یکشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 50 - 17صفحه
واقعيتي به نام اميدواري اجتماعي
[ محرم نوروزي - ناهيد نقي‌زاده ]



1. مقدمه
بلاياي طبيعي تکرار شونده، ازعوامل عمده آسيب¬پذيري جوامع محلي و خسارات به توليدکنندگان محصولات روستايي هستند. اين پديده¬ها منجر به مختل شدن طرح¬ها و برنامه¬ريزي¬هاي توسعه روستايي شده و ساکنين کانون¬هاي زيست روستايي را به سوي فقر و بيچارگي سوق مي¬دهند؛ روند طبيعي زندگي قطع مي¬شود و مشکلاتي علاوه بر مرگ و مير، به صورت مشقت و بيماري بروز مي¬کند، همچنين نيازهاي مردمي همچون سرپناه، غذا، پوشاک و کمک¬هاي پزشکي و درماني افزايش مي¬يابد.
در کشور ايران تنوع آب و هوايي و شرايط خاص جغرافيايي، زمينه¬هاي پيدايش و شکل¬گيري انواع بلاياي طبيعي را فراهم ساخته است. قرار گرفتن شهرها و روستاهاي ايران در مناطق کوهپايه¬اي، از ميان رفتن پوشش گياهي، رعايت نکردن حريم امنيتي رودخانه¬هايي که غالباً از ميان و يا کناره شهرها مي¬گذرند، ساخت و سازهاي بي¬رويه در مسير رودخانه¬ها، به زير کشت بردن اراضي کنار رودخانه¬ها و ساير عوامل مشابه، از دلايل اصلي وقوع جريان¬هاي سيلاب به عنوان يکي از بلاياي طبيعي مي¬باشد.
ميزان خسارت¬هاي مالي ناشي از بلاياي طبيعي در ايران به طور متوسط هر سال و در سال¬هاي عادي حدود 1100 ميليارد ريال مي¬باشد و بر اساس آمارهاي رسمي گزارش شده، از 40 بلاي طبيعي شناخته شده، 31 مورد آن در ايران اتفاق افتاده است .
بر اساس مطالعات انجام گرفته توسط جمعيت هلال احمر، استان گلستان چهارمين استان حادثه خيز در سال 1379 در کل کشور بوده است و در سال 1380 نيز بعد از وقوع سيلاب¬هاي متعدد به ويژه سيل مرداد ماه که از نظر تلفات انساني در جهان کم نظير بوده، مقام اول حادثه¬خيزي را در کشور داشته است. سيل مرداد 1380 متاسفانه در سالهاي بعد نيز با شدت و ضعف تکرار شده و در هفته سوم مردادماه امسال نيز مجددا در همان تاريخ منجر به فاجعه انساني ديگري شد.
خلاصه گزارش زير بخشي از يافته‌هاي يک مطالعه پيمايشي در محدوده استان گلستان و در حوزه آبريز رودخانه مادرسو در شرق اين استان است که بنا به سفارش "آژانس همکاريهاي بين‌المللي دولت ژاپن" (جايکا) و توسط "موسسه توسعه پايدار و محيط زيست" و "موسسه پژوهشي هفت‌شهر پويش" در سال 1383-1384 صورت گرفته است. همکاران گروه مطالعاتي متشکل از خانمها زينب يابنده، سميرا سلطاني، دنيز آژيري و آقايان جلال سپهري، مهدي‌حسن‌نژاد، رضا برهمند و مهدي شهنازي  بوده که به همراه 23 نفر از امدادگران جمعيت هلال احمر شهرستان مينودشت و با همکاري اعضاي شوراهاي اسلامي و دهياران روستاهاي محدوده مطالعاتي، معاونت آبخيزداري سازمان جنگلها و مراتع، اداره کل منابع طبيعي استان، جهاد کشاورزي، فرمانداران و بخشداران  شهرستانهاي مينودشت و کلاله طرح را به سرانجام رسانده‌اند.
• هدف¬ طرح 
اين طرح در محدوده¬اي صورت گرفته که بيشترين خسارات سيل را پذيرا شده¬اند. به ويژه پنج روستاي دشت، تنگراه، لووه، بش اويلي و ترجنلي که تحت تأثير مستقيم خسارات مالي و جاني سيل در سال 1380 بوده¬اند. علاوه بر آن¬ها، تعدادي از روستاهاي مستعد آسيب¬پذيري از سيل نيز مورد مطالعه قرار گرفته است. اهداف اصلي طرح پيمايشي حاضر، رسيدن به پاسخ سؤالاتي بوده که در راستاي اهداف کلان طرح که همانا بررسي و برنامه¬ريزي به منظور کنترل جريان سيل و ايجاد امنيت سکونتي، معيشتي و زندگي در روستاهاي محدوده مي¬باشد، مطرح شده است.

2. روش شناسي طرح
 به منظور تعيين روش گردآوري اطلاعات و منابع داده‌هاي موجود، پيمايش مبتني بر پرسشنامه و مصاحبه و پيمايش مبتني بر مشاهده مشارکتي و براي تحليل داده‌‌ها، آناليز ماشيني با استفاده از نرم‌افزار آماري علوم اجتماعي- SPSS- در نظر گرفته شد
• جامعه و حجم نمونه
براي انجام پيمايش،  روستاهاي واقع در محدوده آبريز رودخانه مادرسو  در شرق استان گلستان شامل: 3 روستا از استان سمنان، يک روستا از استان خراسان و 32 روستا از توابع استان گلستان  به عنوان جامعه نمونه در نظر گرفته شد. اقدامات ميداني اوليه نشان داد که از کل روستاهاي معرفي شده، 5 روستا يا خالي از سکنه است ، يا در روستاهاي بزرگ¬تر ادغام شده و يا مکان¬هايي هستند که از نظر مرکز آمار ايران به عنوان نقاط سکونتي معرفي شده¬اند، ولي در واقع امامزاده و يا گورستان¬هايي بيش نيستند. به همين دليل انجام پيمايش پهنانگرانه در 30 روستا در نظر گرفته شد، ضمن اين که قرار شد پنج روستاي بسيار آسيب¬پذير دشت، تنگراه، لووه، بش اويلي و ترجنلي نيز با عمق بيشتري مورد مطالعه قرار گيرند. در زمينه پيمايش آگاهي اجتماعي نيز، تعداد 200 خانوار از ساکنين 5 روستاي شديدا آسيب‌پذير به تفکيک هر روستا 40 پرسشنامه، به‌عنوان جامعه نمونه آماري تعيين گرديد و قرار شد تا انتخاب خانوارها براي پاسخگويي، با استفاده از روش انتخاب تصادفي با رعايت اصل پراکنش متوازن خانوارها در سطح روستا صورت پذيرد.
