یکشنبه، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 49 - 19صفحه
شهر و شهرداری
[ اسماعيل محمود نيا ]

نظريه قشر بندی كاركردی وانتقادهای برآن:
درسال (1945)مطرح شد اين نظريه به وسيله ی كینگزلی و ويلبرت مور مطرح شد و شايد شناخته شده ترين كار در نظريه ساختاری – كاركردی باشد ، آنها آشكارا گفته اند كه اين نظريه را به گونه ای جهانی وضروری در نظر می گيرند . آنها استدلال می كنند كه هيچ جامعه ای در جهان نبوده كه قشر بندی نشده يا كاملا بدون طبقه باشد، از ديد آنها قشر بندی ضرورت كاركردی دارد ،هر جامعه ای به چنين نظامی نياز دارد و همين نياز يك نوع نظام قشر بندی را بوجود می آورد . آنها قشر بندی را به عنوان يك ساختار درنظر می گيرند و ياد آور می شوند كه قشر بندی نه به افراد درون نظام قشر بندی ،بلكه به نظامی از سمت ها اطلاق می شود و بر اين تاكيد دارند كه چگونه سمت ها را مشخص درجات متفاوتی از حيثيت را با خود يدك می كشند و همین نظام آدمها را به سوی سمت های در خور انسان سوق می دهد.
1- برخی از سمت ها از سمت های دیگر خوشایندترند.
2- برخی از آنها برای بقای جامعه مهمترند.
3- سمت های گوناگون اجتماعی ، تواناییها و استعدادهای متفاوتی را ایجاب می کند .
این قضایا به سمت هایی توجه دارند که از نظر کارکردی برای جامعه مهمترند . به نظرآنها همان سمت هایی که در نظام قشربندی از همه بلند پایه ترند از همه نیز ناخوشایندترند ولی برای بقای جامعه مهمترند و جامعه باید پاداش های بیشتری برای این سمت ها قایل شوند تا افرادی که این سمت ها را دارند فعالانه تر کار کنند . دیویس و مور آشکارا گفته اند که قشربندی یک تمهید است که ناخود آگاه شکل می گیرد.
انتقادات:
1- این نظریه جایگاه ممتاز کسانی که قدرت و حیثیت و پول را در اختیار دارند تحکیم می کند.
2- چون در گذشته ساختار اجتماعی قشربندی وجود داشته پس در آینده نیز باید تداوم یابد.
3- تصور اینکه سمت های کارکردی از نظر اجتماعی متفاوتند چندان قابل دفاع نیست (رفته گر و مدیر تبلیغات)
4- اینکه سمت های بالای جامعه کی در اختیار افراد فرودست گزارده نشده است تا عدم کارایی یا عدم صحت آنها به اثبات برسد.

شرایط بنیادی جامعه که آبرل و همکارانش از آن سخن می گویند:
1- ویژگیهای جمعیتی :اگر جمعیت هر جامعه ای نابود یا پراکنده شود وجود جامعه آشکارا در خطر خواهد افتاد و این امر زمانی رخ می دهد که جامعه چندان جمعیت خود را از دست بدهد که ساختارهای گوناگونش از کار بیفتد.
-2جمعیت بی تفاوت تهدیدی برای جامعه به شمار می رود : دراینجا درجه بی تفاوتی مطرح است اما در برخی موارد ممکن است جمعیت چنان بی تفاوت گردد که اجزای گوناگون سازنده ی جامعه از عملکرد بیفتد و جامعه فرو ریزد .
3- جنگ همه علیه همه : کشمکش های بسیار شدید داخلی در یک جامعه ایجاب می کند که نظارت اجتماعی وارد صحنه شوند و با کاربرد زور آنرا فرو نشانند.(کارکردگرایان ساختاری معتقدند که هیچ جامعه ای نمی تواند با زور به مدت طولانی دوام یابد)همچنانکه خود آبرل مطرح می کند جامعه ای که تنها بر زور استوار است تناقض ذاتی دارد.
4-هر جامعه ای می تواند با جذب شدن در جامعه ای دیگر از طریق الحاق ، فتح و... پایان گیرد.
روی دیگر سکه این است :
1- جامعه برای برخورد با محیطش روش های مناسبی داشته باشد .مثلاً بوم شناسی که هر جامعه ای باید نیازهای لازم برای بقایش را از محیط بیرون بکشد بدون آنکه منابعش را نابود کند
2- هر جامعه ای باید روش کارامدی برای برقراری روابط جنسی داشته باشد یعنی باید چنان شکلی داشته باشد که هر دو جنس فرصت های کافی برای کنش متقابل داشته باشند . وانگهی باید انگیزش لازم برای تولید مثل به میزان متناسب برای بقای جامعه داشته باشند
3- هر جامعه باید به اندازه ی کافی نقش های تفکیک شده در اختیار داشته باشد و نیز بداند که به چه شیوه ای باید انرا به مردمش واگذارد.
4- داشتن یک نظام ارتباطی کارامد که پیش نیاز هر نوع نظام اجتماعی است که عناصر سازنده اش عبارتند از :الف- زبان ب- راههای ارتباطی.
5- داشتن یک رشته هدف های مشترک و روشن برای جلوگیری از هرج و مرج
6- داشتن روش هایی برای دست یابی به هدف مشترک که نظام هنجاربخش همین کارکرد را بر عهده دارد
7-هر جامعه باید تظاهرات عاطفی مردمش را تنظیم کند زیرا عواطف افسارگریخته می تواند سرچشمه ی هرج و مرج باشد البته برخی از عواطف ضروری اند مثلاً عشق و وفاداری خانوادگی برای تضمین جمعیت کافی
8- جامعه برای تحت نظارت درآوردن صورت های رفتاری مخرب به نظارت های کارامدی نیاز دارد(از ابرو انداختن تا باتون پلیس)

