یکشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 50 - 17صفحه
واقعيتي به نام اميدواري اجتماعي
شنبه، ۱۹ آذر ۱۳۸۴
يا فرار مغزها Brain-drain
[ عباس تیموری آسفیچی ]

معضل فرار مغزها يك معضل بسيار نگران كننده است .و داراي اثرات زيانبار و تاسف آور ، و متاسفانه در كشور هاي جهان سوم خصوصا ايران آمار مهاجرت نخبگان روز به روز در حال افزايش است.
فرار مغزها فرآيندي است كه بر محمل يك رابطه نامتعادل بين كشور هاي صنعتي پيشرفته و كشورهاي كمتر توسعه يافته جهان سوم شكل مي گيرد.و طي آن نيروي انساني پرورده و نخبه از كشورها كمتر توسعه يافته به كشورهاي صنعتي ثروتمند توسعه يافته تر منتقل مي شود.و نتيجه نهايي اين فرايند به سود خالص كشورهاي صنعتي و زيان خالص كشورهاي جهان سوم است.
اصطلاح فرار مغزها را براي نخستين بار انگليسي ها به كار بردند.فرار مغزها ريشه در روابط تاريخي آمريكا و انگلستان داشت.و بيانگر انگيزش مهندس ها و پزشكان انگليسي براي مهاجرت به آمريكا،با هدف كسب درآمد بيشتر و دستيابي به محيط كار مناسبتر در كوچ گاه بوده است.يادآوري مي كنم كه مفهوم اين واژه در بيشتر زبان هاي اروپايي گوياي معناي به سوي خود كشيدن و جذب مغزهاي پرورده است .در حالي كه معادل فارسي اين اصطلاح ،مفهوم فرار كردن و دفع را با خود دارد.و برخي از نويسندگان مصري با عبارت دزدي مغرها از آن نام مي برند.بنابراين با اين كه كوچ نيروي انساني ورزيده و پرورده از جايي به جاي ديگر واقعيت واحدي است.تحليل گران ساكن مناطق توسعه يافته و قدرتمند ،اين حركت را جذب به درون مرزهاي خود تلقي مي كنند.و صاحبنظران ساكن در كشورهاي موسوم به جهان سوم و كمتر توسعه يافته ،آن را نوعي دفع از اقامتگاه خود مي دانند.
پيشينه بحث در مورد فرار مغزها درمنابع و مراجع بين المللي به دهه 1960 مي رسد كه نخست به طور موردي مفاله هايي درنشريات علمي انتشاريافت ..نخستين گردهمايي بين المللي در اين باره در سال 1967 به وسيله مركز پژوهشهاي ارويائيان و كميسيون مشورتي ايالات متحده درباره امور آموزشي و اجتماعي بين المللي در لوزان سوئيس برگزار شد.در اين كنفرانس كه دانشمندان و صاحب نظران ده كشور از سراسر جهان شركت داشتند ،به موضوع فرار مغزها زير عنوان ‹‹ فرار ماده خاكستري›› به بحث كشيده شد.و به صدور اعلاميه اي انجاميد.كه شامل ديدگاههاي كنفرانس در هشت ماده بود. از آن پس فرار مغزها مورد توجه بيشتر سازمان ملل قرار گرفت و به صورت يك موضوع عمده مورد بررسي قرار گرفت.در سال 1968 كنفرانسي به سرپرستي يونسكو و موسسه كارآموزي و پژوهش سازمان ملل متحد ترتيب داده شد كه نمايندگان عضو سازمان ملل در آن شركت داشتند.در اين كنفرانس درباره راه هاي جلوگيري از فرار مغزها بحث شد.
در ايران از دهه 1960 ميلادي مطابق با دهه 1340 هجري شمسي ،مطالعه در باره اين موضوع آغاز گرديد.
