یکشنبه، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 49 - 19صفحه
شهر و شهرداری
[ اسماعیل محمود نیا ]

ریشه های جامعه شناسی آلمان :
می توان گفت که جامعه شناسی اولیه آلمان در مخالفت با نظریه مارکسیستی ساخته و پرداخته شد. چنانکه آلبرت ساسمون مدعی شدکه نظریه وبر در طی یک بحث طولانی وشدید با روح مارکس تحول یافت .
وبر ،مارکس و مارکسیستهاي زمان خود را جبر گرایی اقتصادی می انگاشت که نظریه های تک علتی درباره ی زندگی اجتماعی ارایه می دادند. یکی از مواردی که وبر را آشفته کرده بود این بود که افکار چیزی جز بازتاب منافع مادی نیستند و این منافع مادی اند که ایدئولوژی را تعیین می کنند ولی وبر بیشتر توجهش را به افکار و تاثیر آن بر عوامل اقتصادی اختصاص داده بود . وبر همچنین بیشتر از همه بر به تاثیر افکار مذهبی بر اقتصاد نظر داشت . او همچنین به دین های دیگر جهان توجه داشت و می خواست ببیند که چگونه ماهیت این ادیان از رشد سرمایه داری در جوامع معتقدبه آنها جلوگیری کردند.
وبر همچنین در صدد تکمیل نظریه مارکس بود ، مارکس در کارهایش درباره ی قشربندی برطبقه اجتماعی و بعد اقتصادی قشر بندی تاکید داشت اما وبر استدلال می کرد که ابعاد دیگر قشربندی را باید بسط داد تا قشربندی برمبنای منزلت و قدرت رانیز در بر می گیرد. از میان کسانی که بر وبر نفوذ داشتند ایمانویل کانت از همه برجسته تر بود ولی نیچه نیز بی تاثیر نبود،بویژه تاکید نیچه بر قهرمانان .
فلسفه ی ایمانوئل کانت برخی از جامعه شناسان آلمان را به اتخاذ چشم انداز ایستا تری سوق داده بود.
نظریه ی وبر براساس فراورده ی عقلانیت(خرد گرایی)بنیاد یافته است.وبر با اتکاء به مطالعات تاریخی-تطبیقی به این نتیجه رسید که دیوان سالاری نمونه ی عالی عقلانیت است.وبر در بحث دیوانی کردن،نهادهای سیاسی را شرح می دهدو سه نوع نظام اقتدار را نام می برد:
1- سنتی 2- فرهمندانه 3 -عقلانی- قانونی

از نظر او تنها جهان نوین غربی می تواند یک نظام اقتدار عقلانی-قانونی را بپروراند و در همین جهان است که میتوان رشد کامل دیوان سالاری نوین را یافت.
در اقتدار سنتی : با رهبری سر و کار داریم که برای این به قدرت می رسد که خانواده و طائفه اش همیشه رهبر بوده اند.
در اقتدار فرهمندانه : این رهبر اقتدارش از قابلیت ها ویا از اعتقاد پیروانش به او سرچشمه می گیرد.
در اقتدار عقلانی -قانونی: در این نظام ،اقتدار از قواعدی سرچشمه می گیرد که عقلا ًوقانونا ًبه تصویب رسیده باشند.
لیبرال ومحافظه کار بودن وبرسبب شد که افکارش بیشتر توجه جامعه شناسان را جلب کند.
نظریه ی وبر بیشتر از نظریه ی مارکس توجه جامعه شناسان را به خود جلب کرد
زیرا که :
1- وبر از نظر سیاسی پذیرفته تر بود( لیبرال و محافظه کار )
2- از وبر به عنوان رقیب مارکس استفاده کردند ( بخصوص در آمریکا)
3- تفکر وبری دانشگاهی تر بود .
4- وبر بر سنت کانتی کار میکرد ( گرایش به تفکر بر حسب روابط علت و معلول)
5- کار وبر همه جانبه تر بود .

گئورگ زیمل :

وی بر خلاف مارکس و وبر که سالها نادیده گرفته شده بود ، در تحول نظریه ی جامعه شناختی آمریکا و نظریه ی عمده اش "کنش متقابل نمادین " ،اثرونفوذ فراوانی داشت.یکی از شگفتیهای کار زیمل آن بود که او نیز به همان قضایای پهن دامنه ای که ذهن مارکس و وبر را تسخیرکرده بود،تا اندازه ای پرداخت.فلسفه ی پول زیمل توجه گروهی از نظریه پردازان جدید را جلب کرد.او در اصل نگران پیدایش یک اقتصاد پولی در جهان نوین بود به گونه ای که از فرد جدا گردد وبر اوتسلط یابد وهمین موضوع به نوبه ی خود باعث چیرگی فرهنگ به عنوان یک کل بر افراد است.
گروه دو نفره وسه نفره ی زیمل :
او فکر می کرد که هرگاه یک گروه دو نفره،سه نفر شود، تحول جامعه شناسی تعیین کننده ای رخ می دهد ،امکانات اجتماعی تازه ای درین گروه پدیدار می شود برای مثال در گروه جدید ، یکی از اعضا می تواند در اختلافات میان دو نفر دیگر،نقش داور یا میانجی را ایفا کند و از این مهمتر ،دو تن از سه نفر می توانند با همدیگر همدست شوند و بر عضو سوم تسلط یابند و این قضیه در ابعاد کوچک همان رویداد ی را نشان دهد که ممکن است با پیدایی ساختارها ی بزرگ اتنفاق بیفتد ، بصورتی که این ساختارها از افراد جدا گردند و آغاز به تسلط بر آنها کنند

