1. خارجي – رودخانه – روز
در مسير رودخانه اي از شمال به جنوب ، آب به شدت جريان دارد. درمسير آب، در ميانه رودخانه ، سنگي بزرگ قرار دارد كه به تنه درختي خشك تكيه كرده است. انتهاي تنه درخت به كنار رودخانه رسيده و در ميان خاك كناره فرو رفته است. آب به سنگ بزرگ برخورد كرده به دو شاخه تقسيم شده و از كنار سنگ فرو
مي ريزد و به سمت پايين دست رودخانه مي رود.
2. خارجي – پايين دست رودخانه – روز
در قسمت پايين رودخانه، جايي كه آب در بستري كم شيب، آرامتر جريان دارد در كناره رودخانه بركه اي نسبتا بزرگ تشكيل شده كه تعداد زيادي ماهي قرمز رودخانه اي در آن زندگي مي كنند. حركت ارام ماهيان در آب گوياي آرامش است. پرش آرام يك ماهي در سطح آب، تصوير منعكس شده گربه اي را كه روي صخره اي مشرف بر بركه با ولع به حركت ماهيان چشم دوخته است، در هم مي ريزد.
3. خارجي- كناره پايين دست رودخانه- روز
چند گربه با پرخاش و سرو صداي زياد به سرو روي يكديگر مي زنند و دو گربه ناراحت و عصباني به دنبال هم مي دوند. حركت عصبي گربه ها گوياي گرسنگي آنهاست. هر چند دقيقه از بالاي صخره مشرف بر بركه به ارامش ماهيان مي نگرند . عمق آب بركه و ارتفاع صخره مانع از پريدن گربه ها به درون آب مي شود.
4. خارجي- كناره پايين دست رودخانه – روز
چند كوه نورد با لوازم و لباس كوهنوردي از قسمت پايين رودخانه به قسمت بالاي رودخانه در حركتند. با سر خوشي مي گويند و مي خندند. تصوير وارونه ايشان درآب بركه منعكس شده است. گربه ها با ديدن كوهنوردان پشت بوته ها پنهان مي شوند و چشم به پاهاي در حركت ايشان مي دوزند. يكي از كوهنوردان تكه اي نان براي آنان پرتاب مي كند، گربه ها از پشت بوته ها بيرون آمده و با لوس بازي خود را به پاهاي كوهنوردان مي مالند.
5. خارجي – قسمت بالاي رودخانه – روز
كنار تنه درخت خشكي كه بر روي رودخانه افتاده، محوطه اي صاف و هموار است. كوهنوردان تصميم مي گيرند كه در آن محوطه چادر بزنند . بار و بنه را بر زمين مي گذارند و دو نفر مشغول به چادر زدن مي شوند، ديگري اجاقي با سنگ براي افروختن آتش مي سازد و ديگري خس و خاشاك و چوبهاي پراكنده را براي اجاق جمع
مي كند.
6. خارجي – كناره بالادست رودخانه – روز
آفتاب در حال غروب است. كوهنوردان در حال اتمام بر پايي چادر هستند . يكي چوبهاي درون اجاق را آتش
مي زند و ديگري با قابلمه اي در دست به سمت اجاق آمده و قابلمه را در كنار آتش بر روي سنگ مي گذارد. آنكه آتش را روشن كرده به طرف اثاثيه رفته، تبري بر مي دارد و به سمت تنه درخت خشك افتاده مي رود.
7. خارجي – كناره پايين دست رودخانه – روز
بر روي صخره مشرف بر بركه گربه اي نشسته و به ماهي قرمز درشتي در آب نگاه مي كند كه با سرخوشي به اين طرف و آن طرف مي رود. سرخي رنگ ماهي تمامي چشم گربه را پر مي كند.
گربه به بالا دست رودخانه نگاه مي كند و سرخي آتش به جاي سرخي ماهي تمام چشمش را پر مي كند، آتش در چشمان گربه زبانه مي كشد.
8.خارجي – بالا دست رودخانه – روز
چادر بر پا شده و يكي از كوهنوردان با نوك كلنگ دور تا دور چادر را خندق مي كند و يكي ديگر با ظرفي، اب از رودخانه بر مي دارد و به طرف چادر مي رود. آنكه تبر به دست دارد با قدرت ضربه مي زند و با هر ضربه مقداري چوب تنه درخت خرد مي شود. آنكه آب برداشته به كنار چادر مي رود و آب را درون خندق مي ريزد. آب در خندق، ابتدا بالا آمده و سپس در خاك فرو مي رود، در اين هنگام آخرين ضربه تبر نيز فرود مي آيد و تنه درخت از ميان به دو نيم مي شود.
9. خارجي – كناره بالا دست رودخانه – روز
قطع تنه درخت باعث مي شود كه سنگ بزرگ در آب بلغزد . آب به زير سنگ نفوذ مي كند و اين باعث حركت بيشتر سنگ مي شود. با لغزش سنگ كوهنوردان به كنار آب آمده و به سنگ نگاه مي كنند. آب گل آلود مي شود. ناگهان سنگ شروع به غلتيدن مي كند و با صداي مهيبي شروع به پايين رفتن مي كند . كوه نوردان از بالا به غلتيدن سنگ نگاه مي كنند.
10. خارجي – كناره پايين دست رودخانه – روز
آب كف آلوده و گل آلود رودخانه با فشار، سنگ به حركت درآمده را، به پايين مي آورد. گربه ها از روي صخره مشرف به بركه، از پايين به حركت سنگ بزرگ خيره شده اند. سنگ با صداي مهيب خود به پايين مي غلتد. گربه ها از ترس صداي سنگ به پشت بوته ها فرار مي كنند.
سنگ، گارامب، گارامب، و گاگارامب به بركه ماهيان پرتاب مي شود و درون آب فرو مي رود. هنگام فرو رفتن سنگ در بركه، مقدار زيادي آب همراه با ماهيان از بركه به بيرون پرتاب مي شود. كوهنوردي كه تبر به دست دارد، بر روي سينه صليب مي كشد.
11. خارجي- كناره پايين دست رودخانه – روز
ماهيان به بيروت پرتاب شده بركه بر روي سنگها و چمنهاي حاشيه رودخانه ريخته اند. صداي شلپ شلپ ماهيان بر روي زمين، توجه گربه ها را كه از ترس صداي مهيب حركت سنگ به پشت بوته ها گريخته بودند، جلب مي كند، با هجوم گربه ها به ماهيان، نور روز نيز آخرين رمق خود را از دست مي دهد و شب از راه
مي رسد. كوهنوردان چوبهاي تنه خشك درخت را توي اجاق ريخته اند و آتش بزرگي بر پا كرده اند و دور آن نشسته اند . آتش زبانه مي كشد و تنها صدايي كه مي آيد ، صداي ملچ ملچ گربه هاست.