در ايران دو عامل عمده را كه مى توان از جمله عوامل فرار مغزها نام برد عبارتند از : الف- عوامل خارجى: كه مى توان به توسعه فناورى، مهيا بودن ابزار تحقيق و پژوهش در كشورها، عدم تعادل نيروى انسانى و... اشاره كرد. ب- عوامل داخلى: اين عامل به عنوان پديده اصلى فرار مغزها است كه خود شامل چند دسته همچون موارد زير است: 1- مسائل و مشكلات فرهنگى و آموزشى 2 - فقدان توسعه سياسى 3 - فساد ادارى و سوءمديريت 4- فقدان توسعه اقتصادى
و به عامل ديگري كه مي توان اشاره كرد بي توجهي مسئولا ن كشور به افراد نخبه و مدال آورمي باشد.به عنوان مثال مي توان اشاره كرد به توجهي كه مسئولان به امر ورزش و ورزشكاران دارند .اگر اين توجه به افراد علمي كشور نيز مي شد شايد فرار مغزها كمتر مي شد.همانگونه كه شاهد هستيد .وقتي يك ورزشكار در صحنه جهاني مدال مي آورد به او جوايز ميليوني ، خانه و امكانات ،مي دهند . مراسم هاي انچناني مي گيرند.در حالي كه وقتي يك دانشجو يا دانش آموز در صحنه جهاني مدال مي آورد تنها با دادن چند سكه از او تشكر مي كنند .و ديگر اين شخص به فراموشي سپرده مي شود.درست است كه برخي از افراد مي گويند ورزشكار همه به نوبه خود نخبه ورزشي است .اما اين ورزشكار فقط چند صباحي مي تواند در عرصه بدرخشد ودر حالي كه اگر به يك شخصيت علمي توجه بيشتر شود تا پايان عمر خود در راه علم تلاش مي كند و روز به روز اختراعات و كشفيات جديد از خود به جاي ميگذارد.و ديگران در آينده نيز استفاده خواهند كرد.همانند خدمات ابن سينا و رازي و ساير دانشمندان كه هر روز ار آنها به نيكي ياد مي شود.و اكثر كشفيات امروزي برگرفته از دانش آنهاست.
شايان ذكر است .تجليل از نخبگان هر فني لازم و مورد نياز است .پس چه بهتر به نخبگان علمي و فني توجه بيشتر شود.تا راه مهاجرت را در پيش نگيرند
يكى ديگر از عوامل فرار مغزها در كشور، توجه به مسائل مادى در مقايسه با ساير مسائل است كه انسان ها و افراد را فراموش كنيم و تصور مى كنيم هركس ماشين و ابزارآلات فناورى در اختيار داشت خوشبخت است، در حالى كه به عكس، هرچه پيشرفته تر باشد بايد نقش عوامل انسانى در آن مهم تر، برجسته تر و بيشتر باشد، مثلاً نقش انسان در ژاپن 80درصد است ولى نقش انسان در كشور ما كمرنگ است به طورى كه بيشترين دغدغه كشور ما خارج نكردن ارز از كشور است. در حالى كه ما هيچ توجهى به فرار مغزها نداريم به نظر مى رسد همين تغيير نگرش نسبت به افراد انسانى و توسعه انسانى در فرايند توسعه، عامل مهمى در كاهش پديده فرار مغزها است. با يك نگاه اجمالى به آمار و ارقام مربوط به پديده فرار مغزها، پيامدهاى بسيار ناگوار آن غيرقابل تصور مى نمايد از يكسو كشورهاى صنعتى و به اصطلاح مقصد قرار دارند كه عامل مهم در جذب نخبگان كشورها به شمار مى روند و منبع مهمى براى جذب نخبگان، از سوى ديگر كشورهاى مبدأ و جهان سوم قرار دارند كه همه سرمايه و هستى خود را تقديم بيگانگان مى كنند با نگاهى به آمار و ارقام اين معضل بيشتر آشكار مى شود در حال حاضر بيش از 150 هزار نفر مهندس و پزشك ايرانى در آمريكا زندگى مى كنند و تمام ورودى هاى با رتبه دو رقمى كنكور سراسرى دانشگاه هاى كشور، هرسال از بهترين دانشگاه هاى جهان دعوتنامه دريافت مى كنند و قريب نود نفر از 135 دانش آموزى كه در چند سال اخير در المپيادهاى علمى صاحب مقام شده اند در يكى از بهترين دانشگاه هاى آمريكا به تحصيل مشغول هستند. براساس سرشمارى 1990 آمريكا قريب 220 هزار نفر خود را ايرانى تبار معرفى كرده اند كه 77درصد آنان داراى تحصيلات دانشگاهى هستند. براساس آمار ارائه شده تنها 1826 ايرانى عضو هيات علمى تمام وقت و رسمى در دانشگاه هاى آمريكا و كانادا به تدريس مشغول هستند كه به احتساب استادان نيمه وقت به حدود 5 هزار نفر مى رسند در حالى كه در سال 73 تعداد استادان و دانشياران شاغل در ايران 1500 نفر بوده كه در سال 1375 به 220 نفر رسيده و تعداد استادياران نيز 6 هزار نفر بوده است. زيان كشور ما از صادرات مغز، بالغ بر 38 ميليارد دلار برآورد شده در حالى كه درآمد ساليانه كشور از محل صادرات نفت قريب 12 ميليارد دلار اعلام شده است.
