آنچه تجربه وتاريخ به ما مي آموزند اين است که مردم وحکومت ها هيچگاه از تاريخ درس نمي گيرند. (هگل، فلسفه تاريخ)
ايران نخستين برخوردهاي منظم اما محدود ميان ايران و غرب به عصر صفويان ميرسد. اما تا نيمه قرن نوزدهم هيچ کوششي براي غربي سازي مشاهده نمي شود، يعني هيچ برنامه خاصي براي "اقتباس" يا "تقليد" از آداب، انديشه هاي سياسي و اقتصادي و نيز تفکر فلسفي غرب در ايران وجود ندارد. با پايان جنگ هاي ايران و روسيه و سپس با رسيدن دوره سلطنت ناصرالدين شاه و سرانجام با تحقق انقلاب مشروطه در سال 1285 است که اين برخورد و ورود انديشه ها و رسوم غربي ابعاد تازه اي مي يابد. پس ميتوانيم سال صفر ورود ايران را به دنياي مدرنيته پس از شکست غم انگيز ايران از سپاه روسيه، و امضاي دو معاهده تحقير آميز گلستان و ترکمانچاي بدانيم. سرخوردگي ناشي از شکست هاي متوالي ايران در اين جنگها و احساس ضعيف نظامي و حقارت فرهنگي برخاسته از آنها در ميان ايرانيان، وليعهد، عباس ميرزا، و گروهي از نخبگان ايران را برانگيخت تا در پي يافتن علل واقعي برتري نظامي غرب برآيند و جريان مدرن سازي ايران را به راه اندازند. عباس ميرزا، که ناتواني و بي توجهي پدرش، فتحعلي شاه، را در برابر توسعه نيافتگي ايران مي ديد، کوشيد تا دست به کارهاي مختلفي بزند بلکه بتواند عقب ماندگي کشورش را در زمينه نظامي جبران کند. وي نخست سفيراني به ممالک اروپايي فرستاد. سپس دست ياري به سوي متخصصان و مستشاران نظامي فرانسوي و انگليسي دراز کرد و از آنان خواست به ايران بيايند و به سپاه ايران فن استفاده از سلاحهاي مدرن را بياموزند. سومين اقدام وي در کنار دو اقدام قبلي که خيلي مهم تر بود تبديل تبريز، کرسي آذربايجان، به مرکز اصلاحات سياسي و اقتصادي بود به همين علت بود که دستور داد تا در آن جا کارخانه هاي جديد و يک چاپخانه داير شود. در همين چاپخانه بود که در فاصله سالهاي 1240 تا 1244 هـ .ق تعداد زيادي از کتابهاي اروپايي، از جمله زندگي پتر کبير و تاريخ انحطاط و سقوط امپراتوري روم، اثر مورخ انگليس ادوارد گيبون،به چاپ رسيدند.
به اين ترتيب سياست مدرن سازي عباس ميرزا، با جذب مأموران و متخصصان غربي به سوي ايران و با ايجاد ميل به شناخت غرب مدرن در ميان اعيان دولت قاجار، رفته رفته ثمرات خود را نشان ميداد. و چنين بود که در فاصله سالهاي 1811/1277 و 1851/ 1268، يعني زمان تأسيس دارالفنون به دست اميرکبير، دربار قاجار به تناوب 29 جوان ايراني در غرب فرستاد. ميرزا تقي خان، معروف به اميرکبير، چندين سفر به روسيه و عثماني انجام داده بود و به شدت تحت تأثير نهضت "تنظيمات" و مخصوصا" ايجاد وزارت تعمليات عامه و سياست تعليمات عالي مدرن در سطح دانشگاه نظامي و مدرسه طب، قرار گرفته بود.
در سال 1849/1265، اميرکبير اقدام به تأسيس يک مدرسه پلي تکنيک، موسوم به دارالفنون کرد که در آن، علاوه بر فنون نظامي، طب، هندسه و معدن شناسي نيز تدريس مي شد. اين مدرسه سيزده روز بعد از قتل اميرکبير در دسامبر 1851/ صفر 1268 افتتاح شد. دارالفنون، پس از پلي تکنيک استانبول، دومين مدرسه از نوع خود در اين دوران در اين ناحيه از دنيا بود.
اين مطالب برگرفته از کتاب ايران و مدرنيته، گفت وگوهاي رامين جهانبگلو با پژوهشگران ايراني و خارجي در زمينه رويارويي ايران با دستاوردهاي جهان مدرن مي باشد

