تواند آشتی بکند و ترکیب قدرت  و عقل ابزاری می تواند خیلی حوادث در عالم ایجاد کند.  ))
یکی از نقص های تحلیل های ذات گرایانه آن است که عملا راه را برای ارزیابی نقادانه     می بندد.( تحلیل به ذات می کنند و عمل را متوقف می کنند ). هگل خیلی روشن می گوید در برابر این شرایط بیرونی فقط باید تلاش کرد که آنها را فهمید و تلاش برای تغییر هیچ فایده ای ندارد باید بفهمیم و خود را با آنها سازگار کنیم. در نقد این رهیافت همچنین می توان گفت که تحلیل های مختلف از اسلام نشان می دهد که می توان تحلیل های غیر ذات گرایانه هم از اسلام ارائه داد.
وی همچنین افزودند: نوعی تجربۀ موفق مدرنیته در ایران به سینما و شعر نو فارسی مربوط می شود . شعر نو فارسی با آثار شاعرانی مثل نیما یوشیج و شاملو آغاز شده است. محدودیت در این تجربه های موفق در زمینۀمدرنیتۀ ایرانی نشان دهندۀ این است که در موارد دیگر ما با مشکلات روبرو شده ایم و این مشکل نیاز به تبیین دارد که چرا ما نتوانسته ایم تجربه های موفق را تکثیر کنیم. می توان تأکید کرد که محدودیت های معرفتی و عملی کنشگران ایرانی طی 150 سال اخیر در ناکامی هایی که داشته ایم نقش دارد. ساخت قدرت در ایران چه قدرت سیاسی و دینی هم به شیوه ای بوده که مجال کمتری به سازوکارهای دموکراتیک داده است. به همین اعتبار پیدایش نهادهای مدنی و پیدایش شهروند مسئول کمتر میسر شده است . در عرصۀ نظری و معرفتی ما توجه کمتری به معرفت های مرتبۀ دومی  و رویکردهای نقادانه      داشته ایم. رویکردهای ذات گرایانه در آرء اندیشمندان بسیار زیاد بوده است مثل آراء مرحوم فردید. نکتۀ دیگر حرکت خودمدارانه و خودگرایانۀ ما است که کمتر به فعالیت های اجتماعی توجه می کنیم. اگرچه مدرنیته با قبول فردگرایی انسان آغاز شد اما فردگرایی مدرنیته هم مثل بقیۀ چیزهای مدرنیته در آن واحد واجد خصلت های متناقض است. فردگرایی مدرنیته بر جنبه های جمعی و اهمیت جمع هم تأکید دارد چیزی که ما در مملکتمان کمتر به آن توجه داشته ایم ولی اگر قرار باشد یک فهرستی از علل مربوط به عدم باروری تجربۀ رویارویی با مدرنیته در ایران را تهیه کنیم چاره ای نخواهیم داشت جز اینکه یک بررسی عمیق در خصوص   چهره ها یا موارد برجستۀ مواجه یا واکنش ما در برابر مدرنیته انجام دهیم. مرحوم بازرگان و علیقلی بیانی دانش علمی شان را در حوزه های اجتماعی به شکل مؤثری به کار می بردند. خداپرستان سوسیالیست تلاش می کردند بین دین و دنیا آشتی برقرار کنند. مرحوم آل احمد و شریعتی تلاش می کردند که از غرب با تکیه بر سنت انتقاد بکنند. مرحوم مطهری می کوشید که یک قرائت مدرن از اسلام عرضه کند. دکتر سروش و جنبش بازاندیشی دینی طرح نویی برای فهم اسلام درانداختند و بالاخره آقای خاتمی و حرکت اصلاحات انرژی های شگفتی را آزاد کردند. ایشان تأکید کردند پرداختن به علل کم باروری مدرنیته در ایران از توان یک فرد خارج است و یک برنامۀ تحقیقاتی فراگیر که قطعا اهمیت ملی دارد با مشارکت اندیش وران از حوزه های مختلف به منظور ارزیابی و بازنگری دقیق مدرنیته در ایران آغاز شود.
ایشان در پایان در باب وجود گسست یا پیوند بین جهان مدرن وکهن مباحث خود را اینچنین ادامه دادند: هیچ رویدادی در جهان انسانی پدید نمی آید الا اینکه از یک زمینه ای شکل گرفته باشد . در خلا نمی توانیم چیزی را خلق کنیم. این پدیدار از دل یک سنتی بیرون آمده است. عالم مدرن آنا فانا در حال تحول است. آنچه در گذشته می ماند سنت می شود و هر گام بعدی از ظرف و زمینه ای پدیدار می شود و یک ارتباط مستمر وجود دارد بین آنچه که سنت و مدرن است و این سیر به شکل تطوری پیش می رود . البته نباید فراموش کرد که به راحتی می توان از جریان مدرنیته دور ماند. بنابراین جریان مدرنیته یک جریان جبری نیست. مهم این است که از جریان مدرنیته دور نمانیم و ظرفیت های بالای جهان مدرن را بیرون بکشیم و رشد بهینۀ آن را تضمین بکنیم.
در پایان آقای دکتر حمید رضا جلالی پور- مسئول برگزاری جلسات- ضمن تقدیر از جناب آقای دکتر پایا با اعلام اینکه اینگونه نشست ها ادامه خواهد داشت علاقمندان را به حضور در این همایش ها فرا خواندند. 




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
ترافيك و مقوله شهروندي
شهر ايراني از نگاه دكتر پيران
دکتر سارا شریعتی: واقعیت ناامید کننده است
دکتر محمدتقی شیخی: افزايش اميد اجتماعي در جوانان با برنامه ريزي و كنترل حاشيه نشيني
دکتر سعید مدنی : كاهش نقش دولت به سود جامعه مدني است
گروه علوم اجتماعی
http://www.fasleno.com





مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۱۷ دی ۱۳۸۴
موضوع مرتبط :میز گرد و مصاحبه
تعداد بازدید :1087
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)