یکشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 50 - 17صفحه
واقعيتي به نام اميدواري اجتماعي
[ محمد حسینی ]

در نخستين سالهاي دهه نخست سده  دهم هجري، كودكي سيزده ساله به نام اسماعيل در ايران ، در طلب تاج و تخت پادشاهي برآمد و  يكسال بعد  ، تاج شاهي بر سر نهاد كه خود  وسلسله شاهان بعداز او به مدت 242 سال پادشاهي كردند.
صفويان نام خود را از جد خانواده خود شيخ صفي الدين گرفته اند. صفي الدين از مشايخ صوفيه بود كه سلسله نسب خود را به امام هفتم و از آن طريق به علي، پسرعم وداماد پيامبر اسلام مي رساند.
شيوخ مقدس مآب در طي چند سده هرج و مرج سياسي و اجتماعي پس از حمله مغول به ايران، در فقدان يك مذهب فراگير، توانسته بودند براي خود مريداني فراهم آورند كه كوركورانه از آنها اطاعت كنند.
 يكي از اين شيوخ، شيخ زاهد گيلاني بود كه به عنوان مرشد شيخ صفي الدين در تحولات روحي و فكري بعدي او فوق العاده موثر واقع شد. صفي الدين با آگاهي  از وضعيت شيخ زاهد و رابطه او با مريدان، دختر مرشد خود بي بي فاطمه را به زني گرفت و پس از مرگ شيخ به جاي او نشست و آنچنان شهرتي به دست آورد كه از دربار  ايلخاني هر سال در روز ميلاد پيغمبر مقداري دوشاب، روغن، گوسفند، قند، عسل ومحصولات ديگر به خانقاه او وقف مي شد و از دربار عثماني هر ساله هداياي بسيارو كيسه هاي مالامال از پول (پول چراغ) به اردبيل فرستاده مي شد. و اين جريان  بعدها در زمان پسرش صدرالدين و نوه اش سلطان خواجه علي  همچنان ادامه داشت. تعداد زايران هر ساله بيشتر مي شد و اين وضع  هنگامي به اوج رسيد كه تيمور لنگ در بازگشت از جنگ با سلطان عثماني در اردبيل به زاويه خواجه علي رفت  و ملاقات با اين زاهد گوشه نشين چنان تاثيري در تيمور كرد كه فورا دستور داد اردبيل و كليه دهات و قصبات و اراضي متعلق به آن به عنوان وقف به خاندان صفوي منتقل گردد  و خانقاه او حتي براي خطرناك ترين جنايتكاران، بست باشدو تعداد سي هزار اسير را كه از عثماني به همراه آورده بود به خواجه علي بخشيد و او آنها را آزاد كرد و پس از آزادي اكثرا به كثرت طرفداران سلسله صفويه پيوستند .به اين ترتيب پيوند سببي با شيخ زاهد گيلاني شيخ صفي و اسلافش را در راس دستگاهي با مريداني جان نثار قرار داد كه به تاسيس سلسله پادشاهي صفويه در ايران انجاميد.
در هنگامي كه سرزمين ايران به سبب يورشهاي خونبار تيمور لنگ رو به ويراني گذاشت و به سبب جنگهاي مداوم شهرها مخروبه شده و مردم دچار نابساماني وضعيت بودند، دو خاندان تركمن يكي آق قويونلو و ديگري قره قويونلو طي لشگركشي هاي مغول از حدود خوارزم و درياچه آرال به آسياي غربي آمده و در ناحيه ديار بكر و درياچه وان سكونت گزيدند و شروع به تصرف سرزمينهاي متصرفي جانشينان ناتوان تيمور كرده و بساط حكومت خود را مي گسترانيدند.
امراي قره قويونلو (صاحبان گوسفند سياه) فرزندان شخصي به نام قرايوسف بودند كه پس از شنيدن خبر مرگ تيمور به آذربايجان آمده و بر آن مسلط شدند. قره قويونلوها شيعه مذهب بودند.
امراي آق قويونلو (صاحبان گوسفند سفيد) نيز كه سني بودند در ناحيه ديار بكر (شمال عراق) سكنا گزيدند. موسس سلسله آق قويونلو اوزون حسن (حسن قد بلند) بود كه مادر وي يكي از شاهزاده خانمهاي عيسوي و دختر امپراتور طرابوزان كاليو آنس بود. حسن خود با برادرزاده آن امپراتور كه كاترينا نام داشت ازدواج كرد و صاحب يك پسر و دو دختر شد كه يكي از اين دخترها را كه مارتا نام داشت به عقد شيخ حيدر صفوي درآورد و اين مارتا مادر شاه اسماعيل صفوي و دو پسر ديگر است كه نوه هاي دختري اوزون حسن محسوب شده و با وجود هزاران پير و مريد در اطراف آذربايجان وقفقاز و آسياي صغير خطري بالقوه براي نوه هاي پسري اوزون حسن به نامهاي سلطان مراد و الوند ميرزا در تصاحب قدرت بودند.
 

