بحث دربارهNGO ها یا همان سازمان های غیر دولتی،کارکردها و مشکلات آنها یکی از مباحث روز حوزه های علوم
اجتماعی و مشابه آن در چند سال اخیر بوده است. آنچه در این میان بسیار به چشم می خورد، فعالیت سازمانهاي غیر دولتی در حوزه های مربوط به زنان است که شاید به جرات بتوان آنها را یکی از آشناترین و فعال ترین NGO های شناخته شده در ایران معرفی کرد. چندی پیش گروه علمی – تخصصی مطالعات زنان انجمن جامعه شناسی ایران در دو نشست پیاپی فعالیت های تعدادی از این سازمان ها را در زمینه مساله خشونت علیه زنان از دید خود آنها مورد بازنگری قرار داد. آنچه می خوانید گزارشی از نخستین نشست در این زمینه است:
”خشونت عليه زنان در اكثر جوامع امروزي امري پذيرفته شده و متداول است. براي مثال در جنگهاي چند دهه اخير شاهد آنيم كه تجاوز به زنان و خشونت عليه آنان به صورت يكي از پيآمدهاي جنگ مرتباً تكرار ميشوند. در زمان صلح نيز زنان وضعيتي بهتر از آن ندارند و به قول گزارشگر ديدهبان حقوق بشر وضعيت زنان در زمان جنگ بازتاب وضعيت آنان در زمان صلح است. در ايران نيز هر روزه در اخبار و روزنامهها از قتل زنان توسط پدران، برادران، شوهران، بستگان و مردان خيابان و غيره باخبر ميشويم. زماني اين جنايات تحت عنوان عشق، زماني پاسداري از عفت خانواده و زماني ديگر تحت عنوان حفظ عفت جامعه انجام ميگيرد. 16 زن در مشهد توسط مردي كشته ميشوند و روزنامهها يا از موضع گرفتن ميپرهيزند و يا اينكه تعدادي علناً كار اين مرد را شجاعانه و قابل تقدير اعلام ميكنند و ميگويند كه او قصد پاكسازي گناهكاران را داشته است. در مقابل اين كشتار نه تنها اعتراض عظيمي برنميخيزد بلكه اكثر مردم از جمله خود زنان سكوت اختيار ميكنند و شاهد بوديم كه حتي در مقابل درخواست ما براي حمايت از اين زنان، زنان تحصيل كرده نيز از دفاع از آنان خودداري كردند“.
سيمين مرعشي از فعالان امور زنان و عضو مركز فرهنگي زنان در ميزگردی که روز سيزدهم تيرماه با عنوان بررسي فعاليتهاي سازمانهاي غيردولتي در مورد خشونت عليه زنان، به همت گروه علمي ـ تخصصي مطالعات زنان انجمن جامعهشناسي ايران برگزار شد، با بيان مطالب بالا، به طرح فعاليتهاي مركز فرهنگي زنان در رابطه با كاهش خشونت خانگي عليه زنان پرداخت. وي گفت: در غيبت چنين حساسيتهايي از سوي مسئولان و گاه افراد جامعه بود كه اين NGO تصميم گرفت تا خشونت عليه زنان را از حوزه خصوصي به حوزه عمومي بكشاند چرا كه مشكل ما زنان، تنها نگاه بخشهاي سنتي حاكم بر جامعه نبوده و نيست، خود زنان نيز نياز به آن داشتند كه حساسيت به مقوله خشونت را جديتر گيرند. با وجود چنين نيازي، ارتقاء آگاهي خودمان و ديگران و ايجاد حساسيت درباره شكل، محتوا و بينشي كه در پس چنين خشونتهايي نهفته است و طرح اين مسئله در سطح جامعه، هدف ما قرار گرفت.
مرعشي با اين تحليل به مرور فعاليتهاي مركز فرهنگي زنان در مهرماه 1380 تا به امروز در رابطه با كاهش خشونت عليه زنان پرداخت. او در اين زمينه نزديك به 30 مورد از فعاليتهاي مركز اشاره كرد كه عمده آنها برگزاري كارگاههاي آموزشي، برنامههاي يك روزه در فرهنگسراها و مراكز فرهنگي، تجمع، صدور بيانيه، صدور نامههاي سر گشاده به مجلس، قوه قضائيه و مراجع قانوني براي تغيير قوانين تبعيضآميز، طرح خواستهها در رسانهها، جمعآوري اسناد، مدارك و گزارشهاي مستند، اجراي تئاتر و ... بود.