بر اساس يك سري آمار و ارقام رسمي قريب 3 ميليون نفر از ايرانيان به صورت مهاجر در 20 كشور مهم جهان پراكنده اند كه به ترتيب در آمريكا، كانادا، انگليس، آلمان، فرانسه، سوئد، استراليا، اتريش، ايتاليا، يونان، بلژيك، نروژ و ... سكونت دارند. همچنين در خصوص وضعيت اقتصادى مهاجران خارجى، به ويژه ايرانيان مقيم آمريكا آمده است آخرين آمارى كه اداره آمار آمريكا در سرشمارى 10 سال پيش ارائه داده نشان مى دهد كه 46 درصد مهاجران خارجى ايرانى داراى مدرك ليسانس و بالاتر هستند و 32 درصد در رده هاى بالاى علمى و حرفه اى و 22 درصد صاحبان شركت هاى بزرگ تجارى، كارخانه هاى صنعتى، بيمارستان و ورزشگاه هستند و ميانگين درآمد مهاجران ايرانى 55 هزار دلار و ميانگين درآمد شهروندان آمريكا 35 هزار دلار است است.
هر چند تاكنون را حل اساسي جهت جلوگيري از فرار مغزها ارائه نشده اما برخي از كارشناسان را حلهايي را ارائه داده اند كه عبارتند:
اولين راه حل جلوگيري از خروج نخبگان و تحصيلكردگان است كه در برخي كشورها اجرا شده و روش شكست خورده اي است.
دومين راه«راه جبران» است
راه حل ديگري كه ارائه شده اين است كه محل زندگي افراد نخبه از نظر مكاني اهميت ندارد بلكه بايد از تخصص، مهارت و سرمايه آنها استفاده كرد كه مي تواند در ايران به كار گرفته شود. وجود انجمنهاي دانشجويي، گروههاي تحصيلكرده داخل و خارج، برپايي سمينارها در دستيابي به اين هدف بسيار موثر خواهد بود
سومين راه حل «راه بازگشتي» است. بدان معنا كه شرايط مادي را به گونه اي فراهم كنيم تا افرادي كه رفته اند برگردند. اين راه حل در كره جنوبي به كار گرفته شده و تاكنون موفق بوده است. البته بايد توجه داشت كه اين افراد هم تا زماني در كشور باقي مي مانند كه شرايط مادي و حمايتي داخلي مشابه يا بهتر از خارج باشد.
جذب پيشگيرانه راه حل كارآمد ديگري است كه هدف آن درگير كردن نخبگان در مقوله توسعه و خارج كردن آنها از وضعيتي است كه آنها خود را قربانيان توسعه نيافتگي تلقي نكنند بلكه توسعه نيافتگي را مشكل خود فرض كنند و در سخت ترين شرايط بمانند و كار كنند.
نظر شما در مورد جلوگيري از فرار نخبگان چيست؟؟؟؟؟



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
گزارش تحولات اجتماعی سال 2005
عاملین مدرنیته در ایران
ایران و مدرنیته
ما و مدرنیزم
جامعه شناسي و کنترل اجتماعي
عباس تيموري آسفيچي






مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۱۹ آذر ۱۳۸۴
موضوع مرتبط :توسعه و برنامه ریزی اجتماعی
تعداد بازدید :5241
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)