شجره نامه صفويان

شيخ صفي الدين اردبيلي (735-650هـ)

شيخ صدر الدين (794-735هـ)

سلطان خواجه علي (832-794هـ)

شيخ ابراهيم (شيخ شاه) (850-832 هـ)   كاليو آنس (امپراطور طرابوزان)

(اهل تشيع) شيخ جنيد=خديجه بيگم(862-851هـ)   اوزون حسن (اهل تسنن)=كاترينا(مسيحي)


   شيخ حيدر (اهل تشيع)= مارتا (مسيحي)


 ابراهيم    شاه اسماعيل صفوي    سلطان علي


              (باني ترويج شيعه در ايران)
 
همانطور كه مشخص است، شاه اسماعيل صفوي به عنوان موسس سلسله  صفوي از تبار مادري ، نسب از امپراطور طرابوزان  و اوزون حسن آق قويونلو دارد و از تبار پدري، نسب از شيوخ صفوي و با تلفيق آموزه هاي طريقت و سياست موفق به تاسيس سلسله پادشاهي مي گردد.
اما چگونه انتقال از طريقت درويشي شيوخ صفويه به حكومت دنيوي به دست روحانيون عملي شده است؟
تعاليم طريقت همواره مبتني بر جدايي كامل بين حقوق و مطالبات روحاني و دنيوي بوده است. در اوايش همواره با پوشيدن لباسهاي ژنده و روزه داري و گوشه گيري  به دنيا و لذتهاي آن دهن كجي كرده اند. شيوخ صفوي نيز همواره بر اين امر تاكيد داشته و دستگاه روحاني خود را بر اين اساس سازماندهي كرده بودند
مريدان نه به اجبار، بلكه در كمال رضايت خاطر در راه هدف شيخ و مراد خود، حاضر به فداي جان خود بودند.
 اين موضوع ادامه داشت تا نسل پنجم شيخ صفوي ، يعني شيخ جنيد فرزند  شيخ شاه، او كه پيشوا و مرشد مقتدر جماعتي از درويشان  مومن وسرسپرده بود، مدعي حكومت  و رياست دنيوي شد. البته روابط شيوخ  اردبيل با قدرتهاي دنيوي زمان خودشان ، تازه از عهد شيخ جنيد (864-851 هـ)  شروع نشده است، اما اين روابط همواره، بنيان بر جدايي كامل بين حقوق و مطالبات روحاني و دنياي داشته است.