وي در پايان تصريح كرد: مركز فرهنگي زنان اعتقاد دارد كه انواع خشونتها ارتباطي بسيار نزديك به هم دارند و در اين زمينه خشونتهاي فرهنگي، اقتصادي، قانوني و سياسي را جدا از هم نميبيند و با اين تفسير اعضاي اين مركز معتقدند كه نميتوان يك نوع خشونت را بررسي كرد، بدون آن كه تأثير مستقيم يا غيرمستقيم انواع ديگر در آن ديده شود. خشونتي سيستماتيك در كل جامعه رواج دارد كه اين خشونت نمادي از قدرت است و بيدليل نيست كه در اين بازي قدرت قربانيان اصلي خشونت عمدتاً زنان و كودكانند.
در ادامه اين ميزگرد، منصوره خاتم، فارغالتحصيل كارشناسي ارشد مددكاري اجتماعي از دانشگاه تورنتو، از زاويهاي ديگر به بررسي ابعاد مختلف پديده خشونت در كشور كانادا و به ويژه در ميان فارسي زبانان يا خانوادههاي مسلمان ساكن در شهر تورنتو پرداخت.
وي در آغاز بحث خود، در تعريف خشونت گفت: به طور كلي هر حركتي عليه خواست فرد كه باعث آسيب يا محدوديت براي او توسط فرد ديگري در گروه شود را ميتوان خشونت ناميد.
خاتم افزود: گروهي بر اين اعتقادند كه نابرابريهاي اجتماعي دليل اصلي خشونت عليه زنان بوده و در صورت برقراري تعادل بين حقوق زنان و مردان مسئله خشونت قابل حل خواهد بود، در حاليكه در جوامع غربي هم كه نابرابري اجتماعي بين زنان و مردان كاهش يافته، ما هنوز شاهد خشونت عليه زنان هستيم و حتي در روابط همجنس گرايان نيز اين مسئله به وضوح ديده ميشود. در نتيجه بايد توجه داشت كه خشونت عليه زنان در تمام نژادها، طبقات اجتماعي، بين خانوادههاي روستايي و شهري و در هر سطح از تحصيلات ديده ميشود.
وي تأكيد كرد: خشونت در خانواده غير از آسيبهاي روحي و رواني، تأثيرات عميقي در اقتصاد و سلامت اجتماع ميگذارد و به همين دليل رسيدگي و كاهش آن اهميت اساسي براي دولت دارد.
او در ادامه بحث خود به آمار خشونت در كانادا اشاره كرد و در اين باره گفت: يك چهارم جرائم خشن در كانادا خشونتهاي خانوادگي هستند كه البته نبايد فراموش كرد تمام خشونتهاي خانوادگي به پليس گزارش نميشوند. در اين ميان، 85% قربانيان خشونتهاي خانوادگي را زنان تشكيل ميدهند. زنان جوان (34ـ25) سال بيشتر در خطر خشونت قرار دارند اما در كل، فقط 80% كساني كه خشونت انجام دادهاند دستگير ميشوند. از سوي ديگر، جوانان در كانادا 23% جمعيت را تشكيل ميدهند و 61% خشونتهاي جنسي عليه آنان صورت ميگيرد كه 79% قربانيان خشونتهاي جنسي زنان و عمدتاً دختران 14ـ11 ساله هستند.
خاتم تأكيد كرد: البته اين آمار زنان مهاجر، زنان رنگين پوست، زنان معلول، زنان سالمند، زناني كه در مناطق روستايي زندگي ميكنند و زنان فقير را در بر نميگيرد.
وي شيوة برخورد با مساله خشونت در خانواده را در كشور كانادا به 2 دسته تقسيم كرد؛ نخست پيشگيري از طريق آموزش به وسيله مدارس و رسانهها و همچنين بررسي تأثيرات خشونت و پيامدهاي آن توسط سرويسهاي فراگير براي قربانيان خشونت و سپس برخورد با عاملان خشونت از طريق مراكز مشاوره بازپروري و گروههاي درمان و در پايان زندان.
منصوره خاتم در بيان دلائل كاهش خشونت در كانادا، با استناد به گزارش سال 2004 در اين رابطه، به چند مورد اشاره كرد او گفت: سازمان حمايت از كودكان كانادا در صورتي كه زنان از رابطة خشونتآميز شديد بيرون نيايند كودكانشان را از آنها ميگيرند. علاوه بر آن، در صورت تماس با پليس، حتي اگر زن از ادعاي خود صرفنظر كند مدعيالعموم يا دادستان از خشونت كننده شكايت خواهد كرد و او را به دادگاه خواهد برد.