• گردآوري اطلاعات
با توجه به ويژگيهاي خاص گردآوري اطلاعات، احتمال تغيير در مرحله عمل و اعمال شيوه‌هاي عملي‌تر جمع‌آوري اطلاعات در ميدان وجود داشت. بدين جهت براي دريافت مسائل پيچيده احتمالي از مسائل بالقوه موجود، انجام پيش آزمون ابزارهاي تحقيق (پرسشنامه) ضروري بنظر مي‌رسيد. در اين رابطه پيش‌آزمون عملي پرسشنامه آگاهي اجتماعي خانوارها با مشارکت مستقيم پرسشگران(از امدادگران هلال احمر) در 5 روستاي شديدا آسيب‌پذير حوزه صورت گرفت تا اشکالات ابزار تحقيق قبل از شروع اصلي مطالعات ميداني برطرف گردد. بعد از نهايي شدن پرسشنامه و توجيه پرسشگران از طريق برگزاري کارگاه يکروزه توجيهي، عمليات ميداني طرح شروع گرديد. با اين وصف در جريان پيمايش، ضرورت طرح دوباره سوالاتي با هدف جمع‌آوري اطلاعات دقيق و شفاف بويژه در موضوعات درآمد، خسارات، اعتبارات بانکي و ...، بوجود آمد که گروه مطالعاتي اين مهم را نيز به سرانجام رسانيد.
 انجام مطالعات پيمايش اجتماعي 30 روستاي مورد مطالعه با دخالت مستقيم کارشناسان گروه مطالعاتي از طريق مراجعه به تمام روستاها و انجام مصاحبه حضوري انفرادي و گروهي و تشکيل کارگاههاي ارزيابي مشارکتي صورت گرفت. در کنار اين پيمايش، تهيه نقشه‌هاي اجتماعي و مديريت بلاياي طبيعي نيز با مشارکت مستقيم و توسط خود جوامع محلي و بويژه اعضاي شوراهاي اسلامي روستاها با تسهيلگري گروه مطالعاتي به انجام رسيد.
• پردازش اطلاعات
بعد از گردآوري اطلاعات مورد نياز، اقدامات لازم براي مرتب‌کردن آنها صورت گرفت؛ بنحوي که قابل تحليل باشد. در اين رابطه داده‌هاي آماري کمي براي انتقال به کامپيوتر کد گذاري و آماده شد. يادداشتهاي ميداني و پاسخهاي سوالات باز پرسشنامه‌ها نيز  منظم و طبقه‌بندي گرديد. براي دستيابي به برخي اطلاعات ضرور، گروه مطالعاتي مجددا به منطقه مراجعه و  خلاءهاي اطلاعاتي خود را تکميل کرد. علاوه بر آن پيمايشهاي تلفني نيز توسط گروه مطالعاتي، با هدف تکميل اطلاعات و از طريق مصاحبه تلفني با مطلعين و معتمدين روستاهاي مورد مطالعه صورت گرفت.
• تحليل داده‌ها
تحليل داده‌هاي گردآوري‌شده به دو طريق صورت گرفت:
الف- داده‌هاي کمي با استفاده از نرم‌افزار SPSS  و توسط کامپيوتر به شکل جداول يک بعدي و دوبعدي.
 ب- داده‌هاي کيفي، سوالات باز ، يافته‌هاي کارشناسي، همچنين نتايج کارگاههاي ارزيابي مشارکتي تشکيل شده در برخي از روستاها، به شکل تحليل توصيفي موضوعي. ضمن اينکه يک مقايسه تطبيقي نيز بين روستاهاي آسيب‌ديده و روستاهاي آسيب‌پذير ناشي از سيل، صورت گرفت.
3- ويژگيهاي عمومي پاسخگوها
جامعه نمونه طرح 200 خانوار معمولي ساکن در پنج روستاي سيل گير حوزه را در برمي¬گيرد. اين روستاها که از جمله آسيب¬‌ديده‌ترين روستاهاي منطقه هستند، روستاهاي لوه، بش اويلي، ترجنلي، تنگراه و دشت را شامل مي¬شوند.
•  128 نفر معادل 64 درصد از کل پاسخگويان مرد و 69 نفر برابر 5/34 درصد زن بوده¬اند. دو خانوار به طور مشترک به سؤالات پاسخ داده¬اند و جنسيت يک نفر ديگر نيز قيد نشده است.
• از تعداد پاسخگويان 5/27 درصد داراي سواد ديپلم، 20 درصد راهنمايي و 5/15 درصد دبيرستاني بوده و بقيه در ساير سطوح تحصيلي توزيع شده و 5/11 درصد نيز بي¬سواد بوده¬اند.
• 5/41 درصد پاسخگويان سرپرست خانوار، 5/30 درصد فرزند خانوار و 19 درصد نيز نسبت همسري با خانوار داشته¬اند.
• از کل سرپرستان خانوارها 5/27 درصد بيش از 6 نفر فرزند داشته¬اند. ضمن اين که 15 درصد داراي 2 فرزند و 13 درصد داراي 3 فرزند بوده¬اند. بيشترين تعداد خانوارهاي پاسخگو را خانوارهاي هسته¬اي زن و شوهري تشکيل مي¬دهند. در مرتبه دوم خانواده¬هاي گسترده با 5/6 درصد و خانواده¬هاي تک نفره با نسبت 6 درصد از کل پاسخگويان قرار دارند.
• وضع واحدهاي مسکوني خانوارهاي پاسخگو به نسبت 5/45 درصد نياز به بازسازي دارد. 5/28 درصد پاسخگويان وضع واحدهاي مسکوني خود را راضي کننده، 17 درصد خوب و 8 درصد بد ارزيابي کرده¬اند. اين واحدهاي مسکوني با نسبت 91 درصد خانوارهاي پاسخگو، يک طبقه هستند. در مرتبه دوم واحدهاي 2 طبقه قرار دارند که 5/7 درصد واحدهاي مسکوني را به خود اختصاص مي¬دهند.
• در پاسخ به ميانگين زمين زراعي آبي در اختيار خانوارها، 5/58 درصد پاسخگويان جوابي نداده¬اند. 12 درصد مقدار زراعت آبي خود را يک هکتار و 5/6 درصد حدود 2 هکتار اعلام کرده¬اند. اين نسبت در مورد زراعت ديمي عبارت است از: 65 درصد بدون پاسخ، 10 درصد با ميانگين يک هکتار و 5/8 درصد با ميانگين 2 هکتار، حدود 5/95 درصد خانوارها، فاقد زمين باغ آبي و به همين نسبت داراي باغات ديم مي¬باشند.
• سطح واحد مسکوني خانوارهاي پاسخگو با ميانگين حدود 235 متر مربع بوده و بيشترين تعداد پاسخگويان (14 درصد) ميانگين سطح واحد مسکوني خود را حدود 360 مترمربع اظهار داشته¬اند و در رتبه دوم و سوم افرادي قرار دارند که اين سطح را حدود 100 و 200 مترمربع ذکر کرده¬اند. از کل واحدهاي مسکوني پاسخگويان، بيشترين تعداد واحدها با 96 درصد مالکيت شخصي داشته، 5/2 درصد اجاره¬اي و 5/0 درصد سازماني بوده است. ضمن اينکه 2 نفر نيز نوع واحد مسکوني خود را اظهار ننموده¬اند.
• بيشترين تعداد خانوارها با 5/71 درصد فاقد هر گونه ماشين آلات بوده¬اند. 10 درصد خانوارها داراي تراکتور و 8 درصد داراي ماشين سواري و 6 درصد نيز داراي موتورسيکلت هستند.
• دامداري از نقش مهمي در معيشت خانوارها برخوردار نيست. 5/66 درصد خانوارها فاقد گوسفند، 70 درصد فاقد گاو، 67 درصد فاقد طيور خانگي، 5/86 درصد فاقد بز، 5/93 درصد فاقد الاغ، 97 درصد فاقد اسب و 5/98 درصد فاقد زنبور عسل مي¬باشند.