شيخ جنيد: مرشد و پير طريقت
 شيخ جنيدمردي ناراحت وبي آرام و قرار بود. او تعاليم مخفي و سري طريقت را كه از زمان خواجه علي رنگ شيعه به خود گرفته بود، تغيير داد و  تكميل كرد و اين تكامل را در جهت طرح نقشه هايي براي بدست اوردن قدرت حكومتي انجام داد و مريدان سرسپرده با ايمان را گرد خود جمع كرد.
تجمع تعداد زياد صوفيان و پيروان كه با كليه افراد خانواده و دارايي خود در اردبيل به گرد شيخ زندگي مي كردند، باعث سوء ظن جهانشاه قره قويونلو گرديد  و با فشاراو شيخ جنيد مجبور به ترك اردبيل  و سفري دراز در آناطولي، سوريه و قره مان و طرابوزان و در نهايت ديار بكر، مقر اوزون حسن شد.
نكته بسيار مهم اينجاست كه شيخ جنيد نزد فرمانرواي قره قونيلو كه شيعه متعصبي بود و سرزمينش از آناطولي تا خراسان را شامل مي شد، نرفت، بلكه نزد اوزون حسن  رئيس قوم چادرنشيني كه سني مذهب بود و بيش از پنج هزار تن نيرو نداشت رفت و با حدود پنج هزار نفر مريدان خود ، سه سال را نزد اين مرد گذراند و براي جلب مريدان بيشتر ، خليفگاني به نواحي ديگر فرستاد.
يكسال پس از ملاقات جنيد با اوزون حسن، نماينده اي از طرف پادشاه طرابوزان كاليو آنس بر اوزون حسن وارد شد تا همكاري او را در مقابل خطرات احتمالي دولت عثماني به خود جلب كندع زيرا از طرف آناطولي كه امرايش از مدتها قبل از اتباع عثماني ها بودند، مايوس بود و از حكومت ايران يعني جهانشاه قراقويونلو كه در فكر تسخير ناحيه دور افتاده خراسان بود، نيز چشم اميدي نداشت، از اين روي تنها قدرت اوزون حسن بود كه
مي توانست پشتوانه قدرت طرابوزان باشد.
اوزون حسن پس از مشاهده ضعف و ناتواني طرابوزان به شرط اينكه دختر كاليوآنس به عقد او درآيد وايالت آناطولي كاپادوكيه را به عنوان جهاز به او بدهند، موافقت كرد تا به پادشاه طرابوزان در مقابل عثماني ها ياري رساند.

سال سرنوشت ساز
 با اينكه پادشاه طرابوزان، دل خوشي از ازدواج  دخترش كاترينا با اوزون حسن نداشت اما ... به شرط آنكه بر كيش نصارا باقي ماند و كشيشاني براي اجراي مراسم مذهبي ، به خدمت او گمارد.. قبول كرد و اين واقعه در سال 1458  ميلادي و يا 862 هجري قمري اتفاق افتاده است.
از سوي ديگر اقامت چند ساله  شيخ جنيد در دربار اوزون حسن در سال 862 هجري به وصلت شيخ و خواهر اوزون حسن به نام خديجه بيگم انجاميد.
در سالهاي بعد اوزون حسن از كاترينا داراي يك پسر و سه دختر شد، از اين دختران، نام نخستين مارتا بود كه همسر شيخ حيدر پدر اسماعيل صوفي (سردودمان پادشاهان صفوي) شد. و از نام او پيداست كه به كيش مادر خود باقي بوده است.
به اين ترتيب سال 862 هجري قمري  باعقد كاترين براي اوزون حسن و خديجه بيگم براي شيخ جنيد، باعث  افزايش قدرت فرمانده آق قويونلو و جايگاه او به عنوان نقطه اتكاي واقعي مثلث طرابوزان – گرجستان – ميانرودان شد كه اين خود بستري براي رشد و نمو خاندان صفوي و قبضه قدرت توسط شاه اسماعيل صفوي در سال 905 هجري قمري گرديد.

