یکشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 50 - 17صفحه
واقعيتي به نام اميدواري اجتماعي
[ مریم آقازاده ]


می توانستی خطوط روی چهره تکیده و حلقه کبود زیر چشمانش را با نوک انگشت دنبال کنی. خطوطی عمیق و تیره که هرکدام شاید نشان از دردی داشتند. لبهای خشک و تشنه اش را روی هم می فشرد.
دستهایش را که بالا گرفته بود، روی رگهای برجسته و کبودرنگش که با زشتی خودنمایی می کردند می شد جای بی رحم سوزن ها را دید.
جثة پسرکی ده، دوازده ساله داشت. گرچه سن و سالش گم شده بود میان آن همه تیرگی و خطوط عمیق و نگاهش، سرد و دور انگار که از من می گذشت . . .
چشمان خشک من اما اشکی نداشت تا برایش بریزد.
عکس را برگرداندم:
انجمن حمایت از بیماران ایدزی




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
پرده اول: پیش از جلسه تحریریه یک نشریه مذکور
مسافر(داستان کوتاه)
دیوار(داستان کوتاه)
کجای دنيا وايسادی!!!!!!!
سایکی و کیوپید ـ قسمت سوم
مريم آقازاده






مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۱۲ آذر ۱۳۸۴
موضوع مرتبط :داستان کوتاه
تعداد بازدید :1296
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)