•  بيشترين تعداد خانوارها با نسبت 5/46 درصد ترکمن هستند. در مراتب بعدي اقوام فارس با 5/23 درصد، کرد با 13 درصد، آذري و زابلي با 5/3 درصد، سيستاني و بلوچ با 2 درصد، قزلباش با 5/1 درصد و گيلک و تالش هر کدام با 5/0 درصد واقع شده¬اند.

4- چکيده يافته‌ها
•  نگرش اعضا و رئيس شوراهاي روستايي به خطر سيل
اعضاي شوراهاي اسلامي و روساي اين نهاد مديريتي، از آنجا که همچون ساير ساکنين روستا در موقعيت مشابه خطر قرار مي گيرند، پديده سيل و واريزه‌هاي آن را بسيار خطرناک ارزيابي مي‌کنند. از طرف ديگر چون در جايگاه مديريت روستا قرار دارند و در يک ارتباط متقابل با نهاد و سازمانهاي دولتي از يک طرف و اهالي روستاها از طرف ديگر واقع شده اند، به نسبت سايرين از دانش و اطلاعات عمومي ويژه اي در مورد سيل برخوردار هستند. اين جايگاه به روسا و اعضاي شوراها اين امکان را مي دهد که با تامل و دور‌انديشي بيشتري نسبت به علل و عوامل پيدايش خطر و راههاي خروج از بحران ناشي از آن بيانديشند. با اين حال از نظر 1/58 درصد اين اعضا و روسا نيز سيل و واريزه بسيار خطرناک هستند. ضمن اينکه 3/19 درصد آن را خطرناک، 7/9 درصد تا حدودي خطرناک ارزيابي کرده اند و تنها 2/3 درصد اعضا اظهار داشته اند که سيل و واريزه خطري محسوب نمي شوند.
چگونگي ترميم و بازسازي خسارات سيل از نظر روسا و اعضاي شورا نگرشي تقريبا دولتي است. به اين معنا که دولت را در جايگاه و متولي اصلي بازسازي خسارات مي بينند و نقش اهالي و مردم ساير مناطق و کمکهاي خارجي را در مراتب بعدي قرار مي دهد. مطالعات پيمايش اجتماعي روستاها نشان داد که 3/58 درصد دولت را مسئول اصلي بازسازي و جبران خسارات مي دانند، ضمن اينکه 5/12 درصد کمکهاي مردمي و 5/6 درصد کمکهاي خارجي و خود اهالي آسيب ديده را براي جبران خسارات و بازسازي مکانهاي آسيب ديده موثر دانسته اند. اين وضعيت و گرايش ذهني نشانگر آن است که سيستم مورد نظر مديريتي شوراهاي روستايي تحت تاثير مستقيم مديريت دولتي قرار دارد و از نظر اين عده آمادگي براي حادثه و سيستم حادثه مي بايست در چارچوب نظام مديريتي بلاياي طبيعي در سطح ملي صورت پذيرد. چنين گرايشي به نقش و جايگاه مردم در مديريت حادثه باور کامل ندارد و اميدوار به حل مسئله از طريق سازمانهاي دولتي و نهادهايي همچون بخشداري، فرمانداري، استانداري و ستاد کل حوادث غير مترقبه مي باشد.
•  نگرش روستائيان به خطر سيل
نتايج پيمايش آگاهي اجتماعي خانوارها نشان مي دهد که سيل از نظر 5/82 درصد و واريزه از نظر 57 درصد خانوارها خيلي خطرناک هستند. ضمن اينکه 11 درصد سيل و 22 درصد واريزه را "خطرناک" توصيف کرده اند. تنها 5/2 درصد خانوارها واريزه را بي خطر مي دانند و در مورد سيل چنين ديدگاهي وجود ندارد.
نوع نگرش به خطر از ديدگاه روستائيان آسيب پذير و ساير روستاهايي که در معرض خطر قرار دارند، تا حدودي متفاوت است. بدين معنا که سيل و واريزه بعنوان يک بلاي طبيعي به نسبت ساکنين ساير روستاها، در پنج روستاي آسيب ديده نمونه بسيار ملموس مي باشد و حتي اين تفاوت در درک و تلقي اهالي اين روستاها از سيل و واريزه نيز قابل مشاهده است. تفاوت در نوع نگرش به خطر سيل و واريزه در ميان پنج روستاي آسيب پذير نمونه نيز موجود است و اين تفاوت ارتباط مستقيمي با شدت آسيب ديدگي روستاهاي مزبور دارد. هر روستايي که صدمه و خسارات بيشتري را متحمل گرديده، به همان نسبت نيز آن را خطرناک ارزيابي مي کند، ولي از آنجا که در بيشتر روستاهاي حوزه مادرسو خطر سيل، ويرانگر و با خسارات جاني و مالي قابل توجه همراه نبوده است، تلقي مردم نيز از خطر اين پديده تا حدودي منعطف مي باشد. در بين ساکنين پنج روستاي آسيب پذير حدود 88 درصد ساکنين روستاي لوه، 73 درصد ساکنين بش اويلي، 68 درصد ساکنين ترجنلي، 90 درصد ساکنين تنگراه و 95 درصد ساکنين روستاي دشت، سيل را خطرناک ارزيابي کرده اند. اين نسبت در بين ساير روستاهاي واقع در محدوده حوزه مادرسو بسيار کمتر مي باشد.
•  علل اصلي سيل از نظر روستائيان
از ديدگاه روستائيان پديده سيل ارتباط مستقيم با وضعيت آب و هوايي منطقه دارد. با اين حال 45 درصد خانوارها وضعيت آب و هوايي منطقه را معمولا داراي شرايط خوبي ذکر کرده اند. ضمن اينکه 33 درصد گفته‌اند که خيلي بد نيست و مي شود تحمل کرد. 15 درصد آن را بد و 5/3 درصد غير قابل تحمل مي‌دانند. 2 درصد خانوارها نيز اعتقاد دارند که وضعيت آب و هوايي منطقه زندگي را غير ممکن کرده است.
بررسي ميزان خطر آفريني اين وضعيت از ديدگاه خانوارهاي آسيب ديده نشان مي دهد که 49 درصد خانوارها اين وضعيت را تا حدودي خطرناک و 21 درصد خيلي خطرناک مي دانند. ضمن اينکه 5/18 درصد معتقدند که وضعيت آب و هوايي محدوده مورد مطالعه خطرناک نيست. در مقابل 9 درصد خانوارها اظهار داشته اند که وضعيت آب و هوايي منطقه باعث ويراني مي گردد. 2/42 درصد خانوارهاي پاسخگو وضعيت آب و هوايي را عامل جاري شدن سيل مي دانند و معتقدند که آب و هوا در پيدايش بلايايي همچون واريزه، زلزله و رانش زمين نيز موثر است. 2/23 درصد واريزه، 9/11 درصد زلزله و 2/9 درصد رانش زمين را ناشي از وضعيت آب و هوايي مي دانند. 
حدود 54 درصد پاسخگويان معتقدند که بارش باران شديد عامل اصلي جاري شدن سيل است و در مراتب بعد، عواملي همچون طغيان رودخانه، شکستن سد و از بين رفتن پوشش گياهي در بالادست ها قرار دارد. اين امر بدين معناست که نقش عامل آب و هوايي در بروز سيل در اين قسمت از کشور بسيار تعيين کننده مي باشد، هرچند عوامل ديگر نيز به نوعي با مقوله اقليم و آب و هوا مرتبط هستند. بويژه آنکه خود عامل بارش باعث طغيان رودخانه ها و شکستن سد است و تنها عامل انساني تخريب، از بين رفتن پوشش گياهي در بالادست ها مي باشد.
