یکشنبه، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 49 - 19صفحه
شهر و شهرداری
[ اسماعیل محمود نیا ]

آگوست کنت :
کنت،شاگرد و منشی سن سیمون بود.کنت درصدد حیثیت علمی برای جامعه شناسی بود،لذا به اثبات گرایی روی آورد.او از هرج ومرج رمیده بود ودیدگاه "اثبات گرایی" خود را برای مقابله با آنچه خود فلسفه ویرانگر روشن اندیشی می پنداشت،ساخته و پرداخته بود.او با بانیان روشن اندیشی و انقلاب مخالفت میکرد و حتی با کاتولیک های ضد انقلابی (بویژه دوبونالد و دومیستر)هم آواز بود،اما جهت کارش را میتوان از آنها جدا کرد.
1- اول اینکه او تصور نمی کرد که بازگشت به قرون وسطی امکان پذیر است،زیرا پیشرفت علم و صنعت این امر را امکان پذیر ساخته بود .
2- کنت نوعی نظام نظری بسیارپیچیده تر و کارآمدتر را ساخته و پرداخته کرد که برای شکل گیری بخش مهمی از جامعه شناسی کفایت می کرد.کنت احساس میکرد که پویایی اجتماعی از ایستایی اجتماعی مهمتر است و همین تاکید کنت بر دگرگونی ،علاقه اش را به اصلاح اجتماعی نشان می دهد.

نظریه ی تکاملی یا قانون سه مرحله ای از این قرار است:
1- مرحله الهیات : جهان تا سال 1300 میلادی (نظام فکری این بود که قدرتهای طبیعی وجود دارند و جهان اجتماعی و طبیعی ساخته و پرداخته خدایان است )
2- مابعدالطبیعی : جهان از سال 1300 تا 1800 میلادی (نیروهای انتزاعی مانند طبیعت ، هر چیزی را در نهایت تبیین می کنند)
3- اثبات گرایانه : جهان از سال 1800 به این طرف که شاخص آن اعتقاد به علم است.دراین مرحله انسانها گرایش دارند که از جستجوی علت های مطلق (خدا یا طبیعت) دست بردارند و به جای آن بر مشاهده ی جهان اجتماعی و طبیعی به خاطر کشف قوانین حاکم بر آنها تاکید ورزند.از دیدگاه کنت جهان بیشتر به دگرگونی فکری نياز دارد و برای همین دلیل برای انقلاب اجتماعی و سیاسی وجود ندارد. جامعه شناسی کنت پدیده های بزرگی همچون خانواده را واحد بنیادی تحلیل خود قرار می دهد، نه فرد را.