به گفته وي، گسترش پناهگاه براي زنان خشونت ديده، افزايش سرويسهاي مشاورهاي براي زنان قرباني و استفاده از قانون restrain order مبتني بر اينكه زن در صورت احساس عدم امنيت ميتواند از دادگاه بخواهد كه مرد از فاصله 500 متري او رد نشود؛ از ديگر شيوههاي به كار برده شده در كشور كانادا براي كاهش خشونت عليه زنان است.
خاتم همچنين گفت: براساس مشاهدات شخصي من در طول 10 سال گذشته مردان ايراني، در نتيجه شدت عمل قانون، كنترل بيشتري از خود نشان داده و بيشتر زنان را از نظر روحي و رواني آزار ميرسانند اما امروزه كمتر ما شاهد مواردي مانند كودك ربايي به ايران هستيم.
در ادامه اين ميزگرد، مرجانه سخاوتي عضو سازمان دفاع از قربانيان خشونت با تمركز بر بحث قاچاق انسان و به ويژه قاچاق زنان و دختران، آن را نمونهاي بارز از خشونت عليه اين افراد معرفي كرد.
وي در بيان فعاليتهاي سازمان دفاع از قربانيان خشونت در اين زمينه، به تحقيقات بينالمللي اين مركز غيردولتي به سفارش مركز مشاركت زنان اشاره كرد و گفت: در اين تحقيقات به اين نتيجه رسيديم كه بحث قاچاق انسان و به ويژه زنان به دبي، پاكستان و ... بسيار جديتر و فراگيرتر از آن چيزي است كه ما فكر ميكنيم.
او مهمترين مشكل ايران را نبود قانون مدون در اين زمينه و نپيوستن ايران به كنوانسيونهاي مربوطه معرفي كرد و گفت: در تحقيقات به اين نتيجه رسيديم كه آمار دقيقي در اين باره در هيچيك از دستگاههاي مسؤول كشور وجود ندارد و تنها وقتي تعداد 74000 خانه فساد شناسايي ميشود، عمق فاجعه تا حدي مشخص ميگردد چرا كه به نظر ميرسد بسياري از قربانيان از طريق همين خانههاي فساد به آن سوي آبها فرستاده ميشوند.
سخاوتي افزود: در سازمان دفاع از قربانيان خشونت، از طريق تحقيقات ميداني وارد عمل شديم و به اين نتيجه رسيديم فاجعه بسيار بزرگتر از حدي است كه حتي فكرش را ميكرديم و در اين شرايط، راهكار حل مشكل فقط اصلاح قانون است چرا كه در بسياري از موارد حتي خانوادهها به دليل پايين بودن سن ازدواج. قيوميت و ... دختران را مجبور ميكنند كه ازدواج كنند و به آن سوي آبها روند.
او ادامه داد: در مرحله اول در مورد باندها و گروههاي حرفهاي قاچاق زنان نتيجهي تحقيق خود را به همراه راهكار پيشنهادي به مجلس و كليه مراكز مسؤول داريم و اين امر سبب شد لايحهي قاچاق انسان بعد از 5 ماه به تصويب رسد.
عضو سازمان دفاع از قربانيان خشونت گفت: در ادامه كار متوجه شديم برخلاف تصور، ايران صرفاً فرستنده نيست بلكه ايران تا حدي مسير ترانزيت قاچاق قرار گرفته است. از كشورهايي مثل فيليپين، تايلند، چين و تاجيكستان نيز افرادي وارد ايران شده و از اين مسير به دبي ميرفتند و بعد از مدتي به اين نتيجه رسيديم كه ايران حتي پذيرنده هم شده است و در همين راستا، عنوان تحقيق بعدي سازمان بحث روسپيگري در ايران اعلام شد.
مرجانه سخاوتي در نشست فعالان امور زنان در انجمن جامعهشناسي ايران تأكيد كرد: تحقيقات نشان ميدهند بحث فرار دختران، زنان روسپي و زنان خياباني در جامعه ما بسيار جدي است و به نظر ميرسد بايد براي حل اين مشكل فعاليتهاي بيشتري صورت گيرد كه شايد نخستين گام بررسي علل ناكارآمدي طرحهاي پيشين مانند طرح سلامت و صيانت جنسي و حتي طرحي مانند خانه عفاف باشد.