شیخ جنید صفوی ----  خدیجه بیگم ----- اوزون حسن ------ کاترینا ----- کالیو آنس  

                                                 شیخ حیدر صفوی --------------- مارتا

                                                               شاه اسماعیل صفوی


وصلت به عنوان يك مبادله :
 قبل از ورود به بحث وصلت، توجه به اين نكته ضروري است كه :
تمام موجودات زنده (چه حيواني و چه گياهي و چه انساني) در جريان تكامل زيستي خود براي دو كار برنامه ريزي شده اند:
1. رشد و گسترش
2. تكثير نسل
 موجود انساني همچون موجودات ديگر با خلق كودك و انجام هنر و ساختن و تغيير جهان اطراف خويش، خود را گسترش داده و با انجام اين هردو كار، به تعادل مي رسد. انسان به عنوان يك منبع در رابطه با ديگران و ديگران به عنوان منبع براي او در تعامل اجتماعي به خاطر رسيدن به تعادل، احتياج به منابع در دسترس يكديگر دارند، بنابراين انسانها براي بدست اوردن منابع تحت كنترل يكديگر و رسيدن به تعادل (همان اصل رشد و گسترش) احتياج به مبادله دارند و روابط و تعامل اجتماعي ما بين خود را بر مبناي مبادله، در طي تاريخ سازماندهي كرده اند
در اين رابطه دستگاه خويشاوندي (يا نسب) و دستگاه وصلت( يا سبب) دو نوع منطق سازماني به هم وابسته و رابطه آنها با يكديگر از بنيادهاي اصلي دستگاه اجتماعي كلي هر اجتماع است و در حقيقت اين تبادل است كه به مثابه مبناي اصلي و مشترك كليه وجوه وصلت ظاهر مي شود.


