یکشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 50 - 17صفحه
واقعيتي به نام اميدواري اجتماعي
شنبه، ۳ دی ۱۳۸۴
فریاد(داستان کوتاه)
[ مریم آقازاده ]
صدای فریادهای زن توی گوشش می پیچید، صدای ناله، نفرین، تضرع . . .
بالش را روی سرش گذاشت و زیر پتو فرو رفت. اما بازهم صداها پیدایش می کردند، توی گوشش می پیچید و توی مغزش طنین می انداختند. اشک چشمهایش را سوزاند. دستهایش را مشت کرد و روی گوشهایش فشار داد. صدای زن پر از اشک بود. فریاد بلندی کشید: تو رو خدا نزن. . . بی غیرت . . . نزن.
و صدایش در میان ناله هایش و ناسزاهای مرد محو شد.
تکیده، با شیارهای عمیق و نگاه تیره. چهره زن جلوی چشمانش آمد. پلکهایش را محکم روی هم فشار داد اما باز هم اشکها راهی به بیرون میافتند.
زن فریاد بلندی کشید و صدایش خاموش شد.
از جا پرید . . .
زن با صورتی خون آلودی، مچاله گوشه اتاق افتاده بود. مرد با مشتهای گره کرده، نفس زنان بالای سرش ایستاد بود. لگد دیگری به زن زد. اما دیگر صدای از او برنخاست.
چشمان هراسان زن لحظه ای به مرد خیره شد و سپس با دیدن چیزی پشت سر او رنگ از رویش پرید و وحشت در چشمانش دوید. مرد برگشت. صدای پاهای برهنه او را که نزدیک می شد نشنیده بود.
چاقو تا دسته توی شکمش فرو رفت. یکبار . . . دو بار . . .
روی زمین که غلتید دخترک نگاهش کرد. لباس خواب کوتاهش دور پاهای لاغرش پیچیده بود.
ـ بهت گفته بودم نزنش
زن با چشمان تهی دخترک را نگاه می کرد.



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
پرده اول: پیش از جلسه تحریریه یک نشریه مذکور
مسافر(داستان کوتاه)
دیوار(داستان کوتاه)
کجای دنيا وايسادی!!!!!!!
سایکی و کیوپید ـ قسمت سوم
مريم آقازاده






مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۳ دی ۱۳۸۴
موضوع مرتبط :داستان کوتاه
تعداد بازدید :1247
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)