درباره ما ... _____________________________________________________
دوست من اگر با کلیک کردن دکمه ی ماوس،این صفحه را گشوده ای، به یقین در پی آنی که
بدانی در این مکان از فضای مجازی ،با چه چیزی و از سوی چه کسانی مورد خطاب
قرارگرفته ای؟
لابد در ذهن تو این سوال نقش بسته ؛آنانی که از دریچه ی علوم اجتماعی به هستی و
عالم بیکران و البته به جامعه ی انسانی و انسانها می نگرند، چه هویتی دارند و با
کدامین هدف و چه دیدگاهی چنین سخن می گویند ؟ چه می گویند و ماهیت حرفهای شان چیست
و انتظار چه نوع تعاملی با مخاطبان خود دارند ؟ و بسیاری سوالات دیگر
شاید در نخستین سخن برای معرفی خودمان باید از هویت و مسئولیتی سخن بگوییم که این
هویت بر دوشمان نهاده است . ابتدا از هویت آنچه ارتباط میان ما و شما را ممکن ساخته
از فصل نو و پارس درگاه ، آغاز کنیم و سپس به سراغ هویت گروه موسس فصل نو برویم .
فصل نو بر خلاف تمامی نشریات
تخصصی و عمومی که تا بحال دیده ای ، یک فضای پدید آمده برای گروهی خاص در معرفی
افکار و آثارشان نیست . به مدد امکانات شبکه و یاری موسسین و مسئولان پارس درگاه ،
فصل نو یک فضا ست . یک فضا ، عرصه یا حوزه ی عمومی ، برای تعامل همه ی آنانی که
دغدغه ی اجتماعی دارند و همه ی آنها که به این نتیجه رسیده اند که برای جامعه ی
امروزی با گستره ی مسائلی اینچنین پیچیده و بزرگ که شاهد آنیم ، راهی بجز اندیشه و
تعامل بین اذهان در قالب روشی علمی و منظم وجود ندارد . اگر در فضای واقعی امروز
بدلیل تعدد کانونهای قدرت و خصوصا" اتحاد قدرت سیاسی و اقتصادی که از خصائص قرن
حاکمیت و یکه تازی سرمایه داری است جای چندانی برای یک حوزه ی عمومی آزاد و کارآمد
باقی نمانده ، شاید فضای مجازی و کانونهای گفتگو در شبکه بتواند چنین حوزه ی آزادی
را فراهم آورد؛ جایی برای بحث و گفتگوی آزاد و بدور از هرگونه فشار از سوی کانونهای
قدرت ، مکانی برای بحث مجادله و نقد که در آن تنها صداقت ، تلاش صادقانه برای کشف
حقایق و یافتن راهها و استراتژیهای درست برای حرکت جامعه و استنادات علمی و نظریه
پردازی های آگاهانه، ملاک درستی سخن و حاکمیت آن باشد . بی شک اگر بتوانیم به چنین
هدفی ؛ عرصه ی عمومی فارغ از هر عامل بر هم زننده ی توازن علمی،دست یابیم یا حتی به
چنین هدفی نزدیک شویم ، به عالی ترین صورت کنش ارتباطی که خود راه حل موثری در
اکتساب علمی پاسخها ی کاربردی و ممکن به مسائل اجتماعی وجامعه است ، دست یافته ایم
. در این راه باید از تلاش موسسین و مسئولان پارس درگاه یاد کنیم ؛ آنها که هدفی جز
ساختن یک عرصه ی عمومی آزاد و مستقل نداشته و ندارند و این فضا را برای بسیاری از
گروههای علمی ایجاد کرده اند . تلاششان را سپاس می گوییم و ادامه ی راهشان در فرهنگ
سازی و عالمانه اندیشی در این جامعه را مستدام و پایدار می خواهیم .
فصل نو بالطبع و بدلیل اهداف و ماهیت علمی آزاد و گریزان از هر گونه کانون قدرت ،
نه می تواند و نه می خواهد وابستگی گروهی ، جناحی ، حزبی و حتی ایدئولوژیکی داشته
باشد و با اطمینان می گوییم که ندارد و نخواهد یافت.