• سطح دانش حادثه
براي سنجش سطح دانش حادثه خانوارهاي آسيب ديده، ‌تعريف آنها از سيل و واريزه بعنوان دو موضوع مد نظر قرار گرفت. نتايج پيمايش آگاهي اجتماعي خانوارها نشان داد که از کل 200 خانوار نمونه طرح، 5/62 درصد تعريف درستي از سيل و 5/59 درصد تعريف درستي از پديده واريزه دارند. در عين حال تلقي 5/31 درصد خانوارها از سيل و 22 در صد خانوارها از واريزه دقيق و درست نيست. 6 درصد خانوارها نيز سيل و 5/18 درصد خانوارها واريزه را نمي شناسند و نتوانسته اند تعريف دقيقي از پديده هاي ياد شده بدهند. از کل پاسخگويان 6 درصد تفاوت بين سيل و واريزه را نمي دانند و حدود 5/10 درصد نيز به سئوال مربوط پاسخ نداده اند. تعداد خانوارهايي که تفاوت دقيق بين سيل و واريزه را کاملا درست مي دانند برابر 20 درصد کل پاسخگويان است و بقيه خانوارهاي نمونه تفاوت بين سيل و واريزه را از ابعاد مختلف مورد بررسي قرار داده و بعضا جوابهاي بي ربط هم داده اند.
بررسي دانش حادثه در پنج روستاي آسيب پذير نمونه و مقايسه آن با ساير روستاهاي واقع در محدوده حوزه آبريز مادر سو نشان مي دهد که از نظر شوراي اين روستاها با نسبت 100 درصد سيل و واريزه بسيار خطرناک است. از اين ديدگاه، راه حل هاي بازسازي خسارات سيل با نسبت هاي 5/38 درصد از طريق کمکهاي خارجي،7/7 درصد کمکهاي مردمي، 5/38 درصد از طريق دولت و 4/15 درصد با تلاش اهالي ميسر است. اين نسبت ها از نظر شوراي روستاها در مورد جبران خسارات نيز صدق مي کند. در برابر اين ديدگاه، شوراي ساير روستاهاي محدوده مطالعاتي معتقد هستند که سيل و واريزه با نسبت 33/58 درصد بسيار خطرناک ، 25 درصد خطرناک و 5/12 درصد تا حدودي خطرناک است. 16/4 درصد پاسخگويان ساير روستاها اعتقادي به خطرناک بودن سيل و واريزه ندارند. 89/63 درصد شوراها ترميم خسارت سيل را بر عهده دولت مي دانند و 89/13 درصد از طريق کمکهاي مردمي، 11/11 درصد از طريق کمکهاي خارجي و به همين نسبت نيز از طريق اهالي روستاها مي دانند.
• آمادگي براي حادثه
از ديدگاه 51 درصد خانوارهاي پاسخگو مقابله کردن با سيل قدري مشکل است، ضمن اينکه اين نسبت براي مقابله با واريزه 43 درصد مي باشد. 5/3  و 5/6 درصد پاسخگويان معتقدند که به ترتيب مقابله با سيل و واريزه غير ممکن است.
• اشکال همياري  و اقدامات عملي سيل‌زدگان در موقع حادثه
بررسي مکانيزمهاي همياري سيل زدگان نشان مي دهد که 6/28 درصد پاسخگويان در سيل 1380 و 7/29 درصد در سيل 1381 همياري متقابل در داخل اعضاي خانوار خود داشته اند. در شديدترين سيل 7/23 درصد به همسايگان اطلاع داده اند، 2/10 درصد تصميم به تخليه روستا گرفته اند، 8/6 درصد به پشت بام‌ها رفته اند و 1/5 درصد خانوارهاي پاسخگو اظهار داشته اند که در موقع وقوع سيل هيچ کاري را انجام نداده اند. در شديد ترين سيل (مرداد 1380) 3/33 درصد سيل زدگان به کمک هم شتافته اند. ضمن اينکه 6/21 درصد همديگر را به همکاري تشويق و 11 درصد به کمک هم روستا را تخليه کرده اند. 8/7 درصد اقدام به آماده کردن غذاي مشترک نموده، 7/6 درصد اخبار حادثه را پخش کرده اند و 6 درصد نيز به کمکهاي اوليه به آسيب ديدگان پرداخته اند.
•  رفتار سيل‌زدگان در موقع حادثه
در زمان جاري شدن سيل و احساس خطر، اهالي روستاهاي نمونه رفتار نسبتا متفاوتي را در جهت نجات خود انجام داده اند. 9/47 درصد خانوارها به مکانها مرتفع و تپه هاي بلند و 4/17 درصد به خانه دوستان و همسايگان رفته اند. مسجد روستا 5/13 درصد سيل زدگان، پشت بام خانه ها 9 درصد سيل زدگان، فضاهاي باز 5/4 درصد سيل زدگان و ادارات موجود در روستا 5/3 درصد سيل زدگان را پذيرا شده اند. بدين ترتيب ملاحظه مي شود که سيل زدگان مکانهاي مرتفع و تپه هاي اطراف روستا را امن ترين مکان نجات از خطر سيل ارزيابي کرده اند.
• سيستم اطلاع رساني و مکانهاي ثابت اطلاع‌رساني
سيستم اطلاع رساني روستاهاي محدوده تابعي از مناسبات و الگوهاي رفتار اجتماعي ساکنين آنهاست. اين سيستم بيشتر از طريق چهره به چهره و در چارچوب مناسبات اجتماعي و معيشتي اهالي صورت مي‌گيرد. اين سيستم در زمان حادثه به اشکال مختلف بوده است. 8/38 درصد پاسخگويان اظهار داشته اند که از طريق راديو و تلويزيون اخبار مربوط به سيل را دريافت کرده اند. ضمن اينکه 4/15 درصد از طريق همسايگان و 2/13 درصد از طريق شوراي روستا موفق يه دريافت اخبار سيل شده اند و 4/11 درصد پاسخگويان گفته اند که هيچ منبع اطلاع رساني اخبار سيل نداشته اند.
باستناد مطالعات پيمايشي صورت گرفته، از نظر 5/66 درصد خانوارهاي پاسخگو، مکان ثابتي براي اطلاع رساني و پخش خبر در روستا در مواقع عادي وجود دارد. 5/32 نفر گفته اند که چنين مکاني موجود نيست و 5/1 درصد پاسخگويان نيز جوابي به سئوال مربوط نداده اند. مصاحبه با اهالي و نتيجه کارگاههاي ارزيابي مشارکتي در برخي از روستاها از جمله دشت و تنگراه و ساير روستاهاي نمونه طرح نشان مي دهد که تعريف مکان ثابت اطلاع رساني از ديدگاه روستائيان، اشاره به بلندگوي مسجد روستاست. بنابر اين مکان ثابتي که صرفا جهت اطلاع رساني در مواقع عادي و يا بحراني و در ارتباط با بلاياي طبيعي از جمله سيل باشد، در هيچ کدام از روستاها موجود نيست. در پاسخ به سئوالي مبني بر اينکه، اگر مکان ثابتي وجود دارد نام ببريد، 34 درصد پاسخگويان جواب نداده‌اند. 5/64 درصد مسجد و يک درصد نيز گروه امداد را به عنوان مکان ثابت معرفي کرده اند.
