ترور به معناي امروزين آن از اواخر قرن نوزدهم ديده مي شود ! اما استفاده از نام و واژه " تروريسم " تنها به دوره خشونت
بار مبارزه آنارشيستهاي اروپا باز مي گردد كه در طي آن انقلابيون هوادار " باكونين " براي آنچه : در هم كوبيدن نظم اجتماعي مي دانستند وارد عمل شده و با ترور افراد و بمب گذاري به خيال خودشان مي خواستند نظمي به نام " دولت " را در هم بشكنند
هدف يك آنارشيست از كشتن و بمب گذاري در هم كوبيدن " نظم اجتماعي " و به چالش كشيدن حكومت است زيرا به باور يك آنارشيست " دولت " (از هر نوع كه باشد ) يك ابزار چپاول و ستم است و تا زماني كه وجود داشته باشد انسان نمي تواند به آزادي مطلق دست يابد ! و چون " نظم اجتماعي " شرايطي است كه به دولت امكان ادامه حكومت را مي دهد .مي بايست آن را در هم كوبيد تا طبقه هاي تحت ستم توانايي انقلاب را داشته باشند ! و چون اين هدف مقدس يك آنارشيست بود از حمله به بانكها گرفته تا بمب گذاري در اين جا و آنجا و يا ترور افراد كوتاهي نمي كردند ! در چنان شرايطي و در گرما گرم شكل گيري جرياناي چپ اروپايي و در روزهاي پر هياهوي انقلابي گري اين انديشه هاي آنارشيستي شكل گرفت و به مرحله اجرا در آمد ! و چنين بود كه واژه تروريسم به زبانها افتاد و دهشت آفرين شد ! گذشته از درست و يا نادرست بودن باورهاي انقلابيون آنارشيست آن رفتارها و بمب گذاريها به حكومت هاي اروپا اين امكان را داد تا با استفاده از نام ترور و تروريست جنبشهاي دانشجويي و حركتهي انقلابي را با مشتي آهنين سركوب كنند ! و چنين بود كه نيرو و جاذبه آنارشي كاهش يافت و به جمع كوچكي از مجنونان و رانده شدگان اجتماع محدود شد ! اما واژه " تروريسم " اختراع شده بود و ابزار مناسبي بود تا حكومتهاي وقت و آينده ! با استفاده از آن به جنگ آزادي خواهان بروند ! از آن زمان مدت زيادي گذشت و دنيا خود را درگير جنگ جهاني دوم ديد . در آن تاريخ واژه تروريسم دوباره به جريان افتاد و اين بار اشغال گران كشورهاي ديگر افرادي را كه در برابرشان مقاومت مي كردند " تروريست " مي خواندند و آنها را خرابكار و شورشي مي دانستند ! در فرانسه تحت اشغال از اين نام براي در هم كوبيدن گروهاي مقاومت به فراواني توسط نيروهاي رايش مورد استفاده قرار گرفت ! در اسپانيا و در ايتاليا و زماني در يونان ! و جاهاي ديگر . اصولا خود واژه " ترور " چندان پيچيده نيست ! اما وقتي به معاني و برداشتها مي رسد تضادهاي عجيب و غريبي آشكار مي شود ! و هر كس مي تواند آن را در راستاي منافع گروهي و سياسي خود مورد استفاده قرار دهد.
