یکشنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - سال دوم - شماره 50 - 17صفحه
واقعيتي به نام اميدواري اجتماعي
[ دکتر مهدی پیروزنیا ]

بررسی چگونگی پاسخ جامعه به حرکتهای سریع اجتماعی و نهضتهای رادیکال و توان جامعه در حفظ دستاوردهای آن با توجه به عوامل درونی

در بررسی سیر تاریخی هر جامعه ای ، به دور ه هایی برخورد می کنیم که آن جامعه در شرایطی خاص و درمعرض آزمونی بزرگ قرار گرفته است . تجربه ی چنین دوره هایی است که می تواند

ازیک سو تواناییها و نقاط ضعف آن جامعه را آشکارساخته وازسوی دیگرتوان تشخیص کاستیها ، ضرورت و شیوه های اصلاح و بازسازی جامعه راآشکارسازد.گاه جامعه به دنبال بر داشتن گامی بلند به دستاوردهایی چشمگیر می رسد ، اما به رغم تلاش بسیار،آگاهی ازارزشهای  به دست آمده  و پرداختن هزینه های گزاف ، درحفظ  آن دستاوردها توفیقی نمی یابد و بزودی  بخش عظیمی  از دستاوردها راازکف می دهد و گاه اساسا"  ازدرک ارزش دستاوردها ناتوان است. 

عوامل عمده ای را که منجربه عدم توانایی جامعه درحفظ دستاوردها ی متعاقب یک حرکت سریع اجتماعی می گردد در وهله ی نخست می توان به دو دسته ی عوامل درونی یاداخلی  و بیرونی یا خارجی تقسیم کرد .  ( هرچند دراکثرمواقع عوامل خارجی نیزوابسته به عوامل درونی بوده و این عوامل به تنهایی نمی توانند در بقا و پایداری دستاوردها و توقف یا ادامه ی حرکت نقش عمده ای ایفا کنند . )  اما عوامل داخلی خود شامل عوامل زیرمی گردند :

عوامل تاریخی : سیرحرکت تاریخی هرجامعه ازنظرجهت ،مسیر، سرعت ، تجربه های گذشته  و میزان راه پیموده شده تا رسیدن به اهداف ، در چگونگی پاسخ جامعه به حرکتهای سریع احتمالی ، مهم و غیر قابل تردید است .

تاریخ یک جامعه و سیر حوادث و وقایع تاریخی آن تا آغازحرکت سریع، می تواند روشن کننده ی جهت ، سرعت تجربیات گذشته و فاصله ی تقریبی تا  رسیدن  به اهداف  باشد . از نظر تاثیرجهت               حرکت تاریخی جامعه (  که معمولا"  بطئی و کند اما ماندگار است ) نسبت به جهت حرکت سریع سه وضعیت ممکن است : اگر هردو حرکت هم سو باشند، امکان حفظ دستاوردهای حرکت سریع بیشتر است و درایده آلترین  وضعیت  یکی از اسلوبهای  حرکت  دیالکتیکی بطور کامل به وقوع پیوسته و سنتز حاصل شده چه به صورت سنتز تک عنصری خاص ( در اسلوب دیالکتیک قطبی) و چه به صورت سنتز چند عنصری (ترکیبی حاصل ازاسلوب هم آوردی یا تضمین متبادل

Mutual Implication   ) مشخص کننده ی مرحله ای از سیر تکامل دیالکتیکی جامعه بوده و به راحتی قابل از بین رفتن و اضمحلال نمی باشد .

اما اگر جهت دو حرکت دقیقا" بر خلاف یکدیگریا در جهات عکس یکدیگر   باشد در واقع نوعی تحمیل حرکت بر جامعه،برخلاف دیالکتیک تاریخی صورت گرفته است دراین حالت دستاوردهای ظاهر شده کمترین احتمال بقا و ماندگاری را دارد .