آخرين سخنران اين ميزگرد يك روزه، رزا قراچورلو وكيل دادگستري و عضو كانون وكلاي ايران بود. وي در آغاز سخنان خود، بر اين موضوع تأكيد كرد كه خشونت نسبت به زنان يك پديده نابهنجار اجتماعي و جامعهشناختي است كه ريشه در علل و اسباب متعدد اخلاقي، اجتماعي، اقتصادي و حتي سياسي دارد. مسئله رفتار با زنان در داخل خانه و خانواده كه زماني امري خصوصي محسوب ميشد، امروزه ديگر در حيطه مسائل مهم حقوق بشري وارد شده و از قلمرو خصوصي همسران و مردان خارج و مورد توجه و حساسيت دولتها و نهادهاي بينالمللي دولتي و غيردولتي و سازمانهاي تخصصي مرتبط قرار گرفته است.
او در عين حال خاطر نشان كرد كه خشونت عليه زنان هم ريشه در فقر اقتصادي و هم ريشه در فقر اخلاقي و فرهنگي دارد و برحسب گزارش صندوق كودكان ملل متحد (يونيسف) با عنوان پيشرفت ملتها، خشونت عليه زنان و دختران، شايعترين شكل نقض حقوق بشر در جهان است.
قراچورلو بحث خود را با تعريف و بيان مصاديق خشونت عليه زنان از نظر اسناد بينالمللي (جهاني و منطقهاي) و طبقهبندي انواع خشونت عليه زنان براساس عامل خشونت و محيطي كه اين خشونتها در آن اعمال ميگردد، آغاز كرد و سپس به بيان گزارش گزارشگر ويژه موضوعي سازمان ملل متحد در امر خشونت عليه زنان، خانم ”دكتر ياكين ارتورك“ پرداخت كه پس از بازديد دو هفتهاي از ايران در خصوص وضعيت زنان ارائه كرده است.
او گفت: خانم دكتر ياكين ارتورك در ژانويه 2005 به ايران وارد شدند و در بازديد و ملاقات دو هفتهاي خود از ايران با بعضي مقامات مرتبط دولتي، برخي سازمانهاي غيردولتي فعال در اين زمينه، با كانون وكلاي دادگستري تهران، بعضي از مسئولين و فعالان مطبوعاتي و روزنامهنگاران و برخي افراد و اشخاص به طور خصوصي گفتگو نمود، همچنين از دادگاه خانواده و برخي شعب آن بازديد كرد و از آن جمله با مسئولان شعبه 256 دادگاه خانواده گفتگو و ملاقات داشت. به گفته قراچورلو، اورتورك در گفتگوي خود با مسئولان مرتبط دولتي، از آنها خواست تا دولت جمهوري اسلامي ايران را به الحاق كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان، هرچه بيشتر ترغيب نمايند و نيز گزارشهاي موضوعي سالانه خود در اين زمينه را به كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد ارائه دهند. او همچنين، در ملاقات خود با مقامات قضايي دادگاه خانواده در تهران، بر ضرورت استمرار مذاكرات بينالمللي در مورد زنان و وضعيت اجتماعي و سياسي زنان ايران و احراز پستهاي كليدي و مهم توسط آنها در كشور ايران تأكيد نمود. وي در ملاقات فوق با اشاره به بحث حضانت كودكان، از آن به عنوان يك بحث اصلي و كليدي ياد كرد و تقاضاي اصلاحاتي در اين زمينه را از دولت ايران نمود، چرا كه گرفتن حضانت طفل از مادر عليرغم خواست او يكي از مصاديق مهم خشونت عليه زنان در ايران است.
قراچورلو مهمترين موارد مورد اشاره گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد را قاچاق زنان و دختران ايراني به كشورهاي حاشيه خليج فارس به خصوص به امارات متحده عربي (UAE) براي به كارگيري آنها در امر فحشاء و روسپيگري، تبعيض سازمان يافته و دولتي از طريق قوانين و مقررات اعم از مدني كيفيري و به ويژه در بخشهاي از قانون مدني در ارتباط با موضوعهاي خانوادگي و ارث، جداسازي زن و مرد در انجام معاينات پزشكي و درماني طبق قانون مصوب مجلس در سال 1377 (1998 ميلادي)، سن ازدواج دختران و اجازه ازدواج به آنها در حداقل سن يعني 9 سالگي و مغايرت اين امر با مادهاي از قانون مدني كه به موجب آن زنان بايد اجازه پدران يا خويشاوندان مرد خود (اقارب پدري) را براي ازدواج اخذ نمايند، مسئله ازدواجهاي موقت (نكاح منقطع) كه به زنان هيچگونه حقوقي را اعطاء نميكند مگر آنكه زنان خود به اين موضوع آگاهي كامل داشته باشند كه بايد حقوق مورد مطالبة خود را در هنگام اين گونه نكاح شرط نمايند و درج كنند و متأسفانه غالب زنان از اين امر آگاهي ندارند و همچنين سنگسار زنان (و مردان) به خاطر ارتكاب زنا معرفي كرد.