قانون غريزه :
 كار اصلي وصلت (و نه ازدواج كه معناي برابري زن و مرد را تداعي مي نمايد) ان است كه دو خاندان و يا دو دودمان يا دو خانواده را كه با هم رابطه اي ندارند،  به يكديگر مربوط كند. در اين ارتباط متقابل سه جزء جدايي ناپذير دادن، گرفتن وبازگردان قابل تشخيص است. وجوه شيربها و مهرو جهيزيه در اين مورد گوياست و آنچه در اين ميان مركز مبادله است، زن است.
در وصلتهاي سال 862 هجري قمري اين قانون در مورد زنان (خديجه و كاترينا) اعمال شده و اين دو تن ارتباط و بستگي سه دودمان (صفوي، آق قويونلو و پادشاهي طرابوزان) را تامين كرده اند . اين زنان خود پيوند اجتماعيند كه سه دودمان متفاوت رادر جامعه اي (يا اتحاديه اي) واحد گردآورده اند و در مبادلات سياسي و اقتصادي كه ميان سران مرد سه دودمان اتفاق افتاده، زنان خود موضوع  مبادله بوده اند.
پاسخ به اين پرسش كه چگونه شيخ جنيد سياسي و مذهبي و شيعه مسلك از جامعه عشيره اي صفويه، خديجه بيگم را از جامعه عشيره اي و سني مذهب آق قويونلو به زني مي گيرد و اوزون حسن سني مذهب از جامعه عشايري آق قويونلو كاتريناي مسيحي، از جامعه شهري- كشاورزي طرابوزان را به زني مي گيرد، چندان مشكل نيست. توجه به ساختار اجتماعي جوامع مرد سالار شيوخ صفويه در اردبيل و مرد سالار آق قويونلو نشان مي دهد كه :
وقتي شيخ جنيد با خديجه بيگم وصلت مي كند، فرزندان ايشان متعلق به دودمان شيخ جنيد خواهند بود ، زيرا سازماندهي دستگاه خويشاوندي (يا نسب) بر پايه مرد سالاري است. به همين ترتيب فرزندان اوزون حسن از كاترينا نيز متعلق به دودمان آق يونلو است كه روند تاريخي زندگي دودمانهاي مذكور و بررسي شجره نامه اي آنان كه بر پايه تبار مردانه است اين را نشان مي دهد.
بر اين اساس هنگامي كه پادشاه طرابوزان احساس ضعف قدرت د ر مقابل دشمني مانند عثماني دارد، دخترش را به اوزون حسن مي دهد و اجازه اعمال قانون مذكور را به وي مي دهد و به جاي مهر و همچنين شيربها پشتيباني سياسي – نظامي او را به دست مي آورد و اوزون حسن نيز براي تقويت موضع خويش، خواهرش (خديجه بيگم) را براي اعمال قانون فوق به شيخ جنيد مي دهد در اين رابطه غريزه، نمود فرهنگي پيدا نموده است. در جوامع پدر تبار، قانون غريزه، بسيار مهم و در رابطه تنگاتنگ با مهريه يا صداق است. ماده 1080 قانون مدني ايران كه مستخرج از شرع مذهب تشيع است و به وسيله دودمان صفوي در ايران به صورت مذهب فراگير درآمده مي گويد:
تعيين مقدار مهر، منوط به تراضي طرفين است.
و اين تراضي بين مرد خواستگار و دختر نيست، بلكه بين مرد و پدردختر است، چون پدر حق ولايت بردختر خود دارد و تنها امري كه موجب سقوط ولايت پدر بر دختر مي شود ازاله بكارت اوست.
مطابق با راي وحدت رويه شماره يك هيات عمومي ديوانعالي كشور كه مطابق با شرع مذهب تشيع و مستخرج از آن است، دخول مطلقا (شرعي باشد يا غيرمشروع) سبب سقوط ولايت پدر مي باشد...
 و اين در خطبه رسمي عقد مبني بر:«انكحتوا وجه في الصداقك معينه»(انكحتوا همان قانون جنسي) و كاملا مشخص مي باشد. ازاله بكارت و عمل جنسي پايه و اساس وصل است كه روابط مبادله بر روي آن سازماندهي مي شود اين رسم كه زن بيوه، مهر ندارد، جوانب قضيه را بهتر روشن مي نمايد. در حقيقت در مبادله وصلت، اصولا زن مال مرد مي شود و در نظام خويشاوندي دودمان مرد، مستحيل مي گردد.
رسم گاو به گاو
از آنجا  كه وصلت رابطه اي است كه دو خانواده يا دودمان را از راه مبادله زنان و اموال به هم مربوط مي كند، اگر مردي با زني قصد وصلت داشته باشد كه آن زن داراي برادري باشد مرد نيز خواهري داشته باشد، منطقا عمل مبادله هنگامي تكميل خواهد شد كه خواهر و برادر آنها نيز با هم وصلت كنند. در اين صورت مبادله زمين و دام به عنوان شيربها و مهريه صورت نگرفته و نكته اساسي در اينجاست كه هر دو وصلت بايد همزمان صورت بگيرد. يعني اين به آن در مي شود . اين رسم كه در اغلب مناطق ايران معمول بوده و هست در اغلب كتابها به نام رسم گاو به گام نام برده شده و مستقيما به عمل جنسي اشاره دارد.