امروزه دولتهايي دم از خطر تروريسم مي زنند كه خود كارنامه سياهي از انواع جنايتهاي دولتي و سازمان يافته دارند .امروزه كشورهايي خود را قرباني تروريسم مي دانند كه خود سالها ديگران را قرباني مي كردند . و يد طولاني در استعمار و چپاول و آدمكشي دارند . و چون حالا خشونت كور و لجام گسيخته " تروريسم " به جانب خودشان تغيير جهت داده فرياد مي زنند و ادعاي مبارزه با آن را دارند در حالي كه تنها يك اتفاق ساده افتاده ابزارها به سازندگان خودشان هجوم برده اند . وقتي فرانسه درگير مبارزه با آزادي خواهان " الجزاير " بود از واژه تروريسم و شورشي بسيار استفاده مي كرد .اما كدام تاريخ نگار منصفي است كه رفتار سياه فرانسويها و شكنجه مبارزان الجزايري و از آن مهمتر استعمار خشك و خشن فرانسه را ناديده بگيرد و كجا بودند مردم اروپا و كجا بود حس انسان دوستانه كاخ سفيد نشينان و غربيهاي آزادي خواه آن روز اروپا " تروريسم " مبارزان الجزيره را نكوهش مي كرد اما در برابر استعمار فرانسه ؛ پرتغال ؛و انگلستان خاموش بود چگونه است كه كسي رفتارهاي دولتي را تروريسم نمي خواند . چگونه است كه سياست استعماري آمريكا ترورسيم نيست ! آيا حتما بايد بمبي منفجر شود تا بگوئيم ترور ي رخ داده ! آيا نمي بايست زماني قربانيان سياستهاي كشورهاي غربي را بشماريم ! آيا نمي بايست بدون پيش داوري نتيجه كارهاي آنها را مورد برسي قرار دهيم ! شرايطي كه دنياي امروز در آن قرار گرفته نتيجه رفتار و سياستهاي دول غربي است دولتهاي كثيفي كه تنها در انديشه و نگاه سود جويانه خود به شرقيها و به مردم منطقه شناخته مي شوند ! براي آنها كشورهاي شرقي جايي است كه با اندكي پول مي توان از انواع خوشيها ( شامل زن و غذا و ..) بهره مند شد ! براي آنها شرق سواحلي است كه مي توان در آن دراز كشيد و آفتاب گرفت ! براي آنها " خاورميانه " فقط منطقه ايي است كه در آنجا نفت وجود دارد ! و برايشان مردم ؛ آداب و رسوم ؛ باورها و مذهب اين مردم اهميت ندارد ! مهم نبوده و نيست كه چه كسي حكومت مي كند ! فقط نمي بايست جريان نفت متوقف شود و يا به دست رقيب بيفتد ! آنها ساليان سال بر سر آن با خرسها (روسها) رقابت مي كردند .براي مبارزه با رقيب نياز به وسايل و ابزارهايي داشتند ! در بعد سخت افزاري كارخانه هاي اسلحه سازي چيزهايي را كه لازم داشتند برايشان مي ساخت . اما مشكل آنجا بود كه هميشه براي استفاده از آنها بايد حتما جنگي رخ مي داد و خوب چون نه خودشان مايل به اين كار بودند و نه رقيب خواستار چنين هنگامه ايي بود براي از ميدان به در كردن هم به استفاده از نرم افزار روي آوردند ! خرسها براي مقاصدشان از جريانهاي چپ منطقه سود مي جستند ( مانند كمونيستها و توده ايها ) و يانكيهاي هرزه هم از جريانهاي راست راديكال كه شامل مذهبيها و سلطني ها ميشد .
در چنين شرايطي نه ابزار برايشان مهم بود و نه چگونگي استفاده از آن ؛ تنها مي بايست حريف را از ميدان به در كرد ! و اين چنين بود كه ابزارها ساخته و مورد استفاده قرار گرفت ! و تروريسم روسي و آمريكايي كه مي توان آنها را " تروريسم سفيد " ناميد به نابود كردن كشورهاي منطقه پرداختند : كودكان زيادي قرباني شدند ( بدون شك شمارشان از كشته هاي برجهاي تجارت جهاني بيشتر بود ) زنان بيشماري همسرانشان را از دست دادند و در بستر تروريسم سفيد قرباني شدند !