در هفته پژوهش هستیم و همان طور که میدانید بیش از چیز درصد از بودجه کشور صرف پژوهش میشود . گفتنی است
که دو نوع پژوهش وجود دارد که عبارتند از " پژوهش آکادمیک " که مال کفار است و ما با آن کاری نداریم و نوع دوم که هم مال خودمان است و هم خیلی خوب است که اسمش " پژوهش خودمانی" است که به عنوان مثال به چند نمونه از این نوع پژوهش اشاره میکنیم؛ 1- پژوهش مادر شوهر در امور عروس و متعلاقاتش
2- پژوهش حراست دانشگاه در مورد سیگاری بودن و... بودن دانشجویان
3- پژوهش همسایه در مورد رفت و آمد اون یکی همسایه
4- پژوهش همکاران در مورد مقدار درآمد فوق برنامه دیگر همکاران
5- پژوهش در مورد اینکه شوهر چه کسی پولدار است و بلعکس
6- پژوهش در مورد آخرین مدل نوکیا
7- پژوهش در مورد فعالیتهای اخیر مدونا و آنجلا جولی و جنیفر لوپز و ...
8- پژوهش در مورد آخرین مدلهای روژ لب و گونه و انواع لاکهای ناخن و رنگهای مو و چیزهای مهم دیگر از همین دست
9- پژوهش در مورد بی خطر بودن قرصهای اکس و بقیه ی قرصها و مواد بی خطر
10- پژوهش در مورد اینکه پژوهش در موارد فوق چقدر مفید و مثمر ثمر است
نتیجه گیری برآمده از یک پژوهش : اساساً پژوهش آکادمیک یک کار بی خود و بی فایده است که فقط آدمهای بی کار و به درد نخور دنبالش هستند و آدم عاقل دنبال این کارهای چیز نمی رود ، شکر خدا توی کشور ما هم کسی دنبال این جور کارهای امپریالیستی و جهانخوارانه نیست و اگر یک آدم فریب خورده هم بخواهد دنبال آنچه پژوهش آکادمیک مینامند ، برود ، جلویشان گرفته میشود و تنها یک نوع پژوهش خوب وجود دارد و آن هم " پژوهش خودمانی " است .
اما از هفته پژوهش که بگذریم یک مسئله مهم وجود دارد که اتفاقاً این جانب طی مشاهدات میدانی و کمونیستی خودم به آن دست یافته ام و آن یک سؤال احمقانه است به این مزمون : به نظر شما فیلم سازهای کشور ما برای چه کسانی فیلم میسازند ؟
راستش را بخواهید این سؤال پس از آن در ذهن معیوبم ایجاد شد که ظرف یک هفته گذشته در دو سینمای خوب و دارای مشتریهای متمدن حضور به هم رسانیده و طی یک حرکت میهن فروشانه اقدام به روئیت فیلم جدید مسعود کیمیایی کردم موسوم به "حکم ". در تمام طول مدتی که اینجانب سرگرم به فروش رسانیدن میهن از طریق تماشای فیلم مذکور بودم تماشاچیان میهن پرست در حال خوردن چیپس و شکستن تخمه و گپ و گفت بودند تا مانع از رسیدن صدای فیلم به تماشاچیان میهن فروشی مانند من بشوند چرا که صدای عزت الله انتظامی به خودی خود باعث ایجاد احساساتی در انسان میشود که بورژوازی را به خطر می اندازد و اگر بورژوازی به خطر بیافتد طبیعتاً کمونیسم تقویت میشود و ...
نتیجه گیری اُلترا میهن فروشانه : به شدت از مسعود کیمیایی و دیگر فیلم سازان متعهد در خواست عاجزانه میشود دیگر فیلم نسازند ، چرا که طی مشاهدات میدانی اینجانب مشخص شده است که چهل و پنج درصد از تماشاچیان به دلیل کم بودن کافی شاپ به سالنهای سینما میروند ، هفتاد و هشت درصد اشتباهاً به جای قهوه خانه سنتی به سینما رفته اند ، دوازده و نیم درصد برای سرگرم کردن فرزندانشان آنها را به سالن سینما میبرند که بچه ها از دست فروشهای میدان انقلاب سی دی غیر مجاز نخرند که به اقتصاد خانواده ضرر وارد نشود ، بیست و چهار درصد به سینما میروند چون جاهایی که دوست دارند در دسترس نمیباشد و در نهایت نود و نه درصد و سی و دو دهم درصد به سینما میروند چون نمیدانند کجا باید بروند .
نتیجه گیری فوق میهن پرستانه : مرگ بر شرق زدگان کافر