در رابطه وصلت اگر مرد، در مقابل زني كه گرفته تعدادي دام داده باشد، پس منطقي است كه برادر يا پدر آن زن كه گيرنده دام بوده، با خواهر مرد وصلت كند تا بدينوسيله همان تعداددام را به خانواده او پس بدهد. حال اگر همسر مرد مذكور بميرد باز هم منطقي است كه خانواده اش تعداد دامي را كه از مرد در مقابل وصلت با دخترشان گرفته اند با دادن خواهر آن دختر به وي جبران كنند تا تعادل مبادله برقرار شود. يعني پدر يا برادر دختر از خواست غريزي مرد در جهت مبادله استفاده كرده و تعدادي دام از مرد گرفته و به اواجازه عمل جنسي داده اند، حال كه دختر  مرده، حق جنسي مرد از بين نمي رود،بنابراين خواهر دختر را به او مي دهند و تعادل برقرار مي شود . در اين ميان مردان هيچ اهميتي براي زن به جهت حق داشتن اميال جنسي قايل نيستند و مبادله بين مردان صورت مي گيرد. خديجه بيگم و كاترينا، اصولا حقي در انتخاب شوهر خود نداشته اند و مانند يك كالا بين مردان رد و بدل شده اند.
 اين مردان نسب خويشاوندي را در نظر نگرفته و با ايجاد رابطه وصلت و تفويض حق جنسي بين خود، نظام خويشاوندي را به وجود آورده اند. در نتيجه  در ارتباط نظامهاي خويشاوندي كه به پيدايش دودمان صفوي انجاميده است، نسب خوني به كنار گذاشته شده و پيوند زناشويي اساس نظام خويشاوندي دودمان صفوي قرار گرفته است.
با بررسي روابط دودمانهاي صفوي- طرابوزان و آق قويونلو با يكديگر، مشخص مي گردد كه نسب (پيوند نسبي) در ايجاد شالوده خويشاوندي موثر نبوده، بلكه اين وصلت سببي است كه منجر به ايجاد تبار خويشاوندي  صفوي شده است. در حقيقت بنابر شرايط موجود  در آن برهه از تاريخ، نوعي الزام تبادل در وصلتهاي مورد بررسي وجود داشته است.
با بررسي كاركردهاي خانواده، براي خانواده چهار وظيفه مشخص را مي توان بر شمرد:
1. كاركرد تامين و تنظيم نيازهاي جنسي
2. كاركرد اقتصادي
3. كاركرد توالدي  و تناسلي
4. كاركرد تربيتي
باور اينكه وصلت كاترينا، دختر امپراطور طرابوزان و اوزون حسن به جهت تامين وتنظيم نيازهاي جنسي  و يا به جهت توليد اقتصادي عشيره اي و يا داشتن كودكان به جهت ادامه نسل و يا تربيت اين كودكان اتفاق افتاده باشد منطقي نيست.
 در شرايط تاريخي به وقوع پيوستن اين وصلت، دودمان عثماني ، آنچنان پر قدرت چهره
مي نمايد كه سه دودمان  مورد بررسي ما، چاره اي جز اتحاد سياي – نظامي نداشته و ناچارا به جهت اطمينان از دوام اتحاد خود، راه خويشاوندي را برگزيده اند. پس خويشاوندي از واحد ساختاري خانواده اوليه كه مركب از يك مرد و يك زن و فرزندان باشد به وجود نيامده، بلكه پيوند زناشويي (سببي) اساس نظام خويشاوندي را تشكيل داده است . زيرا اگر منافع سياسي نظامي اقتضا نمي كرد، سه دودمان مذكور به صورت واحدهايي مجزا از هم به حيات تاريخي خود ادامه داده و به سوي اتحاد نمي رفتند. از راه اين وصلتها بودكه بافت ساختار خويشاوندي در هم تنيده شده و اين سه دودمان خويشاوند شده و مذهب و اعتقادات نقش فرعي پيدا نموده و ناديده گرفته شده اند.
نوشته :سيد محمد حسيني
 


منابع
1. نخستين رويا روئيهاي انديشه گران ايران با دو رويه تمدن غرب    نوشته: عبدالهادي حائري
2.  تاريخ ميانه ايران         نوشته : آن لمبتون
3. تشكيل دولت ملي در ايران       نوشته والتر هينس
4.  مقدمات جامعه شناسي        نوشته : دكتر منوچهر محسني
5.  جزوه مردم شناسي خانواده و خويشاوندي     نوشته: دكتر ناصر فربد
6.  جامعه شناسي تاريخي خانواده       نوشته : مارتين سگالن
7.  آراي وحدت رويه قضايي        ديوان عالي كشور




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
آسیب شناسی اصلاحات درحوزه مدنی
نگاهي به يك وصيت نامه - به مناسبت 28 مرداد 1332
شعار ديالوگ در جامعه منولوگ
حيات سياسي، حيات اجتماعي و زندگي روزمره
انتخابات ، مجلس هشتم ، آراء مردمي
گروه علوم اجتماعی
http://www.fasleno.com





مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۳۰ مهر ۱۳۸۴
موضوع مرتبط :سیاست و تاریخ
تعداد بازدید :3559
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)