یکشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 50 - 17صفحه
واقعيتي به نام اميدواري اجتماعي
شنبه، ۱۹ آذر ۱۳۸۴
خبر سازان خبر ساز
[ مهدی علاقبند ]

سه شنبه گذشته شاهد سقوط هواپیمای دیگری بودیم که این دفعه حامل اصحاب رسانه کشور بودند که این اتفاق مانند سانحه های دیگر در نوع خود بی نظیر است
روزچهارشنبه  خبرگزاري رويترز با انتشار گزارشي آمار تلفات ناشي از سقوط هواپيما در ايران در طول بيست سال گذشته را 1368 نفر اعلام کرد.
در 3 نوامبر 1983 يک هرکولس Cـ130 هواپيماي حمل و نقل متعلق به ارتش در حاليکه سعي داشت در فرودگاه زاهدان فرود آيد، به يک کوه برخورد کرد و تمام 130 سرنشين آن به شهادت رسيدند. در 3 جولاي 1988 يک هواپيماي ايرباس Aـ300 بوسيله ناو جنگي آمريکايي در خليج فارس هدف قرار گرفت و تمام 290 سرنشين آن به شهادت رسيدند. در 8 فوريه 1993 يک هواپيماي چارتر ايراني متعلق به شرکت "ايرتور" با يک هواپيماي سوخوي نظامي تصادف کرد و تمام 132 سرنشين آنها و همچنين خلبان و کمک خلبان هواپيماي نظامي نيز به شهادت رسيدند. در 17 مارس 1994 يک هواپيماي هرکولس حمل و نقل A Cـ130 که حامل زنان و کودکان ايراني بود در منطقه مورد مناقشه آذربايجان و ارمنستان در ناگورنو قره باغ سقوط کرد و 19 تن مسافر و همچنين 13 سرنشين اين هواپيما به شهادت رسيدند. در 12 اکتبر 1994 يک هواپيماي فوکر Fـ28 شرکت آسمان به يک هواپيمائي که از اصفهان به سوي تهران پرواز مي کرد در نزديکي نطنز برخورد کرد و تمام 66 سرنشين آن کشته شدند. در 14 مارس 1997 يک هواپيماي نظامي ايراني با 80 سرنشين در کوه هائي در شمال شرق [مشهد] ايران سقوط و تمام مسافران و سرنشينان آن جان به جان آفرين تسليم کردند.
در 2 فوريه 2000 يک هواپيماي Cـ130 در هنگام برخاستن از زمين در تهران کنترل خود را از دست مي دهد و به يک هواپيماي A300 ايران برخورد کرد، هر دو هواپيما صدمه مي بيند و تمام 6 سرنشين Cـ130 دارفاني را وداع مي گويند. در 17 مي 2001 يک "ياک 40" روسي که حامل 29 نفر از جمله رحمان دادمان، وزير حمل نقل و ديگر مقامات ايران نيز بود در استان مازندران سقوط کرد و تمام سرنشينان آن کشته شدند. در 12 فوريه 2002 يک هواپيماي توپولوف 154 روسي به کوهي در نزديکي شهر خرم آباد برخورد کرد و تمام 119 سرنشين آن جان باختند. در 23 دسامبر 2002 يک آنتونوف 140 اوکرايني به کوهي در مرکز ايران برخورد کرد و 49 نفر از سرنشينان آن کشته شدند. اين گروه که از مقامات اوکرايني و روسي بودند براي افتتاح کارخانه هواپيما سازي در اصفهان عازم اين شهر بودند. در 19 فوريه 2003 يک ايلوشين 76 روسي که حامل 276 پرسنل سپاه بود در جنوب شرق ايران سقوط کرد و تمام سرنشينان آن جان باختند. در ژوئن سال 2003 يک هواپيماي در پي سقوط يک هواپيماي C ـ130 و 7 تن کشته شدند. 10 فوريه 2004 يک فوکر 50 متعلق به شرکت هواپيمايي "کيش اير" در هنگام فرود آمدن در شارجه به زمين برخورد کرد و 43 نفر از45 مسافران آن کشته شدند.6 دسامبر 2005 نيز هواپيماي نظامي Cـ130 در منطقه‌اي مسکوني در شهرک توحيد به ساختماني برخورد کرد و 128 نفر از سرنشينانش و ساکنان شهرک کشته شدند.
جالب است هرچه مشكلات و پلشتی است ما داریم در دنیا رکورد می زنیم . بیشترین معتاد در جهان ، بدترین شهر دنیا ، شاید در آینده نزدیک رکورد سقوط هواپیما . و چه پروازهایی که به زمین ننشستند و تا ابدیت در پروازند .
عمق فاجعه چنان است انسانهایی که با کسب تجربه از گذشتگات و درس گرفتن از اتفاقات دردناک می توانستيم شاهد این وقایع نباشیم ولی جنس تمام این وقایع یکی است و کجاست گوش شنوا و مرد عمل؟
چرا باید این صنعت مهم حمل و نقل کشور که می تواند سهم بسزایی در درآمد زایی برای کشور داشته باشد چوب سیاستهای خصمانه دو دولت را بخورد ؟ چرا باید این انسانها باشند که تاوان سیاست ستیزگرانه را با مرگ و سوختن پس بدهند ؟ آیا سیاست فقط ستیز است و منافع عده ایی در ستیز با دنیا می باشد ؟
هرچه است مشكل زمانه است زمانه ایی که دیگر انسان حکم سرنوشت و طبیعت را نمی توانند صادر کند این سرنوشت است که با قدرت تکنولوژی خود حکم این انسانها را صادر می کند .