کارکرد گرایی ساختاری تالکت پارسونز :
پارسونز معتقد است یک کارکرد مجموعه فعالیت هایی است که در جهت برآوردن یک نیاز یا نیازهای اجتماعی انجام می گیرد بر اساس این تعریف چهار تکلیف را برای همه ی نظام ها ضروری می داند :
1- تطبیق: یعنی هر نظامی باید با محیطش سازگاری ایجاد کند و محیط را با نیازهایش سازگار کند.
2- دستیابی به هدف: هر نظامی باید هدف های اصیل خود را تعیین کند و به آنها دست یابد .
3- یکپارچگی : هر نظامی باید روابط متقابل اجزایش را تنظیم کند.
4- سکون یا نگه داشت الگو : هر نظامی باید انگیزش های افراد و الگوهای فرهنگی آفریننده و نگهدارنده یاین انگیزش ها را ایجاد نگهداری و تجدید کنند .این چهار تکلیف با چهار نظام کنش پیوند دارد که به شرح زیر است:

الف) ارگانیسم رفتاری ب) نظام شخصیتی
د)نظام فرهنگی ج) نظام اجتماعی
دراینجااین سطوح به دو شیوه ترکیب شده اند :*هر یک از سطوح بالاتر سطوح زیرین خود را در این سلسله مراتب تحت نظارت دارند هر یک از سطوح پایینتر شرایط و انرژی مورد نیاز برای سطوح بالاتر را فراهم می کند .
از لحاظ محیط فعالیت نظام کنش پایین ترین سطح که همان محیط جسمانی و ارگانیک است جنبه های غیر نمادین بدن انسان ،ساختمان بدنی و اعضایش را شامل می شود .
در بالا ترین سطح واقعیت نمایی قرار دارد که به نظر پارسونز روشن ساختن گرایش کلی جوامع بشری به برخورد نمادین با عدم قطعیت ها دلواپسی ها و فجایع بشری است که با معنی دار بودن سازمان اجتماعی در تعارض است.
انتقادهای ذاتی عمده ومنطقی و روش شناختی به کارکرد گرایی ساختاری :
الف ) یکی از انتقادهای عمده این است که این نظریه به اندازه ی کافی به تاریخ نمی پردازد، یعنی
درواقع ذاتاً غیر تاریخی است .
ب) عدم اعتماد به روند دگرگونی اجتماعی. (ترنر وماریانسکی هم معتقداند که این عدم توجه وجود دارد و اگر هم مختصر توجهی است بیشتر از دیدگاه تحولی است تا از جنبه ی تکاملی )
ج) بارزترین و رایج ترین انتقاد، عدم پرداختن به قضیه ی کشمکش است. کارکردگرایان ساختاری، کشمکش را لزوماً مخرب میدانند. آبراهامسون می گوید :که اینها در مورد توافق اجتماعی ، استواری و یکپارچگی غلو میکنند
در مجموع برداشت کلی ، محافظه کارانه است دیویدلاک ،کوین، گولدنرو... از تکیه وتاکید بر جنبه هنجار بخش نظام فرهنگ انتقاد کرده اند و این دبستان را یک نظام ایدئولوژیک میدانند .
این انتقادهای ذاتی عمده ، دو جهت بنیادی را نشان میدهد : 1 - این که آشکارا به نظر میرسد که این نظریه تاکید تنگ بینانه ای دارد که نمیگذارد بسیاری از قظایا وجنبه های مهم جهان اجتماعی را بررسی کند
.2_ اینکه همین تاکید به این نظریه رنگ و بویی محافظه کارانه میدهد چنان که در پشتیبانی از وضع موجود و نخبگان مسلط عمل کرده و هنوز هم تا اندازه ای می کند.
انتقادهای روش شناختی ومنطقی :
الف ) مبهم و نا روشن است ، برای مثال منظور از ساختار ، کارکرد و نظام اجتماعی دقیقاً چیست ؟ به دور از هر گونه جامعه واقعی است یعنی بیشتر توجه به نظامهای اجتماعی انتزاعی دارد .
ب) ادعای عام و جهان شمول بودن این نظریه در حالی که هیچ نظریه فراگیری وجود ندارد و منتقدان معتقداند که بهترین چیزی که جامعه شناسی می تواند به آن دل ببندد نظریه های محدود به یک دوره تاریخی وبا دامنه متوسط است .
ج) فقدان ابزار تحقیقی و تحلیلی حتی شیوه ی مقایسه را مخدوش ساخته و خود نیز روش های کارامدی ایجاد نکرده است.
* بدتر از همه این نظریه (کارکردگرایی ساختاری) مبتلا به غایت شناسی نا موجه است، یعنی ناتوان از شناسایی رابطه ی غایت شناسی میان جامعه و اجزای متشکله ی آن است. خصلت همان گویی ، استدلال این دبستان را مبتلا به دور می سازد ، یعنی چرخه ای را بوجود می آورد که "کل بر حسب اجزاء و اجزاء بر حسب کل " تعریف می شود.