جهت حرکت سریع به وقوع پیوسته اگرغیرهم سو با حرکت تاریخی جامعه باشد ، ( غیرهمسو اما نه در جهت عکس ) پاسخ جامعه و میزان بقای آن از حداقل مطابق آنچه در حالت دوم ذکر شد، تا حداکثر یعنی آنچه در حالت اول بیان شد ، متغیر خواهد بود و عمدتا " به عواملی همچون انعطاف پذیری جامعه ، فاصله تا مقصد و اهداف یا راه پیموده شده و تجربیات گذشته ، توان درک فرهنگی و سطح معرفتی یا شناخت جامعه ، میزان انسجام درونی جامعه  و شکافهای اجتماعی موجود  و ساختهای جامعه ( اعم از شکافهای اقتصادی طبقاتی دسترسی یا محرومیت از قدرت یا شکافهای سیاسی و . . . ) و سرانجام توان جامعه در بازسازی خود و عوامل اقتصادی  وسیاسی دیگردارد .

 دیدگاه نگرش دیالکتیکی به تاریخ،ایجاب می کند که دربررسی چگونگی پاسخ جامعه به حرکتهای سریع یا جهشی به عناصر سازنده ی دیالکتیک شامل  بستر واقعی تاریخی به عنوان  بستر  وقوع دیالکتیک ، عوامل دیالکتیکی و اسلوب دیالکتیک و عوامل موثر وتعیین کننده ی آن اسلوب خاص توجه گردد .

عوامل سیاسی :   با توجه  به  تعبیر سیاسی جامعه  و منظور داشتن ابعاد و مرزهای آن ، ملت یا « دولت- ملت » مفهوم بهتری در جهت  آشکار سازی عوامل سیاسی می باشد . عمده ترین عاملی که دراین دسته عوامل باید ذکرکرد؛ شکافهای احتمالی میان دولت و ملت یا ساخت قدرت و جامعه است .  تلاش برای کاهش شکافهای احتمالی از منظرهای گوناگون اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی می تواند به افزایش میزان اعتماد متقابل میان دولت و ملت منجر شود . تلاش نخبگان قرار گرفته در ساخت قدرت یا دولت،درجهت تفهیم حرکات سیاسی - اجتماعی برنامه ریزی شده یا تصمیمات سیاسی اتخاذ شده در شرایط خاص و گاه بحرانی و جلب اعتماد مردم از طریق نشان دادن صداقت و اعتقاد به اتکای دولت به ملت   و اعتمادسازی از راه احترام به نظرات و آرای مردم ، بی تردید نقش به سزایی درانسجام جامعه و کاهش تضادهای درونی ( و نه تقابلهای سازنده ) دارد و به حفظ دستاوردهای حرکات اجتماعی سریع ( و گاه حتی رادیکال ) یاری می رساند .  

عوامل اقتصادی : توان اقتصادی جامعه خصوصا" به عنوان پشتوانه ای موثر و حیاتی برای حفظ دستاوردهای یک حرکت اجتماعی عاملی غیر قابل انکاراست .هرچند فضای احساسی متعاقب یک حرکت سریع اجتماعی هنگامی که آن حرکت  ،  همسو با خواست مردم  و حرکت تکاملی تاریخی  جامعه است ، می تواند توان و قدرت تحمل جامعه  را  در برابر فشارهای اقتصادی  احتمالی   و تغییرات سریع برنامه های اقتصادی که در اکثر مواقع منجر به تغییر موقعیت اقتصادی اعضای جامعه می گردد ( و از نتایج آن فقر بیکاری و پایین آمدن سطح رفاه برای گروهی از مردم است ) افزایش داده آنها را به تحمل شرایط بد  اقتصادی ترغیب کند ، همواره باید در نظرداشت که قدرت دفاعی انسان و جامعه دربرابرنیازهای مادی،محدود و شکننده است.طولانی شدن زمان محرومیت های اقتصادی وبی توجهی به نیازهای اولیه ی انسانها خصوصا" محرومین و افرادی که بیشتر در معرض آسیبهای ناشی از فقر اقتصادی هستند  ، سبب ایجاد ناتوان  جامعه  در حفظ  دستاوردهای متعاقب حرکتهای سریع، خواهد شد . بطور کلی هرجامعه ای که نتواند وضعیتهای اقتصادی ناشی ازحرکتهای سریع را بازسازی   و مشکلات اقتصادی  ناشی  از آن را در زمانی مناسب ، بسته به شرایط  و بستر اجتماعی  خود   ،  مرتفع نماید قادر به حفظ دستاوردهای ناشی از آن حرکت نیز ، علیرغم گاه پرداخت هزینه های به مراتب سنگین تر، نخواهد بود وهر حرکتی که  نیازهای حیاتی انسان و واقعیتهای انسانی را پاسخگو نباشد ، محکوم به شکست و حذف از صحنه ی تاریخ است .

