یکشنبه، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 49 - 19صفحه
شهر و شهرداری
شنبه، ۲۶ شهریور ۱۳۸۴
برخورد فرهنگها
[ آنتونی گیدنز - مهدی علاقبند ]

حدود نیم قرن پیش ، بعضی از جزیره نشینان غرب اقیانوس آرام شروع به ساختن مدلهای بزرگ چوبی هواپیما کردند. ساعتها کار با شکیبایی بسیار صرف ساختن آنها شد ، اگر چه هیچ کس در آنها هرگز هواپیمایی را از فاصله نزدیک بود . این مدلها برای پرواز در نظر گرفته نشده بودند ، آنها برای جنبشهای مذهبی که از سوی پیامبران بومی هدایت می شدند اهمیت اساسی داشتند . رهبران مذهبی ادعا می کردند که اگر مناسک معینی انجام شود از آسمان " کارگو ( Cargo)  " خواهد رسید . کارگو اجناسی بود که مشاهده کرده بودند غربیها برای استفاده خودشان به این جزایر می آوردند . آنگاه سفیدها ناپدید خواهند شد و اجداد مردمان بومی باز خواهند گشت . جزیره نشینان بر این باور بودمد که چنانچه آیینها و ناسک معینی از روی ایمان وبا خلوص نیت به انجام رسانند ، دوران تلزه ای فرا خواهد رسید که طی آن آنها از ثروت مادی مهاجمان سفید پوست بهره مند خواهند گردید در حالی که شیوه های زندگی سنتی خود را از هر نظر دیگر همچنان حفظ خواهند کرد.
چرا این " آیینهای کارگو ( Cargo Cults)  " به وجود آمدند ؟ آنها از برخورد بین عقاید و رسوم سنتی جزیره نشینان و شیوه های زندگی که به واسطه نفوذ غرب معمول گردیده بود نشات گرفتند . ثروت و قدرت سفید پوستان آشکارا مشاهده می شد ،   و جزیره نشینان گمان می کردند اشیا پرنده مرموزی که ثروتهایی را با خود می آوردند که مهاجمان از آن بهره مند می شوند منبع حقیقی این ثروتها هستند . از دیدگاه جزیره نشینان ، منطقی بود که تلاش کنند به وسیله مناسک و شعایر مذهبی هواپیماها را تحت تسلط خویش درآورند . در عین حال ، آنها درصدد بودند رسوم خود را که با ورود تازه واردان به خطر افتاده بود مورد حمایت قرار داده و حفظ کنند.
آگاهی جزیره نشینان از الگوهای رفتار و تکنولوژی غربی نسبتا اندک بود ، آنها فعالیتهایث اروپاییان را برحسب باورها و بینش خودشان درباره جهان تبیین می کردند . ازاین لحاظ ، واکنشهای ایشان همانند واکنشهایی بودند که پیش از دوران امروزی تقریبا در همه جا وجود داشت . حتی در تمدنهای بزرگ اعصار پیشین مردم تنها آگاهی مبهمی از شیوه های زندگی مردمان دیگر داشتند . هنگامی که ماجراجویان و تجار غربی در قرنهای شانزدهم و هفدهم رهسپار نقاط دور دست جهان گردیدند ، به کسانی که با آنها برخورد می کردند به عنوان " بربر " یا " وحشی " می نگریستند.