مسئله هابزی نظم:
نیرویی که از جنگ اجتماعی همه علیه همه جلوگیری می کند عبارت است از :نظام اجتماعی- نظام توقعاتی ، در اینجا کارکرد های توامان این دو نظام موجب استقرارنظم و در نهایت اثبات می شود. پارسونز به شیوه یکارکردگرایی ساختاری به مسئله نظم پاسخ گفت که به نظر او با یک رشته مفروضات عمل می کند .

1- نظامها از خاصیت نظم و وابستگی متقابل اجزا برخوردارند .
2- نظام ها گرایش به حفظ خود به خودی نظم دارند.
3- نظامها می توانندایستا باشند یا با یک فرایند دگرگونی سامانمند عمل کنند
4- ماهیت بخشی از نظام به صورت های دیگر نظام تاثیر میگذارد .
5- نظامها مرزهای محیطشان را حفظ میکنند .
6- تخصیص و یکپارچگی دو فرایند بنیادیند که برای حالت توازن نظامها ضروری است .
7- نظامها گرایش به حفظ خود دارد یعنی مرزها ی روابط اجزا با کل را حفظ میکند ، تنوعات محیطی را تحت نظر دارند و گریش به دگرگونی داخل نظام را مهار میکند .
پارسونز به خاطر جهت گیری ایستایش بسیار مورد انتقاد بود و همین باعث شد اندک اندک به دگرگونی روی آورد همچنانکه میداند سرانجام بر تکامل جوامع تاکید کرد

چهار نوع نظام کنش پارسونز:
1) نظام اجتماعی : از مجموعه ای از کنشگران فردی ساخته میشود که در موقعیتی که دسته کم جنبه فیزیکی یا محیطی دارد با همدیگر کنش متقابل دارد این کنشگران بر حسب گرایش به ارضای حد مطلوب برانگیخه میشود و رابطه اشان با موقعیتهایشان و همچنین با همدیگر بر حسب و به واسطه یک نظام ساختار بندی فرهنگی و نمادهای مشترک مشخص میشود .
پارسونز واحد بنیادی در بررسی نظام اجتماعی را آميزه ي نقش و منزلت می گيرد و همچنین ارزشها و هنجا رها را در تحلیل فرد به کار میگیرد . منزلت به یک جایگاه ساختاری در داخل نظا م اجتماعی اطلاق میشود و نقش همان کاری است که یک کنشگر در همان موقعیت انجام میدهد . کنشگر بر حسب اندیشه و اعمال در نظر گرفته نمی شود بلکه بر حسب موقعيتی که در نظام اجتماعی دارد .
پارسونز شیوها ی انتقال ارزشها و هنجارها را طی روند اجتماعی شدن وملکه ذهن شدن ( ارزش بصورت بخشی از وجود کنشگر یا وجدان اجتماعی او در می آید ) میشناسد و می گوید :ترکیب الگوهای جهت گیری ارزشی که به وسیله کنشگر طی روند اجتماعی شدن بدست می آید با ید تا اندازه ی زیادی نتیجه ی کارکرد ساختار نقش بنیادی و ارزش های مسلط نظام اجتماعی باشد.
پارسونز چنین تصور می کرد که کنشگران در فرایند اجتماعی شدن گیرندگانی منفعلند واجتماعی شدن را فرایندی محافظه کارانه ای می داند که طی آن تمایلات نیازی کودکان را به جامعه پیوند می دهد و همین نظام اجتماعی وسایل برآورده شدن این تمایلات را فراهم می سازد .
پارسونز اجتماعی شدن را یک تجربه عمرانه می انگارد . اجتماعی کردن و نظارت اجتماعی در این نظام مکانیسم های اصلی اند (البته هر نظام اجتماعی باید در برابر برخی از تنوعات و کجروی ها مدارا کند) یک نظام اجتماعی انعطاف پذیر نیرومندتر از نظام اجتماعی است که تا ب هیچ گونه کج رو ی را ندارد .
پارسونز چهار خرده نظام را نام میبرد که در جهت تثبیت وتکمیل توازن کارکرد دارند .
1) اقتصاد : اقتصاد که کارکردش تطبیق با محیط از طریق کار تولید و تخصیص برای جامعه است .
2) سیاست : کارکردش دستیابی به هدف از طریق پیگری هدفهای اجتماعی و بسیج کنشگران و منابع در جهت این هدف است
3) نظام اعتقادی: کارکردش سکون از طریق انتقال فرهنگ به کنشگران است
4) عرف اجتماعی : کارکردش یکپارچگی است ( قوانین ). همین عرف است که عناصر سازنده جامعه را هماهنگ میسازد .