وي ادامه داد: موضوع حضانت اطفال در قانون مدني، مسئله عدم امكان ازدواج زنان مسلمان در ايران با مرد غيرمسلمان طبق قانون مدني، موضوع ارزش شهادت زن كه طبق قانون كيفري ايران نصف شهادت يك مرد در دادگاه محسوب ميگردد و در برخي جرايم و موارد نيز اساساً شهادت زنان پذيرفته نميشود، ديه زنان كه طبق قانون كيفري ايران نصف مردان ميباشد، لزوم اخذ اجازه زنان از همسران خود و گرفتن رضايت كتبي آنها براي سفر به خارج از كشور، ممنوعيت زنان از ورود در عرصه برخي از ورزشها و نيز در مكانهاي ورزشي، جداسازي زنان و مردان در جامعه و مكانهاي عمومي از جمله اتوبوسها، فرودگاهها و غيره، پوشش اجباري زنان در اجتماع كه به انتخاب خودشان نيست، ممنوعيت چاپ عكس زنان بدون پوشش در رسانههاي عمومي و مجلات و ممنوعيت تصوير زنان خارجي و وجود مجازاتهايي در قالب تعزيرات براي زناني كه بدون پوشش كافي بيرون از منزل ميآيند و در اجتماع ظاهر ميشوند و بالاخره حضور بسيار كمرنگ زنان ايران در پستهاي مهم و كليدي و يا سياسي؛ از مصاديق مورد اشاره ياكين اورتورك در رابطه با خشونت عليه زنان در ايران بوده است.
قراچورلو همچنين، ضمن بيان برخي آمار و مصاديق اين نوع خشونتها عليه زنان ايراني، به سوء استفاده فيزيكي و
جنسي برخي مردان از زنان اشاره كرد و يادآور شد: خشونتهاي جنسي عليه زنان از لحاظ بهداشتي نيز مشكلاتي را ايجاد ميكند كه اين مشكلات طبق گزارش سازمان بهداشت جهاني عبارتند از افزايش حملات جنسي خطرناك ميان جوانان و نوجوانان، انتقال بيماري ايدز و ويروس HIV، حاملگيهاي ناخواسته، دردهاي زايد در روابط جنسي و مشكلات و بيماريهاي زنانه، افزايش ارزش و ارقام هزينههاي درمان و بهداشتي كه صرف زنان مورد تجاوز يا خشونت قرار گرفته، ميشود؛ ايجاد فضاي ناامني و ترس در اجتماع به طوري كه حتي گزارش شده كه 30 درصد زنان مورد خشونت و حمله قرار گرفته، كار و فعاليت اجتماعي خود را متوقف كردهاند و 50 درصد آنها به جهت بيماريهاي ناشي از اين خشونتها، مرخصيهاي كاري گرفتهاند. علاوه بر آن، خشونتهاي جنسي عليه زنان حتي در برخي موارد منجر به ارتكاب قتلهاي عمد و صدمات شديد و نيز خودكشي زنان شده است.
وي افزود: خانم دكتر ياكين ارتورك، در گزارش خود مورخ 22 مارس 2005 كه آن را به شصت و يكمين اجلاس كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد و در 61 صفحه تحت عنوان خشونت عليه زنان و آثار و پيامدهاي آن تقديم نموده است، طي دو بخش مجزا به بررسي خشونت عليه زنان ميپردازد. او در بخش اول، فعاليتهاي خود در سال 2004 را توضيح ميدهد و در بخش دوم، ارتباط متقابل ميان خشونت عليه زنان و بيماري ايدز را تشريح مينمايد و بر اين امر كه اين ارتباط متقابل نابهنجار، يك واقعيت غيرقابل انكار است، تأكيد دارد. ايشان در گزارش خود بيان ميدارد كه حمايت و ارتقاي حقوق بشر زنان ميتواند گسترش و شيوع بيماري ايدز و نيز آثار و پيامدهاي ناگوار آن را تقليل دهد.