اما هویت ما ؛ نخست آنکه ایرانی هستیم و ایرانی بودن یعنی وارث امانتی بس سنگین
بودن . امانتی که بخواهیم یا نه ، وارث آنیم و این یعنی مسئولیتی بزرگ
ما وارث سنت آزادیخواهی و آزاد اندیشی کورش ، پیامبر بزرگ ایرانی ، ذوالقرنین قرآن
و بنیانگذار نخستین منشور آزادی ملل و انسانها هستیم . همو که کسی را برای بندگی
خود به بند نکشید ، اما بزرگی منش و عدالت در رفتارش ، هر انسان آزاده ای را مجذوب
و مفتون می ساخت و ملل مختلف نه به اجبار که به میل خود و برای استفاده از عدالت ،
آزادی ، امنیت و رفاهی که بدلیل علم ، ذکاوت ، آزادگی و یکتاپرستی او در سرزمینهای
تحت حکومتش برقرار بود ، خاک خود را ضمیمه ی خاک ایران می ساختند .
ما وارثان اندیشه های دینی پیشرو در تاریخ این سرزمین . وارث زرتشت ، مانی ، مزدک و
. . . آنها که یکتا پرستی را در جسم و جان ایرانی کاشتند و به او معیار شناخت حقیقت
دین را اهدا کردند و بدینسان این سرزمین نقش بزرگ و همواره ای در شناخت پیشرو از
دین ایفا کرده است و اینسان بود از ثمره ی تلاش این موحدان بود که اندیشه ی ایرانی
توان شناخت اسلام این بزرگترین و کاملترین هدیه ی خدا به انسان را پیدا کرد .
اسلامی که در سرزمین نزول قران به سختی درک شد و جز تعداد معدودی نتوانستند به درک
آن نائل شوند ، از هر نقطه ی ایران که گذشت درخت تناور ایمان از خود بر جای گذاشت و
موحدانی
ما وارثان سنت « شهر پیامبریم » . همان مسجدی که در آن بیگانه ای وجود نداشت . هر
کس از گرد راه می رسید و سر در خانه ی خدا می کرد مهمان نبود که صاحبخانه بود .
همان مسجدی که بزرگش که به حق بزرگترین و والاترین انسان همه ی تاریخ بشریت بود ،
برای مردمی که در آنجا گرد آمده بودند حق تعیین سرنوشت قائل بود .ما وارث آن سنتیم
که بزرگترین دموکراسی زمینی بود همه در کنار یکدیگر و برای یکدیگر باید همه ی حرفها
را شنید و فارغ از هر قدرتی تنها به حرف درست تر ، صادقانه تر و مفیدتر به حال
انسانیت رفتار کرد. جامعه نه می تواند و نه باید که فرد را ندیده انگارد و فرد نیز
جز در یک زندگی اجتماعی ودرون یک جامعه ی سالم امکان تکامل و رشد و کسب آگاهی و
معرفت را ندارد .
ما وارثان علویت آگاهیم . همان علویتی که از مرزهای سرزمین عرب فراتر رفت و تنها در
این سرزمین به معنای واقعی و درست خود درک شد . همان جامعه ی مسلمینی که هنگام رحلت
پیامبر به تعداد انگشتان دست عضو داشت و لکن هرچه زمان به جلو رفت بیشتر و بیشتر
وسعت یافت و این نبود جز در سایه ی جد و جهد پیشوایانی که عالمانه مردم را بسوی
معرفت و شناخت هدایت می کردند . هر کس به واقعیت دین پی ببرد و به دریای شناخت راه
یابد ، علوی است و علوی بودن و ماندن جز بر پایه ی کسب معرفت و شناخت و تلاش برای
دانستن و فهمیدن و به مبنای علم دست یافتن امکان پذیر نیست .
و ما وارثان زمینیم در فردای امروز که به یقین برای ادای مسئولیت در آن فردا
پیشاپیش باید به سلاح دانش و شناخت ؛ علم و معرفت و راههای پویای کسب آن دست یافت .
ما وارثان . . .
این همه کافیست تا عمق مسئولیت و تعهد به امانتی که اینک بر شانه های ماست ،ما را
در راهی که آغاز کرده ایم مصمم تر و محکم تر سازد .
اکنون تو نیز دوست خوب من اگر آماده ی تلاش در راه کسب معرفت و شناخت ظرفیتهای
انسان و جامعه هستی و به تعامل خلاق در فضایی فارغ از هر گونه فشار و اعمال قدرت می
اندیشی تا به آینده ای روشن و شفاف برای آینده ی جامعه ات دست یابی ، دستان ما را
دریاب . ما آماده ی فشردن دست تمامی انسانها با هر ایده و مرام اما پایبند به
ارزشهای انسانی ، اخلاقی و روش علمی هستیم که علوم اجتماعی را ابزار مناسبی برای
ایجاد جامعه ای بهتر و انسانی تر می دانند .