بررسي چگونگي پخش اطلاعات و اخبار در زمانهاي عادي در بين اهالي پنج روستاي نمونه نشان مي دهد که نسبت اطلاع رساني از طريق بلندگوي مسجد حدود 3/42 درصد را به خود اختصاص مي دهد. در مراتب بعدي همسايگان، فرد به فرد، شوراي اسلامي، اعلاميه، جوانان و اعضاي بسيج قرار دارند. معرفي بلندگوي مسجد به عنوان وسيله ثابت اطلاع رساني در روستاي لوه 4/55 درصد، بش اويلي 49 درصد، ترجنلي 7/34 درصد، تنگراه 42 درصد و روستاي دشت 31 درصد پاسخگويان را شامل مي شوند
•  خسارات وارده و نحوه جبران آن
از ديدگاه اکثريت پاسخگويان جوامع نمونه، سيل مرداد ماه 1380 شديد ترين سيل سالهاي اخير منطقه بوده است. 5/91 درصد پاسخگويان گفته‌اند که در اين سيل بيشترين خسارات به خانواده آنها وارد شده است، به نحوي که 6 درصد خسارات جاني منجر به مرگ،5/2 درصد مجروح بيمارستاني، 5/3 درصد مجروح سرپايي و 5/5 درصد سيل زدگي را بعنوان اشکال خسارت به اعضاي خانواده خود ذکر کرده اند. بيشترين خسارت با نسبت 5/25 درصد تخريب کامل واحدهاي مسکوني، 5/11 درصد سيل گيري مزارع، 5/12 درصد تخريب کامل باغات ميوه، 5/8 درصد سيل گيري مراتع و 5/26 درصد تلف شدن دامها بوده است.
 اين مطالعه نشان مي دهد که ميانگين ميزان خسارات مستقيم و کلي به خانوارهاي روستايي با نسبت 5/14 درصد پاسخگويان برابر 30.000.000 ريال، با 5/10 درصد معادل 40،000،000 ريال و 20،000،000 ريال، با 5/9 درصد برابر 50،000،000 ريال و با 5/8 درصد معادل 10،000،000 ريال بوده است.
 طبق اظهار 17 درصد پاسخگويان، خسارات وارده به سيل زدگان جبران نشده است. ضمن اينکه 5/15 درصد آنها گفته اند که حدود 3.000.000 ريال بلاعوض براي جبران خسارات در اختيار آنها قرار گرفته است. 5/4 درصد پاسخگويان اين مبلغ را 6.000.000 ريال ذکر کرده اند.
• نحوه مصرف غرامت و وام
حدود 82  درصد خانوارهاي پاسخگو از پول بلاعوض جبران خسارت، براي تعمير منزلشان استفاده کرده‌اند. تعداد خانوارهايي که از اين پول براي مرمت واحد سکونتي شان استفاده نکرده اند حدود 5/7 درصد کل پاسخگويان بوده است. اين عده دلايل عدم استفاده خود را خريد زمين، خريد غذا و آذوقه، خريد اثاثيه منزل و کم بودن مبلغ بلاعوض اعلام کرده و 3 درصد نيز وام بلاعوض دريافت نکرده اند.
نسبت خانوارهايي که از بابت خسارات وارده وام دريافت کرده اند برابر 5/93 درصد کل پاسخگويان است. بيشترين تعداد اين خانوارها، با فراواني نسبي 5/37 درصد ميانگين وام بلاعوض دريافتي خود را حدود 2.000.000 ريال اعلام کرده اند و در رتبه دوم خانوارهايي قرار دارند که ميانگين وام بلاعوض دريافتي آنان حدود 1.000.000 ريال مي باشد.
 5/63 درصد خانوارهايي که وام با سود بانکي دريافت کرده اند، نرخ سود بانکي را 4 درصد اعلام نموده اند. ضمن اينکه 6 درصد پاسخگويان نيز اين نرخ را معادل 16 درصد گفته اند. بيشترين مبلغ وام دريافتي با فراواني نسبي 2/25 درصد پاسخگويان صرف تعمير کلي خانه شده و در مراتب بعدي به ترتيب تعمير قسمتهايي از خانه، خسارت بخشي از اراضي کشاورزي، خسارت کلي کشاورزي و اسکان موقت قرار گرفته اند.
نتايج مطالعات نشان مي دهد که تنها 66/12 درصد خانوارهاي جوامع نمونه در خواست غرامت نموده اند و بيش از 87 درصد آسيب ديدگان از هيچ ارگان و يا اداره اي تقاضاي غرامت نکرده اند. از کل 66/12 درصد افراد متقاضي وام غرامت، بيشترين تعداد با 3 درصد کل جوامع نمونه، از ستاد حوادث استان گلستان تقاضاي غرامت کرده اند. کميته امداد و فرمانداري و بخشداري در رتبه هاي دوم و سوم ارگانهاي تقاضا شونده غرامت قرار دارند.
•  مکانيزمهاي مديريتي حادثه
مطالعات پيمايشي و انجام مصاحبه حضوري با سيل زدگان در پنج روستاي نمونه طرح نشان مي دهد که هم قبل از حادثه و هم در حين وقوع آن هيچگونه مديريتي بر حادثه اعمال نمي‌شده است. در واقع درجريان خود به‌خودي روند حادثه و متناسب با شرايط پيش آمده، خود اهالي هدايت اقدامات براي جلوگيري از سيل و يا نجات از محاصره آن را انجام مي داده اند.
طبق اظهار اکثريت مصاحبه شوندگان، هر چند اهالي انتظار سيل را مي‌کشيده اند، ولي نتوانسته اند با فاجعه اي به اين بزرگي مقابله بکنند. تمام اقدامات مديريتي صورت گرفته از طرف ارگانهاي دولتي و يا نهادهاي مديريتي محلي به بعد از وقوع حادثه مربوط مي گردد. اين اقدامات از روز دوم حادثه شروع و تا يک سال بعد ادامه داشته است.
نتايج پيمايش آگاهي اجتماعي خانوارها حاکي از آن است که بعد از وقوع حادثه به روشهاي مختلف از سوي آسيب ديدگان تقاضاي کمک شده است. اهم اين روشها مراجعه حضوري، ‌از طريق تلفن و با درخواست کتبي بوده است. نهادها و سازمانهاي مورد رجوع نيز شامل شوراي روستا، امام جماعت محل، ارتش، استانداري، جهاد کشاورزي، اداره راه و ترابري، وزارت نيرو، محيط زيست، پليس، آتش نشاني، کميته امداد، هلال احمر، راديو و تلويزيون و بنياد مسکن بوده است. اين نتايج همچنين نشان مي‌دهد که بيش از 85 درصد آسيب ديدگان هيچ کمکي را از ارگانهاي ياد شده در خواست نکرده اند و فقط تعداد معدودي از سيل زدگان بعد از حادثه و در دوران آرامش روزهاي بعد از سيل، با مراجعه و يا با نوشتن نامه، تقاضاي ياري و کمک رساني نموده اند.