عوامل اجتماعی و فرهنگی : ساختهای اجتماعی و نهادهای جامعه خصوصا"  ساختها و نهادهای

فرهنگی  ازمهمترین عوامل تعیین کننده ی توان جامعه در حفظ دستاوردهای ناشی از یک حرکت سریع یا یک حرکت بنیادی ( رادیکال ) می باشند . فرهنگ از آنجا که خود  در تعاریف مفهومی

( تفهمی ) و تبیینی نوعی دستاورد تعبیر میگردد   ،   به سبب  همسنخی آشکار،  مهمترین عنصر قرارگیرنده در برابر دستاوردهای یک حرکت است . سه وضغیت دیالکتیکی توصیف شده در قبل ( در بخش بررسی نقش عوامل فرهنگی ) در اینجا نیز حائز اهمیت و قابل توجه است . نوع تقابل فرهنگ جاری و فرهنگی که حرکتِ در حال وقوع ، مستعد ایجاد آن است ، تعیین کننده ی اسلوب دیالکتیکی و سنتز حاصل از آن در جامعه است .  ساخت های فرهنگی جاری یا موجود ، قدمت و میزان نفوذ آن در اذهان عمومی و سهم آن درایجاد منش های فردی وجمعی ( اجتماعی )می توانند مانع مهمی دربروزدستاوردهای یک حرکت یا بعکس تکمیل کننده ی آن دریک اسلوب دیالکتیکی اکمال متقابل یا Complementary  باشند .  

در شدید ترین شکل تضاد و تعارض،  دیالکتیک تحول به سوی اسلوب قطبی گرایش یافته و سنتز جدیدی متفاوت از هر دو فرهنگ شرکت کننده در دیالکتیک حاصل خواهد شد .

مسئله ی دیگری که دربحث تاثیرعوامل فرهنگی ، حائز اهمیت است و باید به آن توجه کرد وجود فرهنگها و خرده فرهنگهای موجود در جامعه و فاصله های فرهنگی گروهها و قومیتها از یکدیگر و از فرهنگ یا الگوهای فرهنگی مرجع در جامعه است . ملت آن گونه  که  در تعبیر سیاسی آن ، مطرح است  جامعه ای است  در ابعاد رشد یافته  که وجود مرزهای سیاسی و حاکمیت یک دولت ملی ،حدود آن را مشخص و محدود می کند . درنگاهی عمیق تر، ملت خود جامعه ای است بزرگ متشکل از مجموعه ای ازجوامع کوچکتر.اگرازتعابیر سیاسی استفاده کنیم واژه ی قومیت می تواند به گروهی از مردم جامعه  اطلاق گردد  که  عناصر مشترکی همچون زبان - گاهی حتی گویش یا لهجه - روابط خویشاوندی ، وجود سوابق و گذشته ی تاریخی مشترک و فرهنگی مشترک ؛ ریشه دار در سنتها و آیین های مشترک - آنچه در علوم اجتماعی خرده فرهنگ نامیده می شود  - آنها را هویتی مستقل ازدیگراعضای جامعه - در عین حفظ هویت ملی - می بخشد .هرچه الگوی فرهنگی مرجع ــ  یا درجوامع قدیمی ترکه نوعی رابطه ی غالب و مغلوبی در فرهنگهای موجود در جامعه یا به تعبیری درقومیتهای گردآورده شده زیریک پرچم ، وجود دارد ، فرهنگ غالب ــ  نزدیکتر به نقطه ی برآیند فرهنگها یا خرده فرهنگهای موجود باشد وفرهنگ  یا  خرده فرهنگ های قومیتها ، توانایی نزدیک شدن یاانطباق بیشتری برآنچه ازآن به عنوان فرهنگ ملی یاد می شود،داشته باشد، جامعه ازانسجام،پایداری وشانس بقای بیشتری برخورداربوده ودروضعیتهای خاص مانند وضعیت جامعه در شرایط بحرانی زمان حرکتهای تند و پس ازآن ، احتمال بیشتری درحفظ دستاوردهای آن حرکت دارد . این به آن معنی است که نزدیکی فرهنگها به یکدیگر و به فرهنگ یا الگوی فرهنگی مرجع یا غالب سبب می شود که خواستها وآرمانهای افراد درقومیتهای مختلف به یکدیگر نزدیکتر بوده و دستاوردهای مطلوب ناشی از حرکت ،  از سوی گروه بزرگتری از اعضای جامعه حفظ و پاسداری گردند . در واقع با تکرار پذیرش و اصراربرحفظ دستاوردهای فرهنگی برجِرم اجتماعی آن افزوده شده وشانس بقای آن افزایش می یابد.ازسوی دیگر پراکندگی فرهنگی درجامعه و دوری فرهنگهاو خرده فرهنگها از یکدیگر و از فرهنگ مرجع یا غالب یا سابقه ی سرکوب آنها از سوی فرهنگ غالب احتمال فروپاشی جامعه درابعاد ملی و امکان تجزیه ی آن را به هنگام بحرانها و در شرایط خاص بالا می برد .