امیل دورکیم :
روشن اندیشی بر دورکیم و کارش ، هم اثر مثبت و هم منفی گذاشته بود. او از نظر سیاسی لیبرال و از نظر فکری ، محافظه کار بود. دور کیم از نابسامانی های اجتماعی بیزار و هراسان بود . او معتقد بود این نابسامانی های جهان نوین نیست و می توان آنها را با اصلاحات کاهش داددر حالی که مارکس مسایل جهان نوین را ذاتی جامعه ی جدید می انگاشت .
دور کیم در رئش جامعه شناسی ، وظیفه جامعه شناسی را برای بررسی واقعیت های اجتماعی ، یعنی نیروها و ساختارهای می داند که بیرون از افرادقرار دارند و برای آنها الزام آور است مثلا (قوانین نهادمند و باورهای اخلاقی مشترک)
او همچنین می خواست از طریق تحقیق جامعه شناسی فایده ی موضوع را نیز اثبات کند،مثلا در کتابی با عنوان خود کشی ،نشان می دهد که حتی کار کاملا فردی ماننده "خود کشی" یکپدیده کاملا اجتماعی است و این نمونه ی مجاب کننده برای اثبات اهمیت رشته ی جامعه شناسی است. از نظر دورکیم،جوامع ابتدایی با واقعیت های غیرمادی و بویژه با یک اخلاق مشترک و یا آنچه خودش "وجدان جمعی" می شناسد پیوند می خورد، در حالی که جوامع نوین "تقسیم کار" پیچیده انسانها را با نوعی وابستگی متقابل پیوند می دهد .دورکیم در صورتهای ابتدایی زندگی مذهبی،مذهب را به عنوان صورت غالی واقعیت اجتماعی غیر مادی معرف می کند که سرچشمه دین خود جامعه است .دورکیم به دو نوع واقعیت اجتماعی مادی و غیر مادی معتقدبود ولی تاکید اصلی اش بر واقعیت های اجتماعی غیر مادی (مانند فرهنگ و نهادهای اجتماعی ) بود.
دورکیم میدانست که بازگشت به عصری که در آن " نوعی وجدان جمعی " تسلط داشت امکان ناپذیر است ، اما احساس می کرد که میتوان اخلاق مشترک را در جامعه نوین تقویت کرد و مردم از این طریق بهتر می توانند باناهنجاریهایی که از آن رنج می برند مقابله کنند .
10- قضیه ی مهم زایتلین :
افراطی ترین صورت مخافت با افکار روشن اندیشی ، فلسفه کاتولیکی ضد انقلابی فرانسه بودکه با افکار لویی دوبونالد و ژوزف دو میستر ، مشخص می شود. ایندو نه تنها با روشن اندیشی بلکه با انقلاب فرانسه نیز مخالفت می کرد، زیرا این انقلاب را تا اندازه ای دستپرورده ی نوع تفکر مختص روشن اندیشی می انگاشتند. برای مثالدوبونالداز دگرگونیهای انقلابی رمیده بود و آرزوی بازگشت به دوران قرون وسطی را داشت او خداوند را سرچشمه ی جامعه می انگاشت و فرد را مز و پایه تر از معتقدات مذهبی می دانست.
1- برخلاف تاکید روشن اندیشان بر فرد، واکنش محافظه کاری ،بر جامعه و سایر پدیده های وسیع اجتماعی تاکید داشت.
2- از نظر محافظه کاران جامعه مهمترین واحد تحلیلی و تعیین کننده ی رفتار فرد است.
3- افراد تنها مهره هایی شمرده می شوندکه بخشهای سازنده ای چون نقش ها،مقامها،رابطه ها و ساختارها را پر می کنند.
4- در جامعه بخش های اصلی با یکدیگر ارتباط و اوابستگی متقابل دارندکه همین بنیاد اصلی جامعه به شمار می رود .
5- دگرگونی را تهدیدی برای جامعه و حتی افرادش می انگاشتند.
6- فقط عملکردهای مثبت نهادها و ساختارهای بزرگ را در نظر می گرفتند.
7- واحدهای کوچکی مانند خانواده،محله،گروههای مذهبی وشغلی را نیز مفید و اساسی می دانستند
8- دگرگونیهای نوین اجتماعی همچون صنعتی شدن، شهر گرایی و دیوانسالاری را پیامدهای مختل کننده می شناختند .
9- تاکید همواره، بر اهمیت عوامل غیر تعقلی همچون مناسک و تشریفات داشتند.
10- از وجود یک سلسله مراتب در جامعه پشتیبانی می کردند.
این 10 قضیه بالا را که واکنش محافظه کارانه در برابر روشن اندیشی پدید آورده بودباید به عنوان نخستین بنیاد فکری تحویل جامه شناسی درفرانسه بشمار آورد.
هر چند در این جا برعدم پیوستگی میان روشن اندیشی وضد روشن اندیشی تاکید شده است ، اما زاید من معتقد است که پیوستگیهییی نیز میان ایندو وجود دارد :
1- واکنش ضد روشن اندیشی بر علمی ساخته و پرداخته ی روشن اندیشی سوارشده بود
2- ضد روشن اندیشی ، تاکید روشن اندیشی برپدیده های جمعی را برداشته و بسیار آن را بسط داده بود.
3- هر دو مکتب به مسایل جامعه نوین وبویژه پیامدهای منفی آن برافراد، توجه نشان ميدادند.




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
گاه شمار زندگي آگوست کنت
نگاهي کوتاه بر انديشه هاي اگوست کنت
آنتونی گیدنز ۶۸ ساله شد
سیری در اندیشه های لوئيس آلفرد كوزر
سیری در زندگی و اندیشه پوپر
گروه علوم اجتماعی
http://www.fasleno.com





مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۵ شهریور ۱۳۸۴
موضوع مرتبط :معرفی بزرگان علم
تعداد بازدید :2366
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)