قراچورلو گفت: خانم دكتر اورتورك در خاتمه گزارش خود، با تأكيد بر اين نكته كه خود او مسلمان بوده و به اسلام معتقد است، تنها راه نجات و رهايي زنان در ايارن را كنار گذاشتن اسلام سنتي و بنيادگرايي افراطي معرفي كرده است.
اين حقوقدان در ادامه سخنراني خود، به نظر كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در 8 آوريل 2005 در موضوع خشونت عليه زنان و وضعيت زنان خشونت ديده در جهان اشاره كرد و گفت كه در اهم مباحث مطرح شده از سوي اين كميسيون آمده است: شصت درصد از زناني كه در جهان تقاضاي طلاق ميكنند، در معرض خشونت قرار گرفتهاند، اما تنها پنج درصد آنها عملاً به دادگاهها مراجعه و اقامة دعوا مينمايند و عدم مراجعة سايرين به دادگاهها و يا استرداد شكايت آنها بيشتر بدين خاطر است كه آن زنان از لحاظ مالي و اقتصادي همسران خود وابسته هستند و در برخي موارد نيز به اين علت است كه آنها از لحاظ احساسي و فرهنگي ترجيح ميدهند كه قرباني خشونت يا سوء استفاده باقي بمانند ولي ساكت باشند و اين خشونتها را تحمل نمايند و تقاضاي طلاق نكنند كه در اين رابطه ضروري است تا خانههاي امن يا نهادهاي عمومي براي زناني كه در معرض خشونت قرار ميگيرند، تأسيس گردد تا زنان در صورت مراجعه با خشونت بتوانند به آن اماكن امن پناه ببرند و بدين ترتيب از لحاظ مالي وابسته به همسران خود نباشند و بودجه لازم براي ادارة مالي و تأمين اين تخصيص داده شود و ضمناً محاكم اختصاصي هم براي رسيدگي به شكايات اين زنان و پيگيري موضوع وجود داشته باشد.
وي افزود: وجود پليس و قضات زن كه به مسئله خشونت عليه زنان آشنايي و آگاهي و تخصص كافي داشته باشند نيز از نظر اين كميسيون مهم و ضروري است. علاوه بر آن، بحث آموزش زناني كه در معرض خشونت قرار ميگيرند و ارائه آگاهيهاي عمومي لازم در اين زمينه به آنها به ويژه در مورد خشونت خانگي و ترويج اين طرز تفكر كه زنان شهروند درجه دوم نيستند و بايد بتوانند هرچه بيشتر خود و توانائيهاي خود را باور دارند و تلاش نمايند، نيزاز ديگر موارد مورد اشاره در اين باره است. همچنين كميسيون حقوق بشر در يك عبارت و به طور خلاصه به ريشه كن كردن فقر اقتصادي، فقر اجتماعي و فرهنگي و محو سست شدن بنيانهاي سنتي خانواده و الگوهاي آن تأكيد ميكند.
قراچورلو در پايان تأكيد كرد: سازمان ملل متحد تاكنون با مجموعهاي از امكانات خود شامل تدوين اعلاميه، توصيه نامه، انتخاب گزارشگر ويژه، تشكيل صندوقهاي خاص و اعلام روز جهاني مبارزه و غيره در ارتباط با خشونت عليه زنان، تمامي كوشش خود را براي محو اين پديدة ناهنجار به كار گرفته است، ليكن امحاء كامل آن نيازمند آموزش بيشتر زنان و اجتماع و مسئولان دولتي و آگاهي فزاينده و تلاش دولتها و همكاري عميق بينالمللي آنها براي انجام تعهدات خود در جهت جلوگيري و مبارزه با اين پديدة شوم ميباشد كه در اين زمينه، به نظر ميرسد براي محو كامل خشونت عليه زنان، تا زماني كه قانونگذاران نخواهند بپذيرند كه زنان، شهروند درجه دوم نيستند و داراي ارزش برابر با مردان جامعه هستند، اصلاحات جزيي در قانون تأثيري نخواهد داشت و تنها با اصلاح ديدگاه جنسيتي و مشاركت كامل زن و مرد در زندگي، ميتوان قوانين خشونتآميز نسبت به زنان را حذف و اصلاح نمود.