جایگاه سازش و عقلانیت کی به سیاست های کلان کشور بر می گردد . تا ما دیگر شاهد چنین وقایع فجیعی نباشیم که مسئولان ما دیگر نگویند هواپیماهای ما و وسایل یدکی آنها فرسوده هستند و عمر استفاده آنها تمام شده است و دلیل اصلی این فرسودگی و عدم به روز کردن در تحریم های اقتصادی است .

پول را می توان در بدترین شرایط اقتصادی هم چاپ کرد  ولی آیا انسان را می توان به این راحتی که من و شما می شنویم می میرد و سوخته می شود تعلیم و تربيت داد و نبوغ او را برای پیشرفت جامعه آماده کرد که بتواند به جامعه خود خدمت کند بايد  چقدر زمان بودجه باید صرف کرد که چنین نیروهایی فکری و تجربی را به جامعه تحویل داد . تاوان این همه ندانم کاری را چه کسانی باید بدهند معلوم است مردم .
در هر صورت ما خلیل از این حرفها گفته ایم و شنیده ایم و در آینده خواهیم شنید و اگر این سخنان تاثير گذار بود ب ما شاهد این اتفاقات و فجایع دردناک نبوده ایم  باز هم در آینده شاهد پرواز هاي بی بازگشت خواهیم بود ............و شاهد توجیه های همیشگی .

به هر حال چه گوییم دلمان پر از خون است
روزها ، روزهای عجیبی است
روزهای غبار آلوده ایی است
حوصله خنده نداری
مات و مبهوتی که چه شده
خبر از پشت خبر می آید
چشمهات می سوزه ، ناخودآگاه اشک می ریزی
نمیدونی از بحران هوای تهران است یا خبرهای مرگ
خبر مرگ
خبر رفتن
خبر جاودانه شدن
خبر سوختن اصحاب خبر در یک ثانیه
خبر مرگ آقای ملون ( منوچهر نوذری )  در یک چشم بهم زدن
خبر مرگ بعدی چه خواهد بود
خبر ، کلمه ایی که این روزها ازش متنفریم
این روزها رسانه های ما شده اند کلاغ سیاه
خبر بد ، بد از بدتر
آنهایی که تا دیروز خبر می ساختند امروز خود خبر ساز شدند
خبرهای این روزها بوی سوختن ، نفرت و مرگ می دهد .




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
معرفي دانشكده رفاه اجتماعي – دانشگاه بركلي
هموفيلي چيست؟('گزارشی از انجمن هموفیلی ایران)
گزارش همایش دو روزه هفته نامه فصل نو "چهارشنبه سوری از گذشته تا حال"
چرا سایت هفته نامه فصل نو شش روز مختل بود؟
بازتاب همایش چهارشنبه سوری در دیگر رسانه ها
مهدی علاقبند






مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۱۹ آذر ۱۳۸۴
موضوع مرتبط :گزارش
تعداد بازدید :955
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)