بدين ترتيب ملاحظه مي شود که اقدام و کمک رساني سازمان هاي مرجع و نهادهاي مديريتي نيز از هيچ مکانيزم هدفمند و مديريتي پيروي نمي‌کند، بلکه صرفا با هدف کمک رساني و نجات آسيب ديدگان از بلاي پيش آمده و در واقع در چارچوب بسيج عمومي براي کمک رساني صورت گرفته است. به همين دليل است که حتي بعضي از اقدامات صورت گرفته هيچ تناسبي با شرح وظايف ادارات و سازمانهاي مرجع ندارد.
نکته قابل توجه ديگري که در جريان مصاحبه با جوامع نمونه طرح بدست آمد، فقدان هرگونه برنامه مشخص براي تشخيص آسيب ديدگان از سايرين بود. به نحوي که برخي از افراد فرصت طلب با استفاده از شرايط پيش آمده تسهيلات بانکي و کمکهاي بلاعوض دريافت کرده اند، در حاليکه سيل زده واقعي نتوانسته است از اين کمکها برخوردار گردد.
بررسي زمان کمک رساني به آسيب ديدگان نيز نشان ميدهد که اقدام براي کنترل حادثه و نجات آسيب ديدگان حداقل از يک روز بعد از حادثه و حداکثر تا يکسال بعد از وقوع سيل صورت گرفته است. بيشترين اقدام در پنج روستاي نمونه طرح که بيشترين خسارات ناشي از سيل را پذيرا شده بودند، صورت گرفته است.
• نحوه تعامل افراد محلي با مسافران درگير خطر سيل
نحوه تعامل افراد محلي با مسافران درگير خطر سيل مثبت و جانبدارانه بوده است. از نظر 5/83 درصد پاسخگويان، در زمان وقوع سيل مسافران زيادي در روستاها و يا اطراف آنها بوده است. 5/15 درصد پاسخگويان نيز از اين موضوع اظهار بي اطلاعي کرده اند؛ ضمن اينکه 7/23 درصد خانوارها به مسافران محاصره شده کمک کرده‌اند تا از محل حادثه دور شوند و 10 درصد پاسخگويان اظهار داشته اند که خبر وقوع سيل را به مسافران داده‌اند. از کل خانوارهاي پاسخگو 2/21 درصد هيچ کاري را براي مسافران درگير خطر سيل انجام نداده اند.
• زمان و مواقع مراقبت و هوشياري
نتايج مطالعات پيمايشي آگاهي اجتماعي نشان مي دهد که مواقع و زمانهاي مراقبت و هوشياري مردم در مقابل سيل تا حدودي متفاوت است و برخورد افراد به حادثه سيل و زمان هوشياري يکسان نيست. 5/36 درصد پاسخگويان معتقد هستند که در مواقع بارندگي ممتد بايد مراقب و هوشيار بود و خود را آماده مقابله با سيل کرد. 4/21 درصد پاسخگويان زمان پر شدن رودخانه ها را براي مراقبت و هوشياري لازم مي دانند.  تغييرات ناگهاني هوا با 19 درصد، قطع شدن و از بين رفتن پوشش گياهي با 1/12 درصد و زمين لرزه با 5/10 درصد، از نظر زمان مراقبت و هوشياري در رتبه هاي بعدي قرار گرفته اند.
اين مطالعه همچنين نشانگر آن است که بارندگي ممتد با 2/24 درصد ديدگاه پاسخگويان، خطر واريزه را به دنبال دارد. پر شدن رودخانه ها با 3/17 درصد، زمين لرزه با 17 درصد، تاثير ناگهاني آب و هوا با 7/15 درصد و قطع درختان و پوشش گياهي با 2/13 درصد نظر خانوارهاي پاسخگو، عواملي هستند که اهالي بايد مراقب و هوشيار باشند تا از خطر واريزه در امان بمانند.
• راههاي فرار از حادثه
با توجه به فقدان آموزشهاي لازم براي مواقع بحراني وقوع سيل و واريزه، واکنش اهالي روستا ها نسبت به سيل خود بخودي و متناسب با شرايط پيش آمده و بعضا ابتکاري بوده است. رفتن به بلنديها، تپه ها و حتي پشت بام خانه هاي مستحکم، بالاترين نسبت رفتار مردم براي نجات خود بوده است. اين اقدام 3/47 درصد کل خانوارهاي پاسخگو را شامل مي شود.
• سطح آگاهي مردم در مورد سيل
سطح آگاهي مردم در مورد سيل و شناخت مراکز کسب اين آگاهيها بر اساس تجارب آنان مي باشد. 5/47 درصد خانوارها اطلاع خيلي کمي از سيل دارند؛ 36 درصد اظهار داشته که به حد کافي اطلاع دارند و 9 درصد نيز اطلاعات خود از سيل و واريزه را کامل مي دانند. به همين دليل است که 5/76 درصد پاسخگويان گفته‌اند که آموزش مردم در مورد سيل و واريزه بسيار واجب است. 5/14 درصد انجام اين کار را بهتر ارزيابي کرده اند و 7 درصد پاسخگويان گفته اند که مردم چيزهايي مي دانند، مسئولين به وظيفه شان عمل کنند.
• ميزان آسيب پذيري روستاها
مطالعه در مورد ميزان آسيب پذيري روستاهاي نمونه نشان مي دهد که 87 درصد مردم، روستاي خود را در مقابل سيل و واريزه آسيب پذير مي دانند و تنها 5/11 درصد پاسخگويان روستاهاي محل سکونت خود را در مقابل خطر مستحکم ارزيابي کرده اند.
• مکانهاي امن
پاسخگويان مکانهايي همچون کوهها و ارتفاعات، پشت بام خانه ها و مسجد روستاها را محل هاي امن در برابر خطر سيل و واريزه معرفي کرده اند. 1/54 درصد اظهار داشته‌اند که به تجربه به آنها ثابت شده که اين اماکن امن هستند. 5/11 درصد از طريق والدين خود و ساير اهالي روستا به اين باور رسيده اند و 9 درصد نيز اظهار داشته اند که بر اساس گفته هاي ريش سفيدان و معتمدان روستاي محل سکونت خود، اين محل‌ها را در مقابل خطر سيل و واريزه امن مي دانند.
• تاسيسات ضرور مقابله با سيل
پيمايش اجتماعي روستاهاي مورد مطالعه در مورد تکنولوژي جلوگيري از سيل و واريزه، موضوعات مختلفي را نمايان مي سازد. تقريبا در کليه 30 روستاي مورد مطالعه، موارد مطرح شده مشابه هم بوده و بيشترين گزينه پيشنهاد شده، ايجاد سد و بند خاکي مطابق با اصول و استانداردهاي درست بوده است. از ديدگاه اهالي روستاهاي مطالعاتي، احداث تاسيسات زير مي تواند در جلوگيري از سيل و واريزه و خطرات آن موثر باشد:
- ساختن سد و سيل بند؛
- انتقال روستاهاي در معرض سيل به نقاط امن ديگر؛
- احداث ديوارهاي حفاظتي بتوني دور روستا و ساخت  جاهاي امن عمومي براي مواقع خطر؛
- کاشت درخت و افزايش سطح پوشش گياهي موجود اطراف روستا؛
- لايروبي رودخانه هاي موجود؛
- ساخت خانه هاي ضد سيل و مقاوم؛
- تور‌بندي کنار رودخانه ها؛
- ايجاد کانال در مسير دره ها و در مسير سيل؛
- به کارگيري تجربيات و آموخته هاي قبلي؛
- احداث پل هاي بتوني مستحکم بر روي رودخانه ها و احيا و مرمت پل هاي تخريب شده؛
- راه اندازي مرکز هشدار دهنده الکترونيکي؛
- ديوارچيني جاهايي که امکان ريزش سنگ وجود دارد.