مجموعه ی عواملی  که در این  بحث  نام  برده شد  ،  می تواند به پیش بینی نتایج حاصل از یک حرکت سریع،توان جامعه درحفظ دستاوردها ووضعیت آینده ی جامعه به عنوان یک سیستم دارای ساختهای سازمان دار - سازمان پذیر  و  نیز  تحلیل  علل شکست یا  پیروزی یک جامعه در حفظ نتایج و دستاوردهای یک حرکت در بعد تاریخی یاری رسانند . هرچند نباید از نظر دور داشت که جامعه به عنوان  یک  محصول  اشتراکِ  ذهنی - عینی انسانها  و  انسان  به عنوان  یک  موجود هوشمند دارای ذهن معناساز و تفسیرگر و دارای  قدرتِ  گریز از ساختهای اجتماعی  خودساخته

مطرح است وتمامی عوامل و علل ذکرشده، تنها میتواند احتمال وقوع یک نتیجه را بالا ببرند و به انجام یک پیش بینی علمی یاری رسانند،اماهرگزنمی توانند پاسخی قطعی درپیشگویی آینده بدهند .

انسان موجودی پویا و قادر به شکستن و تغییر ساختهای محدود کننده زندگی و دنیای خویش است




اطلاعات شما ذخيره شود ؟
مطالب مرتبط :
انــقلاب, پديده اى غربى يا جهانى؟
اهداف انقلاب اسلامي و چالش‏هاي آن در دهه سوم
دیالکتیک تغییر در دورانهای تاریخی و انقلاب معرفتی
جهانی شدن و انقلابات جهانی
به مناسبت سالگرد دهه فجر و پيروزي انقلاب اسلامي
دکتر مهدی پیروز نیا
pirooznia@fasleno.com





مشخصات مطلب :
تاریخ انتشار :شنبه، ۲۲ مرداد ۱۳۸۴
موضوع مرتبط :انقلابات و جنبش های اجتماعی
تعداد بازدید :851
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل ذخیره
ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران


اخبار
اساتيد
همايش ها
نمايندگي ها
دبیران صفحات

عضویت در فصل نو______
به خانواده علوم اجتماعی و فصل نو بپیوندید.
[ فرم عضویت ]

خبرنامه _____________
جهت اطلاع از به روز شدن مجله ايميل خود را وارد نماييد .

عضويت لغو عضويت


فروش نسخه شماره 1 نشریه فصل نو (آرشیو شماره 1 الی 40)