2) نظام فرهنگی :
پارسونز فرهنگ را نیروی عمده ای می انگاشت که عناصر گوناگون نظام اجتماعی را به همدیگر پیوند می دهد .فرهنگ میانجی کنش متقابل میان کنشگران است و شخصیت و نظام اجتماعی را با هم ترکیب میکند . فرهنگ این خاصیت را دارد که کم و بیش میتواند بخشی از نظامها ی دیگر گردد .
پارسونز فرهنگ را نظام الگو دار و سامانمندی از نمادها میداند که هدفهای جهت گیری کنشگران ، جنبه های ملکه ی ذهن شده نظام شخصیتی و الگوهای نهادمند نظام اجتماعی را در بر میگیرد .
قابلیت انتقال و اشاعه فرهنگ از نظامی به نظام دیگر از خصلت نمادین ذهنی فرهنگ ناشی میشود .پارسونز به این نتیجه میرسد که معیارهای اخلاقی همان "شگردهای یکپارچه کننده و حاکم بر نظام کنش " میباشند .
در نظریه پارسونز فرهنگ یک نظام مسلط است و او خود را یک جبر گرای فرهنگی مینامد .

3)نظام شخصیتی :
این نظام در لفافهای از سایر نظامها پرورده شده وشکل میگیرد با این همه به جهت پیوندهایش با ارگانیسم خود و بی همتایی تجربه زندگی شخصی به یک نظام مستقل تبدیل میشود . پارسونز شخصیت را " نظام سازمان یافته ای از جهت گیری و انگیزش کنش کنشگر فردی می انگارد " . پارسونز و شیلز تمایلات نیازی را مهمترین واحدهای انگیزش کنشی و عنصر سازنده شخصیت میداند .آنان تمایلات نظامی را از کششها جدا میدانند و میگویند : کششها همان گرایشهای فطری و " انرژی جسمانی که کنش را امکان پذیر میسازد " میباشند .
پارسونز میان سه گونه تمیلات نیازی بنیادی تمایز قایل میشود :
1- نخستین گونه کنشگران را وامیدارند تا در روابط اجتماعیشان به دنبال عشق ـ تایید و ... بروند .
2- دومین گونه ، ملکه ذهن شده ای را در بر میگیرد که کنشگران را به رعایت معیارهای گوناگو ن وا میدارند .
3- سومین گونه ، چشمداشتهای نقشه کنشگران را به دادن و ستاندن پاسخها ی متناسب سوق میدهد .
پارسونز از نظام شخصیتی انفعالی که نقطه ضعف آشکار نظریه ی او به شمار می آید ،به نظر می رسد که آگاه بوده است.او در این موارد کوشیده است تا به شخصیت قدری خلاقیت ببخشد.
4 ) ارگانیسم رفتاری :
این نظریه را فقط برای این در نظریه اش گنجانده بود که منبع انرژی برای نظام های دیگرش بود.




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
گاه شمار زندگي آگوست کنت
نگاهي کوتاه بر انديشه هاي اگوست کنت
آنتونی گیدنز ۶۸ ساله شد
سیری در اندیشه های لوئيس آلفرد كوزر
سیری در زندگی و اندیشه پوپر
گروه علوم اجتماعی
http://www.fasleno.com





مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۱۶ مهر ۱۳۸۴
موضوع مرتبط :معرفی بزرگان علم
تعداد بازدید :2337
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)