• مشارکت مردم در ايجاد تاسيسات ضروري
باستناد نتايج مطالعه پيمايشي آگاهي اجتماعي خانوارهاي آسيب ديده، 73 درصد خانواده پاسخگويان تاسيسات و يا سازه اي را براي پيشگيري از سيل و واريزه هاي آن نساخته اند. تعداد خانوارهايي که با اقدام به ساخت تاسيسات و تجهيزات ضرور مقابله با سيل، در برخورد با اين بلاي طبيعي مشارکت داشته اند 5/23 درصد خانوارها است. به همين ترتيب نيز 5/69 درصد ساير اهالي روستا نيز در اين امر مشارکت نداشته اند و تنها 25 درصد بااحداث تاسيساتي در خود روستا، به مقابله با خطر سيل و واريزه اقدام کرده اند.
• ميزان علاقه ساکنين روستاها به مشارکت در مديريت حادثه
شناخت اجتماعي محدوده مطالعاتي نشانگر آن است که به لحاظ بستر اجتماعي و فرهنگي زمينه هاي بسيار مساعدي براي تحقق امر مشارکت مردمي فراهم است.  مخصوصا بررسي پيشينه اشکال اين مشارکت، زمينه هاي ياد شده را بطور شفافي نمايان مي سازند.  هرچند اين زمينه ها در اثر تغيير و تحولات اقتصادي و اجتماعي دهه هاي اخير و تغيير نگرش مردم از يک سو و تاثير پذيري از الگوهاي رفتاري جوامع شهري که به نوعي فردگرايي مفرط را در بطن خود دارد، دچار دگرگوني هاي اساسي شده است، ولي هنوز هم حافظه جمعي مردم محدوده مطالعاتي، شرايط پذيرش رفتار هاي مشارکتي را در عرصه هاي وسيعي از حيات اقتصادي و اجتماعي جوامع مورد مطالعه دارا مي باشد.  اين امر در صورتي تحقق خواهد يافت که جريان دخالت جوامع محلي در برنامه ريزي هاي مديريت حادثه و اقدام براي بهبود وضعيت روستائيان و اعمال قدرت مديريت مشارکتي در پروژه هاي مربوط به جبران خسارات و خرابيهاي ناشي از سيل، انطباق لازم با ساختار اجتماعي و فرهنگي و در برگيرنده منافع جمعي مردم منطقه باشد.
نتايج مطالعات بيانگر مشارکت نسبي مردم در برنامه ريزي و يا ساخت و ساز مي‌باشد. از کل خانوارهاي نمونه 5/54 درصد در اقدامات و يا فعاليتهاي جمعي روستا شرکت کرده اند. ضمن اينکه 5/1 درصد به سئوال مربوطه پاسخ نداده اند و 44 درصد پاسخگويان نيز گفته اند که در اقدامات جمعي روستا شرکت نداشته اند. عمده ترين فعاليتهايي که روستائيان در آنها مشارکت داشته اند، ساخت مسجد و توزيع کمکهاي مردمي به ترتيب با 5/12 و 9 درصد پاسخگويان بوده است. روند مشارکت مردم در برنامه ريزي و ساخت و ساز، از نظر پاسخگويان با نسبت 5/27 درصد خوب بوده است. 5/6 درصد خانوارها نيز اظهار داشته اند که اين روند بد و به کندي صورت گرفته است.
پيمايش آگاهي اجتماعي خانوارها همچنين نشان مي دهد که حدود 70 درصد خانوارها کماکان علاقه به مشارکت در امر مديريت حادثه دارند. از اين تعداد 5/32 درصد بسيار علاقمند هستند و تمام وقتشان را مي گذارند، اگر چه سرشان شلوغ باشد و 5/32 درصد اظهار داشته اند که علاقه دارند و در موقع بيکاري مي خواهند در اين مديريت شرکت داشته باشند. در رتبه هاي بعدي به ترتيب اين خانوارها قرار گرفته اند: خانوارهايي که علاقه دارند، ولي اين کار را برعهده مسئولين مي دانند با 5/10 درصد فراواني نسبي؛ خانوارهايي که نوع فعاليت را پيش شرط مشارکتشان در اين فعاليتها تعيين کرده اند و 12 درصد کل پاسخگويان را تشکيل مي‌دهند. از کل پاسخگويان تنها 5/1 درصد علاقه اي به شرکت در فعاليتهاي مديريت حادثه ندارند و بقيه نيز آن را وظيفه سرپرست خانوار مي پندارند.
بيشترين نسبت فعاليتهاي مورد علاقه ساکنين در امر مديريت حادثه عبارتند از:
 عضو شدن در گروههاي امداد با نسبت 6/26 درصد خانوارها جوامع نمونه؛
 گذراندن دوره‌هاي ويژه مديريت بلاياي طبيعي مخصوصا سيل و واريزه با نسبت 6/13 درصد خانوارها جوامع نمونه؛
 گذراندن دوره‌هاي آموزش تخليه محل با نسبت 9/11 درصد خانوارها جوامع نمونه؛
 عضو شدن در گروههاي مديريت حادثه در محل با نسبت 7/10 درصد خانوارها جوامع نمونه؛
 کنترل سطح آب رودخانه با نسبت 3/7 درصد خانوارها جوامع نمونه؛
 دريافت و پخش اطلاعات با نسبت 8/6 درصد خانوارها جوامع نمونه؛
 ارتقا سطح اطلاعات در مورد حادثه با نسبت 6/5 درصد خانوارها جوامع نمونه؛
 شرکت در اجتماعات مردمي با نسبت 5/4 درصد خانوارها جوامع نمونه؛
 تهيه نقشه خطر با نسبت 00/4 درصد خانوارها جوامع نمونه؛
• ميزان آمادگي مردم براي تغيير محل سکونت
بررسي ميزان آمادگي مردم براي تغيير محل سکونت خود نشان داد که، 53 درصد خانوارهاي نمونه با اين امر موافق، 19 درصد مخالف و 25 درصد ديگر نيز آمادگي مشروط داشته‌اند. بقيه افراد به سوال مربوط جواب نداده‌اند. علل مخالفت مردم مواردي همچون وابستگي به زمينهاي کشاورزي، وابستگيهاي شديد اقتصادي و عاطفي به محل زندگي فعلي، ترس از آوارگي، نداشتن شغل، بهتر بودن آب و هواي محل و عادت به محل  ذکر شده است.
 پيش شرطهاي اهالي براي تغيير محل سکونت نيز متنوع است و به اين موارد مي‌توان اشاره کرد: شرايط مساوي و دادن خانه با همين مشخصات ، دادن دام و زمين ، جبران خسارات وارده فعلي، تامين امنيت محل جديد، دوري از مسير رودخانه، تامين امکانات رفاهي و مالي، وجود منابع درآمدي، داشتن شرايط زيستي مناسب و دادن وسيله نقليه.