( انديشه هاي سربازان تروريسم سفيد ) منابع و ثروتهاي مردم منطقه به باد فنا رفت و آنها را فقيرو وابسته كرد . زندان حكومتهاي حامي آنها پر شد از افراد بيگناه و زنان معصومي كه مورد تجاوز و تعدي قرار مي گرفتند ! ( اميدوارم تا اينجا شمار قربانيان را حساب كرده باشيد ) در گوشه و كنار جهان وضع به همين شكل بود . در آفريقا سياستهاي استعماري آنها قرباني ميگرفت ( به احتمال زياد شامل ميليونها كودك و زن و مرد بيگناه مي شود ) و در جنوب شرق آسيا سربازانشان آن كشورها را به فاحشه خانه تبديل مي كردند و تنها چيزي كه برايشان اهميت داشت خواسته هاي پائين تنه بود . آنها آن روز به ويرانه ايي كه از خود به جا مي گذاشتند و به ديوي كه از ميان اين هرزگي زاده مي شد نمي انديشيدند. وقتي خرسها به زانو در آمدند و شرايط جهان دگرگون شد يانكي هاي كثيف و هرزه سرمست از پيروزي به فكر قبضه كردن قدرت افتادند و نامش را " نظم نوين جهاني " گذاشتند ! بديهي است آنها ديگر به ابزارهاي جنگي سابق خود نياز نداشتند . دنيا دگرگون شده و براي به دست گرفتن آن به ابزارهاي تازه ايي نياز بود ( يعني سلاحهاي جنگي تازه اي نياز داشتند تا با شرايط تازه همخواني داشته باشد ) بنابر اين تصميم گرفتند ابزارهاي سابق را كنار بگذارند ! و آنها را به حال خودشان رها كردند ! سلاحهاي جديدي وارد ميدان شد و نيروهاي مذهبي و راديكال سابق جاي خود را به نيروهاي چپ غرب گرا داد . فرهنگ غربي نرم افزار تازه مورد استفاده بود و توپ و تانك شركتهاي چند مليتي صحنه نبرد را در اختيار مي گرفت و به جناح پيشرو پشتيباني آتش مي داد !! الگوهاي سياسي و رفتاري دگرگون شد و خواسته ها و تمايلات ( بخوانيد نرم افزار ) تازه جايگزين كنشهاي سياسي سابق شد ! در چنين شرايطي ابزارهاي گذشته حيات خود را در معرض خطر مي ديدند ! از سويي آنها متوجه اين مطلب شدند كه قبلا مورد سوءاستفاده قرار گرفته و خواسته يا ناخواسته به آلت دست اين و آن تبديل شده اند.
تروريسم جهاني- تروريسم ملي:
شبح تروريسم جهاني، مثل جنگ سرد، آينده ما را مشوش مي كند؛ زيرا، نويد به فردايي را نابود مي كند كه رابطه خلاق با روزمان، وابسته به آن است. يازده سپتامبر، به علت سهمناك بودنش، شرايطي را فراهم آورده كه ما مدام در انتظار حادثه هولناكتري به سر مي بريم. خشونت حملاتي كه برج هاي دو قلو و ساختمان پنتاگون را مورد هدف قرار دادند، دهشت ژرفي را به وجود آورده كه ديگربراي سالها، شايد هم دهها سال، تمامي وجود و فكر ما را ، مشغول خواهد كرد. نامگذاري اين واقعه به تاريخ آن، يعني يازده سپتامبر، اهميتي تاريخي به او مي دهد، و اين نامگذاري همان قدر به نفع تروريست مي باشد كه به نفع رسانه هاي خبري غرب است.
تروريسم فلسطيني تا حدي از نوع قديمي تروريسم مي باشد. دراينجا، منظور كشتن و به قتل رساندن است؛ نابودي كوركورانه دشمن ، حتي زنان و بچه ها، هدف اين ترور است. كشته در برابر كشته ؛ و از اين بابت، با تروريسمي كه از نيمه دوم قرن، به شيوه هاي شبه نظامي ـ چريكي و در شكل مسلط جنبش هاي آزاديخواهانه اعمال شده و همچنان ادامه دارد، متفاوت است ؛ مثلا : مبارزات استقلال طلبانه چچن ها. در مقابل اين تروريسم ، تروريسم جهاني كه با واقعه يازده سپتامبر به اوج خود رسيد، داراي مشخصات آنارشيستي قيامي ناتوان است ؛ زيرا عليه دشمني است كه با اعمال هدفمندي كه منطق واقع بينانه اي را دنبال كند به هيچوجه مغلوب شدني نيست. تنها عمل ممكن، وارد كردن ضربه رواني و ايجاد نگراني در مردم و دولتها است. از نقطه نظر تكنيكي، ضعف و حساسيت شديدي كه جوامع پيچيده ما نسبت به تخريب دارند، موقعيت مطلوبي براي فلج كردن موقت فعاليت هاي روزمره به وجود مي آورد كه مي تواند با كمترين هزينه اي خسارات عظيمي به بار آورد.و در نهايت مي توان گفت تروريسم جهاني دو امر را به افراط مي كشاند : يكي نداشتن هدفي واقع گرايانه است و ديگري توانايي در استفاده از شكنندگي نظام هاي پيچيده
منابع:
1- كتاب مفهوم يازده سپتامبر,ترجمه آزيتا نيكنام علائم,
2-سايت اينترنتي ايران و حهان