مکتب مهم آمریکا ( شیکاگو ):

گروه جامعه شناسی در دانشگاه شیکاگو در سال 1892 به وسیله " البیون اسمال"پایه گذاری شد . نقش او در نهادمند سازی جامعه شناسی اعتبار بیشتری دارد تا کارهای فکری اش.
مکتب شیکاگو رنگ مذهبی داشت ، برخی از اعضا ی این مکتب خودشان کشیش بودند وبرخی کشیش زاده . با هجوم پیامدهای مثبت و منفی شهرگرایی و صنعتی شدن این نظریه پدید آمد که جامعه شناسی باید به اصلاحات اجتماعی علاقمند باشد.یکی از خدمات اعضای این گروه "ویلیام تامس" تاکیدش به روی تحقیق علمی در امور جامعه شناسی بود . تامس با کتاب " دهقان لهستانی" توجهاتی را به سوی بررسی جهان تجربی با کاربرد یک چهارچوب تئوری سوق داد . بررسیها و تحلیل های بعدی وی جنبه خرد نگرانه به خود گرفت و همین تاکید یکی از ویژگیهای محصول نظری شیگاگو( نظریه کنش متقابل نمادین ) شد . او به خاطر این گفته روانشناختی – اجتماعیش مشهور است که " اگر انسانها موقعیتهایشان را تلقی کنند پس پیامدهای این موقعیتها نیز واقعی اند " شخصیت برجسته ی دیگر شیکاگو ، رابرت پارک است که اهمیت او برای تحول جامعه شناسی از چندین سرچشمه آب میخورد :
1- در گروه جامعه شناسی شیکاگو شخصیت مسلطی بود .
2- در اروپا آموزش دیده بود و توانست جامعه شناسان شیکاگو را به اندیشه های اروپا آشنا کند .
3- قبل از جامعه شناس شدن یک خبر نگار بود که توانست علاقه اساسی مکتب شیکاگو را به بوم شناسی شهری پدیدار کند .
4- راهنمای دانشجو یان فوق بود .
5- او و برجس نخستین کتاب درسی مهم و اساسی جامعه شناسی را با عنوان " درآمدی به علم جامعه شناسی " را نوشتند .

چارلز هورتن کولی :
بینشهای کولی در زمینه روانشناسی اجتماعی دارای نفوذ و تاثیر بوده است کولی به موضوع " آگاهی " علاقه داشت و معتقد بود که نباید آن را از زمینه اجتماعیش جدا کرد . " خود آیینه سان " وی بدین معنا ست که انسانها آگاهی کسب می کنند و این آگاهی در کنش متقابل و مداوم اجتماعی شکل میگیرد .مفهوم دیگرش " گروه نخستین " است که گروهی رودر رو است و با پیوند دادن کنش گر به جامعه گسترده تر نقش اساسی دارد اسا ساً در چهار چوب گروه نخستین است که خود آیینه سان پدیدار میشود و کودک خود محور یاد میگیرد که دیگران را به حساب آورد و از این طریق به یک عضو سهیم در جامعه تبدیل میشود .
هم کولی و هم مید از دیدگاه " رفتار گرایانه روی گردان بودند و با دیدی مثبت معتقد بودند که انسانها آگاهی و خرد دارند و جامعه شناسان باید این جنبه از واقعیت اجتماعی را شناخته و بررسی کنند . کولی از جامعه شناسان میخواست که خودشان را جای کنش گران مورد بررسی شان بگذارند و روش درونگری همدلانه را برای تحلیل آگاهی به کار برند .

مید :
مهمترین اندیشمند شیکاگو و نظریه اش کنش متقابل نمادین است . محصو ل مید: ذهن ، خود و جامعه است که توسط دانشجویانش گردآوری شد . و شاهستون نظریه کنش متقابل نمادین است . مید یک نظریه روانشناختی – اجتماعی را به جامعه شناسی آمریکا ارائه داد که با نظریه های اساساً اجتماعی بیشتر نظریه پردازان اروپایی در تضاد است (به استثناء زیمل )


افول مکتب شیکاگو :

افولش در دهه 1930 اوج گرفت ولی با مرگ مید و عزیمت پارک اهمیت آن از بین رفت . دلایل این انکسار عبارتند از :
الف ) توجه بیش از اندازه به آمار
ب ) اعمال سلطه انحصاری بر مجلات و امکانات بررسیها و مطالعات جامعه شناسانه
ج) ظهور و رشد سایر کانونها به ویژه هاروارد و اتحادیه آیوی




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
گاه شمار زندگي آگوست کنت
نگاهي کوتاه بر انديشه هاي اگوست کنت
آنتونی گیدنز ۶۸ ساله شد
سیری در اندیشه های لوئيس آلفرد كوزر
سیری در زندگی و اندیشه پوپر
گروه علوم اجتماعی
http://www.fasleno.com





مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۱۲ شهریور ۱۳۸۴
موضوع مرتبط :معرفی بزرگان علم
تعداد بازدید :3303
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)