• مهمترين مشکلات خانوارها
مشکلات اصلي خانوارهاي آسيب پذير سيل در روستاهاي حوزه و پنج روستاي نمونه طرح، در بخشهاي مربوط به حادثه و مشکلات عمومي در جدول زير نشان داده شده است. مشکلات در پنج روستاي شديدا آسيب پذير تنگراه، لووه، ترجنلي، بش اويلي و دشت در قسمت آسيبهاي حادثه سيل، بسيار پررنگ و ملموس است، چون تمام روستاهاي مورد مطالعه واقع در حوزه آبريز مادر سو، به يکسان در معرض سيل و خطرات ناشي از آن قرار نگرفته‌اند. در قسمت مشکلات روستا، ديدگاه اعضاي شورا و خانوارها تا حدودي به هم نزديک است و اين نشان مي‌دهد که مشکلات موجود در روستاهاي منطقه کل اهالي را به يکسان تحت تاثير قرار مي‌دهد.
جدول اهم مشکلات روستا از ديدگاه خانوارهاي آسيب ديده در 5 روستاي نمونه طرح
مشکلات مربوط به حادثه مشکلات عمومي روستا
• نبود تجهيزات براي جمع‌آوري آب باران
• وضعيت نامساعد راه و دسترسي‌ها
• بازپرداخت وامهاي دريافتي از بانکها در رابطه با سيل
• وزش زياد باد
• از بين رفتن زمينهاي کشاورزي در اثر سيل
• فقدان نطارت خوب بر اجراي طرحها
• جاري شدن سيل پس از هر باران شديد
• تخريب آب‌بندها
• موعد زودرس پرداختهاي وام احداث مسکن
• بيمه نبودن خانوارها در برابر حوادث طبيعي و سيل
• نداشتن سد
• نداشتن امکانات دفاعي و امنيت در برابر سيل
• نبودن سيستم بيمه براي حوادث و بلاياي طبيعي • بيکاري بويژه در بين جوانان و نبود شغل مناسب
• نبود مرتع براي دامداري
• جدول‌کشي نامناسب روستاها
• کمبود زمين زراعي
• نبود سيستم گازرساني در بيشتر روستاها
• گراني ارزاق عمومي و کالاهاي ضرور خانوارها
• نبود مدارس در مقاطع بالاتر
• عدم امکانات ورزشي و فرهنگي
• نبود امکانات گرمايشي در زمستانهاي سخت منطقه
• نبود پل ارتباطي در برخي از روستاها
• گل آلود بودن آب
• نداشتن امکانات بهداشتي ضرور و کافي
• نداشتن وسيله نقليه عمومي
• نداشتن مسکن تعدادي از روستاييان
• آسفالت نبودن خيابانها
• تسطيح اراضي کشاورزي
• نبود مکاني براي گذران اوقات فراغت اهالي و جوانان
• پايين بودن سطح درآمد روستاييان

جدول اهم مشکلات روستا از ديدگاه رييس و اعضاي شوراهاي اسلامي در 30 روستاي محدوده طرح
مشکلات مربوط به حادثه مشکلات عمومي روستا
• نبود کانال و بند انحرافي
• بازپرداخت اقساط وامهاي دريافتي براي سيل
• از بين رفتن زمينهاي حاصلخيز در جريان سيل
• تخريب کانالهاي آبرساني
• نبود مکانهاي امن در برابر حادثه
• نبود سيستم اطلاع‌رساني درست
• نبود سيل بند براي کنترل سيل
• نبود ديواره بتوني براي رودخانه‌ها
• تهديد مستمر سيل و فقدان امنيت از اين جهت
• شيوع بيماريهاي واگيردار
• آب گرفتگي معابر روستاها
• پايين بودن سطح روستا به نسبت نواحي مجاور
• تخريب راههاي روستايي
• خسارات به محصولات کشاورزي
• تخريب نهرهاي آب‌رساني به اراضي کشاورزي • انجام طرح خروج دام ار جنگل
• نبود امکانات ورزشي و فرهنگي در روستاها
• نبود سيستم دفع فاضلاب و جمع‌آوري زباله
• نبود مدارس در مقاطع بالاتر
• سرويس رفت و آمد
• نبود امکانات براي ايجاد صنايع تبديلي
• نبود حمام عمومي و امکانات بهداشت عمومي روستاها
• مشکل آبرساني کشاورزي
• فقدان طرح هادي روستايي براي روستاها
• نبود زمين کافي براي گورستان روستا
• آب شرب غير بهداشتي
• نبود امکانات تفريحي و ورزشي براي جوانان
• تصرف زمينها توسط سازمان محيط زيست
• پايين بودن نرخ محصولات کشاورزي
• نئاشت تصوير تلويزيون در برخي از روستاها
• جدول‌کشي و آسفالت خيابانها
• نداشتن جاده ارتباطي
• اقدامات پيشنهادي مردم براي مواقع ضروري
به استناد نتايج همين پيمايش، موارد زير از سوي پاسخگويان روستاهاي نمونه به عنوان اقداماتي که بايد براي پيشگيري از وقوع سيل و واريزه ها در آينده انجام شود، مطرح گرديده است:
- ساخت سد براي جلوگيري از سيل؛
- کاشت درختان در بالادست؛
- ايجاد سيستم هشدار دهنده؛
- آموزش همگاني در مورد سيل و واريزه؛
- حفاظت از مراتع؛
- ساخت خاکريز و بندهاي انحرافي؛
- تسهيلات بانکي با سود کمتر؛
- راه اندازي گروههاي امداد داوطلب؛
- اصلاح و تدوين قوانين کاربري اراضي مناسب؛
- گروههاي امداد حرفه اي؛
- آموزش تخليه و انتقال به محل هاي امن؛
- پرداخت غرامت به آسيب ديدگان؛
- اسکان مجدد اهالي در اراضي مناسب.
بررسي مقايسه‌اي راهکارهاي پيشنهادي ساکنين روستاهاي نمونه با پيشنهادات مديران و معتمدين ساير روستاهاي واقع در حوزه مادرسو نشان مي‌دهد که ديدگاه خانوارها و شوراهاي اسلامي روستاها با نسبت بسيار بالايي مشابه هم هستند.
• سطح اعتماد مردم به ارگانهاي دولتي در قبول پيشنهادات
36 درصد روستائيان معتقد هستند که اگر در مورد ساخت تاسيسات و سازه هايي به مسئولين پيشنهاداتي بدهند، مسئولين هيچ کاري را انجام نخواهند داد. 5/25 درصد معتقدند که مسئولين کارهايي را انجام خواهند داد، ولي زمان آن طولاني خواهد بود. تنها 5/15 درصد پاسخگويان اظهار داشته اند که براي مقابله با سيل بعدي نبايد منتظر مسئولين باشند و بايد خود اقدامات لازم را انجام دهند. 5/10 درصد نيز معتقدند که مسئولين کارهايي را شروع کرده اند.




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
دیالکتیک (بخش اول )
چهارشنبه سوری از نگاه آتش نشانی (مهندس صادقی)
سـرمشق و جـامعه شناسى
بررسي تاثيرشغل برشخصيت افرادبويژه رفتارهاي ظاهري آنها
محبوب ترين ومقبول ترين الگوي فتاري
گروه علوم اجتماعی
http://www.fasleno.com





مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۲۶ آذر ۱۳۸۴
موضوع مرتبط :پژوهشهای کاربردی
تعداد بازدید :1969
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)