نخستین برخوردهای فرهنگی

اروپاییانی که در سده شانزدهم به آمریکا سفر کردند در جستجوی غولها  ، آمازونها (1) ، پیگمی ها (2) ، چشمه آب حیات ، زنانی که اندامشان هرگز پیر نمی شود و مردانی که چند صد سال می زیستند ، بودند ، تصویرهای خیالی افسانه های قدیمی اروپایی به هدایت این سفرها یاری می کرد . سرخپوستان آمریکا در ابتدا به عنوان موجوداتی وحشی تصور می شدند که به حیوانات شباهت بیشتری دارند تا به انسان . پاراسلسوس ، نویسنده و پرزشک قرن 16 ، آمریکای شمالی را قاره ای تثویر میکرد که مردمان آن را موجوداتی که نیمه انسان ، نیمه حیوان بودند تشکیل می دهند . نیمف ها ( 3) ، ساتیرها ( 4) پیگمی ها و دیو مردان موجودات بی روحی تصور می شدند که به طور خودبه خودی از زمین خلق شده اند . اسقف سانتامارتا _ Sant Marta  _ در کلمبیا در آمریکای جنوبی سخپوستان محلی را به عنوان " انسانهایی که دارای روح تعلقی نبوده بلکه وحشیان جنگل هستند ، و به همین دلیل نمی توانند نه آیین مسیحیت ، نه هیچگونه فضیلت اخلاقی و نه هیچگونه یادگیری را در ذهن خود نگاه دارند ، توصیف می کرد.
برعکس ، اروپاییانی که طی قرنهای هفدهم و هجدهم با امپراطوری چین تماس برقرار کردند از سوی فرمانروایان آن با حقارت نگریسته می شدند . در سال 1793 جورج سوم پادشاه انگلستان برای ترویج مبادلات تجاری یک هیات بازرگانی را به چین فرستاد . به این مهمانان " بربر " اجازه داده شد چند پایگاه تجاری در چین دایر کنند و از نعماتی که آن کشور می توانست برایشان فراهم اورد بهره مند شوند . به بازدیدکنندگان گفته شد که چینیها هیچ علاقه ای به چیزهایی که اروچاییان ممکن است عرضه کنند ، ندارند : " امپراطوری آسمانی ما همه همه چیزها را به وفور دارد و هیچ محصولی نیست که در درون مرزهای خودمان نداشته باشد . بنابراین نیازی نیست که مصنوعات بربرهای خارجی را در عوض محصولات خودمان وارد کنیم . " درخواست اجازه اعزام مبلغین مذهبی غربی به چین با این پاسخ روبه رو گردید : " تمایز بین چینیها و بربرها کاملا مسلم است ، و تقاضای سفیر شما که بربرها آزادی کامل برای اشاعه مذهبیشان داده شود به کلی نا معقول است ".
شکاف بین شرق وغرب آنچنان بزرگ بود که هریک غریب ترین باورها را درباره دیگری داشت . به عنوان مثال ، حتی در پایان قرن نوزدهم نیز این باور به طور گسترده ای در چین وجود داشت که خارجیها ، مخصوصا انگلیسیها ، چنانچه از ریواس محروم شوند ، از یبوست خواهند مرد . تا دوقرن پیش ، هیچ کس " نگرش جامعی " را که ما امروز درباره جهان محقق می پنداریم ، نداشت .
یکی از جالب ترین برخوردهای نخستین میان غربیها و فرهنگهای دیگر در سال 1818 رخ داد . یک هیات اعزامی نیروی دریایی انگلیس در مدار قطب شمال که در جستجوی گذرگاهی از میان جزیره بافین _ Bafin Island _ و گریلند _ Greenland _ به روسیه بود ، برخوردی اتفاقی با اسکیموهای قطب شمال پیدا کرد . تا آن روز اسکیمو ها فکر می کردند تنها مردم جهان هستند ! . 

(1) _ قبیله ای افسانه ای از زنان جنگجو در امریکای جنوبی
(2) _ Pygmy  - تیره ای از سیاهان کوتاه قد آفریقا ، آسیای جنوب شرقی ، جزایر آندامان و فیلیپین .
(3) _ Nymph – حوری دریایی جنگلی و کوهی .
( 4) _ Satyr  ( نیم خدای جنگی ) – در اساطیر یونانی دسته ای ازخدایان جنگلی بودند که از ملازمان باکوس ( خدای شرب ) و با اندام نیمی انسان و نیمی بز و به پرخاشگری و شهوترانی مشهور بودند.




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
نقش چهارشنبه سوری و کارکردهای آن با شیوه های نوین در انسجام اجتماعی -دکتر اصغر مهاجری
رویکرد ناجا به چهارشنبه سوی - جناب سرهنگ دکتر بهرام بیات-معاونت اجتماعی ناجا
خانواده امروزين ايراني و چالش‏هاي آن - گزارشي از بحث آزاد در انجمن جامعه شناسي ايران
بررسي جايگاه كاربردي زبان بعنوان ابزاري اجتماعي و فرهنگي
آزادی اندیشه
مهدی علاقبند






مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۲۶ شهریور ۱۳۸۴
موضوع مرتبط :قشر بندی و قومیت اجتماعی
تعداد بازدید :1293
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)